X
تبلیغات
مهدویت - حضرت مهدی(عج)



درباره وبلاگ

» اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

اوقات شرعي


حديث روز


عضويت

براي مطلع شدن از اضافه شدن مطالب جديد به وبلاگ در اين قسمت عضو شويد .

خبرنامه وبلاگ را اينجا وارد كنيد .

امکانات وبلاگ

بهترین وبلاگ ،کد آهنگ،تصاویر گیف،مطالب متنوع

شبکه وبلاگی استان کردستان

یا صاحب الزمان (عج) ما به دامان تو هجرت می کنیم

بیش از یازده قرن از غروب بزرگترین طلوع خاندان نبی اکرم (ص) می گذرد و ما همچنان زمزمه می کنیم: یا صاحب الزمان ما به دامان تو هجرت می کنیم. یا بن فاطمه سال ها از پی هم می گذرند و نو می شوند اما چشم ما به دیدار تو منور نمی شود.سال ها چشم انتظاری،عجیب است که درمانده مان نکرد!بیش از این چشم انتظاری از ما مخواه که دشواراست غریبانه زیستن در آبستن تکرار روزگاران.یا مهدی موعود(عج)! شما که بدقول نیستی لابد بی معرفتی از ماست که اجابت نمی کنی انتظار دیرین مان را .

یا صاحب الزمان!همه فرزندانمان را که به عشق شما ˈمهدیˈ نام نهادیم قد کشیدند و در فراغ آفتابی ابدی پیر شدند، انتظار موهای پدران و مادرانمان را سپید کرد.همه جمعه ها را ˈاللهم عجل لولیک الفرجˈ گویان سپری کردیم،دعای بدرقه همه اذان های ما تعجیل در فرج ظهورتان بود،بهترین پیوندهای زندگی را از مرگ تا تولد از عزا تا عروسی با صلوات برای شما و خاندانت پشت سر نهادیم اما شما نیامدی.یا بن فاطمه(س) چند قرن است که نگاه هایمان روبه خورشید است تا طلوعی ابدی ببینیم اما هنوز نمی دانیم کجای روز هستی؟آری حق با شماست عاشقی دردسری بود نمی دانستیم،شرط آن بی بال و پری بود نمی دانستیم...

عصر انتظار عصر ايجاد استعداد و تمرين آمادگي جامعه شيعي و توسعه اين آمادگي، براي ورود به عصر ظهور است.همچنان‌كه عصر ظهور، عصراجراي احكام ديني و عملياتي‌شدن برنامه‌ها و اهداف اسلام در تحقق جامعة توحيدي جهاني است.به گونه‌اي که سخن از انتظار و آرزوي رسيدن به آرمان ظهور، بدون توجه به مسأله زمينه سازي و بررسي عوامل بستر‌ساز رخداد ظهور، بي‌ثمر و بي‌معنا خواهند بود.واژه انتظار، خود گوياي حضور عيني و تلاش عملي براي تغيير وضع موجود با هدف بستر‌سازي يک تحول عظيم است؛ تحولي که به زمينه‌سازي و فراهم شدن شرايط، نياز دارد.   در اين راستا  امام خميني (ره) با طرح انديشه حکومت اسلامي ولایت فقیه در عصر غيبت به «انتظار»، معنا و مفهوم تازه ‌اي بخشيد.

 ايشان ضمن مقابله با ديدگاههاي انحرافی فرمودند: انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما بايد کوشش کنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا کند و مقدمات ظهور، ان‌ شاء الله تهيه شود.نبود آگاهی از فلسفه غيبت حضرت ولی عصر (عج) بزرگترين آسيب برای اسلام است چرا كه  زمينه را برای جولان فرهنگی دشمنان اسلام ايجاد مكاتب انحرافی، تهاجم فرهنگی و تضعيف اعتقادات افكار عمومی جامعه فراهم می‌كند. 

بر اين اساس ، وقتي فرهنگ عمومي جامعه، براساس آموزه‌هاي ديني تعريف و نهادينه شود، طبيعي است که ساير جهت‌گيري‌هاي اجتماعي و سياسي جامعه نيز صبغه ديني به خود مي‌گيرد و کارکرد‌ها و عکس العمل‌هاي جاري در جامعه، بر اساس معيار‌هاي ديني، سامان مي‌يابد. آن ‌وقت است که تولي و تبري، دشمن‌شناسي، حمايت از حق، يکپارچگي برابر باطل ودر رفتار‌هاي اجتماعي مردم به صورت هدفمند، تثبيت مي‌شود.

هر چند در سال‌های اخیر  در این راستای گامهایی برداشته شده اما شواهد نشان مي‌دهد رسالتی که بر عهده نهادها و سازمان‌های فرهنگی در جایگاه كانون‌ اصلي‌ برنامه‌ريزي‌ فرهنگي‌ كشور گذاشته شده، بسیار سنگین‌تر و حائز اهمیت‌تر است و راه ناپیموده زیادی در عرصه تبیین، ترویج و تعمیق فرهنگ انتظار و معارف مهدوی تا رسیدن به وضعیت مطلوب و اعتلای فرهنگ انتظار وجود دارد، ‌فرهنگی اصیل و ارزش‌مند که در اعتقاد تشیع از محتوایى اصلاح‌گر، امیدبخش، تحرک‌آفرین و تعهد‌آور برخوردار است و در صورت تحقق و شکوفایی، قدرت‌ پاسخ‌گويي‌ به‌ نيازها و بهره‌گيري‌ از فرهنگ اصیل اسلام در جهت‌ رشد و كمال‌ معنوي‌ را در ابعاد مختلف  دارا می باشد.

حق با شماست، راه وصال شما صراط مستقیم بود و ما بیراهه می رفتیم .یا امام غایب ناظر!حق با شماست دیدنتان چشم دل می خواهد که ما نداریم.درست می گویید پله های ترقی ما روبه دنیاست نه رو به شما و خاندانتان، این ماهستیم که قرارمان را فراموش کرده ایم.یا صاحب الزمان قسمتان می دهم به اشک هایی که از چشمان از ما بهتران جاری شد،به چله های عهد که برقرار شد. به دعاهای ندبه و فرج بیا تا چشممان روشن شود ،بیا تا تکلیف ما با روزگار هفت رنگ روشن شود.یا صاحب الزمان ما به دامان تو هجرت می کنیم،باردیگر با تو بیعت می کنیم،اللهم عجل لولیک الفرج

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | دوشنبه یازدهم فروردین 1393 - 14:24 |


فاطمه(سلام الله علیها) الگوی بانوان منتظر

در جایی كه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را به عنوان الگوی خویش مطرح می‌فرماید، تكلیف امثال ما در لزوم الگوگیری از آن وجود نورانی مشخص است.از این رو ابتدا باید ملاحظه كرد این اولین و تنهاترین مدافع ولایت و امامت دارای چه منزلتی است و سیره‌ی عملی آن بزرگوار در مواجهه با حوادث روزگار و مسائل زندگی چه بوده است؛ تا بتوان از آن حضرت در زندگی فردی و اجتماعی خود الگو گرفت.

 

فضائل حضرت فاطمه علیهاالسلام

1. بزرگ زنان در جهان

در احادیث فراوان؛ چه در منابع تشیع و چه در اهل سنت[1] و در زیارات ائمه اطهار علیهم السلام، حضرت فاطمه علیهاالسلام به عنوان سیدة النساء العالمین (سرور زنان عالم) نامیده شده است.

2. حدیث كساء و منزلت حضرت زهرا علیهاالسلام

فرازهای حدیث شریف كساء[2] عظمت وجودی سرور زنان دو عالم را روشن می‌نماید.

الف. معرفی اهل بیت علیهم السلام بر محور فاطمه توسط خداوند

آنگاه كه خداوند اهل بیت را كه در زیر كساء جمع شده بودند برای ملائكه معرفی می‌نماید می‌فرماید.

«هم، فَاطِمَة وَ أَبُوهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنَوْهَا؛آنان، فاطمه و پدرش و شوهرش و فرزندانش هستند».

ب. حضرت فاطمه علیها السلام خبر دهنده اتفاقات آسمانها

مطلب مهمتر این كه اگر كسی متن این حدیث را خوب مشاهده كند، می‌بیند اتفاقات و گفتگوهایی كه در آسمانها می‌شود، همه از زبان فاطمه علیها السلام نقل شده است. این نشانه احاطه‌ی فاطمه علیها السلام به ملكوت آسمانهاست؛ آنجا كه می‌فرماید: «یَا مَلَائِكَتِی وَ یَا سُكَّانَ سَمَاوَاتِی‏... ؛ خداوند فرمود: ای فرشتگان و ای ساكنان آسمانهایم!» یا آنجا كه دارد... «فَقَالَ الْأَمِین جَبْرَائِیل یَا رَب‏... ؛ جبرئیل گفت: ای خدا!...».

3. همتایی برای امامت

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «لَوْلَاكَ لَمَّا كَانَ لَهَا كُفْوٌ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ» «یا علی! اگر تو نبودی، برای فاطمه علیهاالسلام همتایی در روی زمین نبود.»[3]

4. لیلة القدر در قرآن

امام صادق علیه السلام فرمود: «.... «لیل» فاطمه علیها السلام است و «قدر» خداوند عزوجل. پس كسی كه فاطمه را (به تمام معنا) بشناسد ـ آنچنان كه حقش هست ـ لیلة القدر را درك كرده است».[4]

5. الگو و مقتدای امامت

رسول اكرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «اقتدوا بالزهراء؛ از زهرا علیها السلام پیروی كنید».[5]حضرت حجت بن الحسن كه خود الگوی جهانیان است، در روایتی حضرت، فاطمه علیها السلام را الگوی خود معرفی می‌فرمایند: «برای من در (وجود) دختر رسول خدا الگوی نیكویی است».[6]

6. حجت بر حجت های خدا

امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند: «ما حجت خداوندیم بر خلائق و مادر ما فاطمه علیها السلام حجت خداست بر ما»[7]


رابطه‌ی حضرت فاطمه علیهاالسلام با امام زمانش

1. معرفت به مقام امامت

حضرت علی علیه السلام امام زمان حضرت فاطمه علیها السلام بوده است؛ از این رو حضرت فاطمه علیها السلام در معرفی علی علیه السلام به كسی كه زبان سرزنش به علی علیه السلام گشوده بود، فرمودند: «... او امام ربانی و الهی، مركز توجه همه عارفان و خداپرستان، فرزندی از خاندان پاكان، گوینده بحق، جایگاه اصلی محور امامت و... است».[8]

«پدران این امت، محمد صلی الله علیه و آله وسلم و علی علیه السلام هستند؛ كه كجی‌ها را راست و انحرافات را اصلاح می‌نمایند (اگر مردم اطاعتشان كنند) این دو [حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم و امام علی علیه السلام‌] آنان را از عذاب جاویدان نجات می‌دهند و اگر با ایشان موافق و همراه باشند، نعمت‌های پایدار خداوند را ارزانی شان می‌دارند.»[9]

این معرفت به امام زمان خود، ویژگی حضرت فاطمه علیها السلام است كه آگاه به فلسفه امامت و ره آورد آن می‌باشد؛ از این رو در قسمتی از خطبه‌ی خویش در مسجد مدینه، یكی از فلسفه‌های امامت را خطاب به مهاجران و انصار چنین می‌فرماید: «خداوند اطاعت و پیروی از ما (اهل بیت) را سبب پایداری امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و در امان ماندن از تفرقه‌ها قرار داده است.» [10]

2. همراه امامت

الف) همراهی به عنوان همسر

دخت گرامی پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در تمام لحظات عمر شریف خود در انجام وظایف خانوادگی و تربیتی و فراهم آوردن آسایش و آرامش خانه، كمك و همراه امام علی علیه السلام بود. و كانونی مالامال از محبت و مهربانی برای پرورش فرزندانی چون امام حسن و امام حسین و زینب و ام‌كلثوم علیهم السلام فراهم آورده بود.

ب) همراهی به عنوان مأموم

فاطمه زهرا علیها السلام بعد از ماجرای غصب خلافت امیرالمۆمنین علیه السلام تا لحظه‌ی شهادتش هرگز سكوت نكرد و پا به پای امام خود ـ آنجا كه باید از امامت دفاع كند ـ حاضر شد؛ چه آنجا كه بر در خانه‌های مهاجرین وانصار رفت و از آنان یاری طلبید[11] و چه در سخنرانی‌هایش، چه بیت‌الاحزانش، چه وصیتش و... اینها همه نمونه‌هایی از همراهی فاطمه علیها السلام با امام زمانش می‌باشد.برماست تا با سرمشق قرار دادن مبارزات این سرباز حقیقی امام علی علیه السلام به دفاع از فرزندش كه امام عصر ماست بپردازیم و با شناخت موقعیت‌ها و شیوه‌های مناسب از وجود مبارك یوسف فاطمه‌ علیها السلام دفاع نماییم.

 

پی نوشت:

[1] . بحارالانوار، ج37، ص67 ـ صحیح بخاری (كتب اهل سنت)، ج8، ص78.

[2] . تفسیر العیاشی، ج1، ص349؛ شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، حدیث كساء.

[3] . بحارالانوار، ج43، ص107.

[4] . بحارالانوار، ج43، ص65.

[5] . صدوق، معانی الاخبار، ص114.

[6] . الغیبه طوسی، ص268.

[7] . الكوثر، ج2، ص114.

[8] . دشتی، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیها السلام، به نقل از ریاحین الشیعه، ج1، ص93.

[9] . همان.

[10] . بحارالانوار، ج3، ص158و معانی الاخبار، ص354 و كشف الغمة، ج2، ص40.

[11] .اختصاص، ص178و بیت الاحزان، ص117


لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | چهارشنبه ششم فروردین 1393 - 12:37 |


کرامت انسانی در حکومت مهدوی

پاسداری از کرامت انسانی، عدالت، رفع ظلم، فقر و تبعیض از جوامع بشری از مشترکات آموزه مهدویت و اعلامیه حقوق بشر است. خداوند در قرآن می فرماید: « وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً»؛ « ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم و آن ها را در خشکی و دریا، (بر مرکب های راهوار) حمل کردیم و از انواع روزی های پاکیزه به آنان روزی دادیم و آن ها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده ‏ایم، برتری بخشیدیم».(1)خدا همه آدمیان را گرامی می دارد و حیات و استفاده از خشکی و دریا و کسب روزی پاک را از حقوق همه آنان می داند؛ یعنی زن و مرد، پیر و جوان، هر دین و مذهب، و رنگ و نژادی در هر سرزمین جغرافیایی از آن جهت که انسان اند، حق دارند از خشکی ها و دریاها بهره مند شوند و رزقی پاک به کف آورند و زندگی کنند.

همه آیین ها و مذاهب الهی و غیر الهی به آمدن اصلاح گری حقیقی و بزرگ، نجات بخشی مهربان، ظلم ستیزی نستوه، هدایت گری آسمانی، عدالت خواه و عدالت گستر خدایی و حاکمی دینی نوید داده اند که حکومت او مشرق و مغرب زمین را فرا می گیرد. در مکتب تشیع این موعود، مهدی آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف است که همچون رسول خدا صلی الله علیه و آله زمام حرکت تاریخ را در دست می گیرد، عقل های مردم را به کمال می رساند، آنان را با حکمت و موعظه حسنه به راه هدایت و سعادت دعوت می کند و به درجه ای از رشد فرهنگی و تربیتی می رساند که عدل را می جویند و آن را تحمل می کنند.(2)

حقوق بشر که در سال 1948 میلادی برای جلوگیری از اختناق و تبعیض تصویب شد، مهم ترین سند بین المللی به شمار می رود و کرامت انسانی شاه بیت اعلامیه آن است؛ چنان که مقدمه و اصل اول آن بر کرامت و حیثیت ذاتی انسان تأکید می کند. این مقدمه، کرامت و حقوق برابر همه افراد را پایه و اساس آزادی، عدالت و صلح در جهان برمی شمرد؛ چنان که با فراموشی حقوق انسان ها و کوچک شمردن آن، اعمال وحشیانه ای رخ خواهد نمود که ضمیر هر انسان پاک فطرتی آزرده خواهد شد. اما آیا حقوق انسان، کرامت انسان، عدالت، برابری، رفع ظلم، تبعیض، دفع فقر و محرومیت دیگر آرمان های در اعلامیه حقوق بشر غیر از آرمان منتظران ظهور منجی در آخرالزمان به طور عام و منتظر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به طور خاص است؟

همه مفاهیم ارزشی در اعلامیه حقوق بشر مانند کرامت انسان، آزادی، برابری و تساوی انسان ها در حقوق و عدالت فراگیر در همه زمینه های فرهنگی، قضایی، اقتصادی، ریشه کن شدن ظلم و تبعیض، دفع فقر و محرومیت از ویژگی های حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. با این وجود اعلامیه حقوق بشر به مسئله مهم توحید و خداپرستی که از آرمان های اصلی انقلاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است، نپرداخته است.

خداپرستی آرمان همه انبیای عظام و اولیای آنان است: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَی اللّهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَةُ فَسیرُوا فِی اْلأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبین»؛ «ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید! خداوند گروهی را هدایت کرد و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت؛ پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب‏ کنندگان چگونه بود».(3)

از این رو امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حاکمیت جهانی ایشان، تحقق آرمان های مثبت اعلامیه جهانی حقوق بشر است، اما حکومت امام بر اعلامیه جهانی حقوق بشر برتری دارد؛ زیرا تشکیل حکومت جهانی آرمانی را به واقعیت تبدیل می کند که اعلامیه تا کنون تنها به صورت توصیه ای به آن پرداخته است. امام بی اجبار و تهدید عقل های مردم را بالا می برد، دانش و بینش را تعالی می بخشد، عقل های آدمیان را بر هواهای آنان غالب می کند، ستمگرانی را که مانع اجرای عدالت هستند با قدرت از سر راه بر می دارد و مستضعفان جهان را بر جهان حاکم می کند: «وَ إِذا یُتْلی عَلَیْهِمْ قالُوا آمَنّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّنا إِنّا کُنّا مِنْ قَبْلِهِ مُسْلِمین»؛ « و هنگامی که بر آنان خوانده شود، می‏ گویند: به آن ایمان آوردیم؛ این ها همه حق است و از سوی پروردگار ماست؛ ما پیش از این هم مسلمان بودیم».(4)

حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پایان دهنده ظلم و بی عدالتی است. همه آرمان های نیک و پسندیده در اعلامیه حقوق بشر در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به گونه جهانی محقق خواهد شد، اما نه با حکومت ظالمان، استعمارگران، استثمارکنندگان و دولت های ستم پیشه؛ بلکه به دست موعود الهی تا منتظرانش به او بپیوندند. یهودیان، رزتشتیان، مسیحیان و انسان های پاک فطرت هم آرمان خود را در او می یابند و مطلوب خویش را در او می بینند. اگرچه امروز در نام او اختلاف دارند، اما وقتی خورشید حقیقت آشکار شود و ندای عدالت گستر همه مرزهای فکری و جغرافیایی را در نوردد، مستضعفان و مظلومان و حقیقت جویان به او ایمان خواهند آورد. آن گاه است که امام با پشتوانه الهی قیام می کند، دریچه جدیدی در تاریخ بشر می گشاید و به انسان ها حیات تازه ای می بخشد.

حضرت دستی بر سر مردم می کشد و عقلشان را کامل می کند و انسان عاقل حقیقت را می فهمد و به آن اقرار می کند؛ زیرا شرک از روی جهل است و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم عقل ها را بیدار می کند و دانش، دانایی و آگاهی آنان را بالا می برد تا کسی در برابر حقیقت جاهل نباشد. بدیهی است که انسان های تشنه حقیقت وقتی پراغ حقیقت را روشن یافتند، از نور آن بهره مند می شوند؛ مگر کسانی که دشمن آن باشند و مانع اجرای حق و عدل شوند که در این صورت با قدرت ربانی آن حضرت نابود می شوند.(5)

ار نگاه حقوق بشر، انسان به سبب کرامتش حق حیات دارد و نمی توان او را کشت. قرآن این مسئله را محترم شمرده و آن را به منزله کشتن همه انسان ها دانسته است، مگر برای قصاص یا وقتی فسادی در زمین برانگیخته باشد: « مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلی بَنی إِسْرائیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی اْلأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعًا وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النّاسَ جَمیعًا وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَیِّناتِ ثُمَّ إِنَّ کَثیرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِکَ فِی اْلأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ»؛ « به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسان ها را کشته و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آن ها، پس از آن در روی زمین، تعدی و اسراف کردند».(6)

در حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف انسان به کرامت حقیقی خود دست می یابد. امام همانند پدری مهربان برای همه انسان ها، آدمیان را از کرامت انسانی بهره مند خواهد کرد. مکارم اخلاق را کامل می کند، شهرها را آباد می سازد، بندگان خدا را حیاتی دوباره می بخشد، حق را استوار می سازد، باطل را نابود می کند، دادرس مظلومان و یاور بی کسان می شود، احکام بر زمین مانده خدا را زنده و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله نشانه های دین را اجرا می کند و در حقیقت از کرامت انسانی پاسداری می کند؛ چیزی که اعلامیه جهانی حقوق بشر فقط از آن سخن گفته است و در مرحله نه تنها اقدامی نکرده؛ بلکه به نظاره زیر پا گذاشتن این کرامت نیز نشسته است.

 

پی نوشت ها:

1. اسراء: 70.

2. بحارالانوار، ج52، ص 328.

3. نحل: 36.

4. قصص: 53.

5. مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی دکترین مهدویت، مقاله مهدویت، حقوق بشر و کرامت انسانی، ص 268.

6. مائده: 32. 

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | جمعه یکم فروردین 1393 - 19:15 |


هفت سین سفره دلت را به نام امام زمان بزن

کم کم سال جاری به پایان رسیده و رایحه‌ی خوش حلول سال جدید به مشام می رسد.امام صادق علیه السّلام فرمودند:هیچ نوروزی نیست مگر آن كه ما در آن روز منتظر فرج [ظهور قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم] هستیم؛ چرا كه نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است. [1]یکی از سنت‌های پسندیده که در این ایام متداول و شایع است، دعا در لحظه‌ی تحویل سال است. برخی از مردم به مساجد رفته و در آن‌جا مشغول دعا و راز و نیاز با معبود می‌شوند. برخی به دیدار بزرگ خانواده یا فامیل می‌روند، گروهی نیز در جمع خانواده‌ی خود در کنار سفره‌ی هفت سین نشسته و برای یکدیگر دعا می کنند.

رحمت خداوند بر این اعمال و دعاها نازل می‌شود و گاهی به برکت این اعمال بلا از یک خانه یا یک محله و یا حتی از یک کشور دور می‌شود. همان‌طور که خداوند عزّوجلّ فرموده است:«قُلْ ما یَعْبَۆُا بِكُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاۆُكُمْ»؛ «بگو اگر دعاهاى شما نباشد، خداوند به شما اعتنایى نخواهد كرد» [2]همه در کنار سفره‌ی هفت سین نشسته‌اند. هرچه زمان بیشتر می‌گذرد و به لحظه‌ی تحویل سال نزدیک‌تر می‌شود ضربان قلب‌ها هم تندتر می‌شود. هر کس برای خودش کاری می‌کند. یکی قرآن می‌خواند، دیگری دعا. یکی زبانش به ذکر مشغول است و یکی دلش.

مهم نیست چه ذکری بگویی، یا با چه زبان و لهجه‌ای با معبودت راز و نیاز کنی. بلکه آنچه دارای اهمیت است این است که همه با هم یک‌صدا شویم و برای فرج ولی غریب این عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا کنیم بلکه با این کار بتوانیم ذره‌ای کوچک از حقوق آن بزرگوار را اداء کنیم.چه زیباست سالی که بهارش ظهور امام زمان (علیه السلام) باشد و چه مبارک است سالی که با دعا برای امام زمان آغاز شود و چه شیرین است سالی که لحظه‌ی آغازش با رضایت و اطاعت ولی عصر (ارواحنا فداه) قرین باشد. که آن‌حضرت فرمود:«أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏» ؛ «برای امر ظهور بسیار دعا کنید که همانا گشایش امور شما در آن است» [3]

 

بایید نام خود را در لیست منتظران حقیقی ثبت کنیم

بی شک یکی از راه‌های یاری امام عصر (علیه السلام)، نصرت آن‌حضرت با زبان است. اگر امام زمانمان را یاری کردیم، آن وقت امید می‌رود که در کسوت زیبای انتظار و در زمره‌ی منتظران ظهور قرار گرفته باشیم.انسان‌هاى عصر غیبت وجود مبارك ولىّ عصر عجل اللّه تعالى فرجه یا در زمره منتظران آن حضرت‌اند؛ یا نیستند و آنان كه در گروه منتظران نیستند ناگزیر در زمره متحیران وادى ضلالت و جاهلیت‌اند. [4]

بزرگ‌ترین دعا در مناسب‌ترین زمان

«آیت الله موسوی اصفهانی (ره)» در کتاب گران‌سنگ «مکیال المکارم» در بخش ذکر زمان‌هایی که دعا برای حضرت صاحب الزمان-عجّل اللّه فرجه الشریف و درخواست ظهور آن جناب از درگاه خداوند، سفارش و تأكید بیشترى شده، چهل و یک مورد را ذکر کرده است که دو مورد از آن با این ایام انطباق دارد: شب جمعه و نوروز. [5]اول این‌که لحظه‌ی تحویل سال در شب جمعه است و چه مناسب است هنگامی‌که در این شب، اعمال ما بندگان به محضر مبارک حضرت مهدی (علیه السلام) عرضه می‌شود دعا برای فرج آن حضرت هم در بین سایر اعمال موجود باشد.دوم زمان نوروز است که در روایات اعمالی برای آن ذکر کرده‌اند و دارای اهمیت خاصی است و از زمان‌های مناسب برای دعاست.

 

ثمرات دعا برای حضرت بقیة الله الاعظم (علیه السلام)

دعا برای وجود نازنین حضرت مهدی (علیه السلام) ثمرات متعددی دارد، صاحب کتاب «مکیال المکارم» در بخش از ایت کتاب 90 مورد از ثمرات دعا برای آن حضرت را ذکر نموده و برای هر یک توضیحات و دلائلی آورده است و ما در اینجا به ذکر یک ثمره بسنده می‌کنیم.

امام زمان هم برای تو دعا می‌کند

واضح است كه دعا از بهترین انواع نیكى است، پس اگر مۆمن براى مولاى خود خالصانه دعا كند مولایش هم براى او خالصانه دعا مى‌نماید، و دعاى آن حضرت كلید هر خیر و دافع هر شر است.شاهد و مۆیّد این مدّعا روایتى است كه قطب راوندى در خرایج آورده كه گفت: جمعى از اهل اصفهان از جمله ابو العباس احمد بن النصر و ابو جعفر محمد بن علویه نقل كردند كه:شخصى به نام عبد الرحمن مقیم اصفهان شیعه بود. از او پرسیدند: چرا به امامت حضرت على النقى علیه السّلام معتقد شدى؟ گفت: چیزى دیدم كه موجب شد من این‌چنین معتقد شوم، من مردى فقیر ولى زبان‌دار و پرجرأت بودم، در یكى از سال‌ها اهل اصفهان مرا با جمعى دیگر براى شكایت به دربار متوكّل بردند، درحالى‌كه در آن دربار بودیم دستورى از سوى او بیرون آمد كه على بن محمد بن الرضا علیهم السّلام احضار شود. به یكى از حاضران گفتم: این مرد كیست كه دستور احضارش داده شده؟ گفت: او مردى علوى است كه رافضیان معتقد به امامتش هستند. سپس گفت: چنین مى‌دانم كه متوكّل او را براى كشتن احضار مى‌كند. گفتم: از این‌جا نمى‌روم تا این مرد را ببینم چگونه شخصى است؟ گوید: آن‌گاه او سوار بر اسب آمد و مردم از سمت راست و چپ راه، در دو صف ایستاده به او نگاه مى‌كردند. هنگامى كه او را دیدم، محبتش در دلم افتاد، بنا كردم در دل براى او دعا كردن كه خداوند شرّ متوكّل را از او دفع نماید، او در بین مردم پیش مى‌آمد و به كاكل اسبش نگاه مى‌كرد، و به چپ و راست نظر نمى‌افكند. من در دل پیوسته برایش دعا مى‌كردم. هنگامى كه كنارم رسید صورتش را به سویم گردانید، آن‌گاه فرمود: خداوند دعایت را مستجاب كند، و عمرت را طولانى و مال و فرزندت را زیاد سازد.

از هیبت او به خود لرزیدم و در میان رفقایم افتادم، پرسیدند: چه شد؟ گفتم: خیر است و به هیچ مخلوقى نگفتم. پس از این ماجرا به اصفهان بازگشتیم، خداوند به بركت دعاى او راه‌هایى از مال بر من گشود به‌طورى‌كه امروز من تنها هزارهزار درهم ثروت در خانه دارم غیر از مالى كه خارج از خانه ملك من است، و ده فرزند دارا شدم، و هفتاد و چند سال از عمرم مى‌گذرد، من به امامت این شخص قائلم كه آنچه در دلم بود دانست و خداوند دعایش را درباره‌ام مستجاب كرد. [6]

 

و کلام آخر این‌که:

مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی (ره):یک روز در ایام تحصیل در نجف اشرف، پس از اقامه نماز پشت سر آیت الله مدنی، دیدم که ایشان شدیدا دارند گریه می‌کنند و شانه‌هایشان از شدت گریه تکان می‌خورد.رفتم پیش آیت الله مدنی و گفتم: ببخشید، اتفاقی افتاده که این طور شما به گریه افتاده‌اید؟

ایشان فرمودند: یک لحظه، امام زمان (عج) را دیدم که به پشت سر من اشاره نموده و فرمودند:«آقای مدنی! نگاه کن! شیعیان من بعد از نماز، سریع می‌روند دنبال کار خودشان و هیچکدام برای فرج من دعا نمی‌کنند. انگار نه انگار که امام زمانشان غایب است!»

و من از گلایه امام زمان (عج) به گریه افتادم. [7]

 

وعده‌ی شیعیان امام زمان علیه السلام ؛ لحظه‌ی تحویل سال با قرائت ذکر یا دعای فرج

پی نوشت‌ها:

[1] مستدرك الوسائل ، ج 6 ، ص 352

[2] الفرقان : 77

[3] الاحتجاج ج : 2 ص : 46

[4] امام مهدی (عج) موجود موعود . ص 168

[5] مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم . ج 2 . ص 49

[6] مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم . ج 1 . ص 380

[7] کتاب مهربان‌تر از مادر

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | جمعه یکم فروردین 1393 - 12:41 |


بهار ِ زخمی ِ پشت حصار منتظر است

این روزگار در تب و تاب رسیدن به عید، از رخت و جامه ، تا خورد و خوراک و از خانه تکانی تا دید و بازدید؛ دغدغه مردمان است. اما ای کاش در این میانه یاد آن یار غایب از نظر و آن سلاله خوبیها و زیباییها در روح و جان و جهان ما غایب نباشد. با بوی بهار، تدارک عید و لحظه هایی که مردمان این روزگار در تب و تاب رسیدن به عید، از رخت و جامه، تا خورد و خوراک و از خانه تکانی تا دید و بازدید؛ در هیاهوی پر شور و نوای عیدانه ای از جنس مهر و مودت و محبت، گرد هم می آیند.اما ای کاش در این میان یاد آن یار غایب از نظر و آن سلاله خوبیها و زیباییها در روح و جان و جهان ما غایب نباشد و نکند خیره شدن چشمان سر و دلمان به هیاهوی این روزها، ما را از خورشیدی بازدارد که در پس ابر غیبت، نظاره گر ماست.

چه سالها که گذشت و بهار منتظر است

بهار ِ زخمی ِ پشت حصار منتظر است

چه سروها که به دست ِ تبر شهید شدند

شقایق ِ دل ِ ما ، داغدار منتظر است

از این لباس سیاه عزا ، دلش پوسید

سحر مگر برسد ، شام ِ تار منتظر است

وقتی هر جای این تن پاره پاره جهان اسلام، نشانه ای از زخم و زجر و درد دارد و در این میانه، عید و بهار، عزادار فاطمیه است که غم بانوی آب و آینه، مادرانه ای است دلبرانه بهر شیعه که در فاطمیه، رنگ حزن می گیرد و نشانه های مظلومیت و غربت علی و زهرا(ع) را به نجوا می نشیند.در این آوردگاه می توان چشم به گلگویه های معصومین بست و با تزریق امید و انتظاری که در واژه واژه کلامشان موج می زند، منتظر حقیقی موعود آخرین شد و با همدلان و همنفسان این وادی، سرود عشق سر داد.انتظار فرج که برترین عبادت است و محبوب ترین اعمال، انتظار فرج که حتی پس از مرگ منتظر هم به فریادش می رسد و او را در رکاب عشق، می یابد و می نمایاند.

رسول خدا (ص) فرمود:

برترین عبادت انتظار فرج است.

و مردی از امام علی (ع) سوال کرد : محبوب ترین اعمال پیش خدا کدام است ؟ امام (ع) فرمود : انتظار فرج.

و امام سجاد (ع) فرمود : انتظار فرج از بزرگترین گشایشهاست.

و نیز بیان امام جواد (ع) که فرمود : با ارزش ترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.

و گلگویه امام زین العابدین (ع) که فرمود : انتظار فرج از جمله بزرگترین اعمال انسان است.

و فرموده امام صادق (ع) که چنین فرمود: اگر کسی که منتظر حضرت است ( حضرت مهدی عج) از دنیا برود و حضرت بعد از او قیام کند اجر او همانند اجر کسی است که زمان او را درک کرده ، پس بکوشید و منتظر باشید ، گوارا باد بر شما ای یاران مورد لطف خدا.آری؛ در غروب جمعه، زیر لوای آل یاسین نجوا می کنیم که سلام بر تو آنگاه که بر می‌خیزی . آنگاه که نشسته ای . آنگاه که می خوانی و بیان می کنی. آنگاه که نماز می گزاری و قنوت می گویی. آنگاه که به رکوع و سجده می روی. آنگاه که تکبیر و تهلیل بر لب می آوری. آنگاه که سپاس می گویی و استغفار می کنی.آنگاه که صبح را به شب می رسانی.

یا مهدی!

سوخته دلانیم، فراهم آمده ایم تا در آستانه بهاری دیگر، با یاد آن بهار حقیقی دلها صلا دهیم:

  “یا ایّها العزیز مسنّا و اهلنا الضّر و جئنا ببضاعة مزجاه”

ای عزیز مصر وجود، مالک رقاب مُلکِ دل، ما برادران یوسف را مانندیم که دوری مان از تو، و نه دوری تو از ما به اضطرارمان افکنده و بضاعت نا چیزمان گوهر گرانبهای محبت توست که خود تو ارزانیمان داشته ای.

به تو پناه آورده ایم و از تو می خواهیم که بر ما تصدق نموده و پیمانه های کوچکِ دلمان را از چشمه سار ولایتِ خود لبریز نمائی.

چه کم گردد تو را دارای خرمن اگر رحمی کنی بر خوشه چینی

شنیده ایم امام علیه السلام پدر مهربان است. شنیده ایم دریای دل مهربانش به کوچکترین پیام محبتی موج بر می‌دارد و تمامی فرزندان خود را رهین لطف و کرمش می سازد.

پس دوستداران امام زمان، بیائید با هم یکدل و یکصدا پیام ارادت و محبتمان را در گلبونه ی سلامی بپیچیم و به آستان حضرتش تقدیم داریم که او”خود”حاضر و ناظر بر اعمال ماست و پیاممان را می شنود و سلاممان را بی واسطه جواب کرامت می فرماید. پس به او سلام می‌کنیم و از آستان مقدسش اذن دخول می طلبیم

السلام ُ علیکَ یا ولیّ الله… …

گوش هوشتان را بگشائید!… دوستان چشم دل باز کنید!… این آوای ملکوتی پاسخ اوست که هوش از سر می رباید و این دستانِ خدائی اوست که آغوش گشوده، هر گم کرده راهی به حرم ولایت فرا می خواند و این عطرِ گُلِ نوشکفته وجودِ اوست که مشام جان را نوازش می دهد.

چه قدر پنجره باز است رو به سوی امید

چه قدر دلشده ی بیقرار منتظر است

مگر به مقصد ِ خورشید رو بگرداند

در ایستگاه ِ تغزّل ، قطار منتظر است

کویر شد دل عشّاق و آسمان خشکید

بیا که عشق ببارد ، بهار منتظر است

مولای عشق ! حال زمین و زمان بد است
آلوده  است آب  و  هوا  ، آسمان بد است
بی پرده و بی مقدمه عرض کنم : وقتی فیلم هجوم کفتارهای سلفی را به خانه یکی از شیعیان در شهر جیزة مصر دیدم و مُثله کردنشان را به جرم «برگزاری جشن نیمه شعبان» ، گویی آسمان بر سرم آوار شد .

 

مولای عشق ! حال زمین و زمان بد است
آلوده  است آب  و  هوا  ، آسمان بد است
بی پرده و بی مقدمه عرض کنم : وقتی فیلم هجوم کفتارهای سلفی را به خانة یکی از شیعیان در شهر جیزة مصر دیدم و مُثله کردنشان را به جرم «برگزاری جشن نیمة شعبان» ، گویی آسمان بر سرم آوار شد .
چه بد مردمانی دارد شیطان ، زمین را آکنده از نامردمی ، نامردی و تباهی می کنند و از آسمان و زمین نیز شرم ندارند.
و چه خوب انسان هایی دارد خدا ، آسمان را به زمین می آورند و در ازدحام خصومت و خباثت ، رنگ خدا را فریاد می کنند و از مثله شدن نیز بیم به دل راه نمی دهند. در قحط آباد این زمین؛
از حال و روزمان ، تو چه می پرسی ای عزیز!
پنهان  نمی کنیم ،  به  خدا  حالمان  بد است
خبر ساده منتشر شد امّا خبری ساده نبود.
گویی؛ زمین و زمینیان از رنگ  آسمان می هراسند و از مردان آسمانی؛ که قلبی به بزرگی آسمان دارند و دلبستگی به ؛ مردی آسمانی که امان زمین است و روزی رسان زمینیان .
وای بر کافر نعمت هایی که در عین روزی خواری ، نمکدان ها را می شکنند و بر خود نام «آدمی » می نهند.
آدم ؟ قسم به نور تو ! « آدم» نمی شویم
هم سفره ایم با  هوس و نانمان بد است
در همیشة تاریخ ، فرزندان نان های آلوده و دامن های آلوده ترازنان؛ چونان کفتار ، بر مظلومان همیشة تاریخ هجوم آوردند و همچنان نیز؛ مباد که زنجیرة فرزند خواندگان ابلیس پاره شود و نام و نشانشان از صفحة زمین محو. گویی فریاد برآورده اند :
ما همچنان به حال هبوطیم و در سقوط
آری ،  قبول ،  پلة  این نردبان بد است!
بی پرده و بی مقدمه عرض می کنم ؛ وقتی فیلم پیکرهای خون آلود مردانی مرد را دیدم که در هجوم کفتارها از این سوی میدان به آن سو کشیده می شدند، فریاد سکوتشان را در ازدحام آدمی خواران می شد شنید. آنان همة تنهایی و غربت آسمانی ترین رنگ خدا را فریاد می زدند تا شاید غایبان همیشة تاریخ به خود آیند و دریابند که :
از شش جهت امام زمان می کند ظهور!
دارم یقین که آخر این داستان بد است
آخر داستان همة نامردمی ها و نامردی ها بد است، کافر نعمتی در ذات خود بد است و رقم زننده به سرنوشتی بدتر از بد.
بی پرده و مقدمه عرض می کنم : وقتی در جغرافیای وسیع مظلومیت «مولای عشق» و « عاشقان مولا» شهرمان را سوت و کور ، بی عشق و نور و خاموش از هلهله و شادی دیدم ، پیش خود گفتم گویا:
از چشـم مـهربـان تـو افتاده ایم ما
افتادن از نگاه شما بی گمان بد است
پشت سر شما و خدا بد … چقدر بد!
مارا‌ببخش‌،حضرت جان، کارمان بد است
بی پرده و بی مقدمه ، عرض می کنم : وقتی در جغرافیای شیعه خانة امام زمان و در میان هلهله های بی امان ، شهری را سرمست از بادة «توپ و میدان» به تماشا نشستم ،
آهسته زمزمه کردم : مولای مظلومان!
کوچکترم از آن که بگویم بیا و یا…
خط و نشان برای امام زمان بد است
جان کلام ! این که شما حیً و حاضری
ما غایبان منتظریم و «همین» بد است.

یک جمعه گذشت و تو نیامدی
من پیر تر شدم ولی تو نیامدی

آقا جان از صدای پایت گفته اند
بزرگان یک به یک رفتند و تو نیامدی

صدای حرامی اطراف زینبت شنیده شد
گنبد به زمین امد و تو نیامدی

آقا جان نگاه حرامی روبه حرم است
در سوریه خون شیعه به زمین آمد و تو نیامدی

گفتند که ظهورت در عصر ماست
این روزها یک به یک آمد و تو نیامدی

آقا جان در خراسان پرچم ها بپاست
این روزهای بی امام آمد و تو نیامدی

گفتند شرط ظهورت مردمند
مردم در دی و بهمن آمدند و تو نیامدی

آقا جان دل سیاهم تنگ یک نگاست
دلم تنگتر آمد و تو نیامدی


منابع:

بحارالانوار جلد ۵۲

منتخب الاثر

یوم الخلاص فی ظل القائم المهدی

کتاب غیبت نعمانی

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | جمعه یکم فروردین 1393 - 11:59 |


بهار حقیقی انسان‌ها در عصر ظهور رقم می‌خورد.

"السلام علی المهدی الذی وعده الله العجز و جل به الامم"

چه نیکوست لحظه ای که با نام تو تاءویل شود ای  موعود!

 سلام بر تو سلام بر بهار حضور تو ای  منتظر !

سلام بر تو و سلام بر یاران تو آن هنگام که زمین از پرتو مهربانیت ماءمن دل های پریشان گردد

سلام بر تو و بر انتظار تو که معنای امید است و مفهوم عشق 

چه نیکوست سالی که به نام سلاله ی پاکت و اصالت نجیبت مهر شود

و چه پسندیده است  سالی که با سلام بر برترین های عالم آغاز گردد.

"السلام على فاطمة وأبیها وبعلها وبنیها والسر المستودع فیها"

این روزهای تبدیل و تغییر و تحویل بر یکایک عزیزان و همراهان عزیز تهنیت باد ،باشد که به دعای  بانو زهرا سلام الله علیها "نو" شویم به بهترین صورت


نخستین دگرگونی عصر ظهور در اندیشه و تفکر انسان‌ها رخ می‌دهد، به بصیرت می‌رسند و با این بصیرت راه حق و باطل را از هم تمیز داده می‌دهند، به عبارت بهتر بهار حقیقی انسان‌ها در عصر ظهور رقم می‌خورد.از القاب امام زمان (عج) "ربیع القلوب" به معنای بهار دل های انسانی است است و به درستی که با ظهور آن حضرت (عج) بشر بهار حقیقی را با وجود خویش درک می کند.

 

شباهت هایی میان بهار طبیعت و عصر ظهور
بهار یک سری از پیام ها و پدیده های جدید را پیش روی ما قرار می دهد، مثل نو شدن، حیات دوباره و سرسبزی و خرمی و همان طور که می دانیم امام زمان (عج) در روایات به عنوان بهار بشریت توصیف و معرفی شده اند، این یعنی زیبایی ها و دلنشینی های بهار در وجود ایشان و عصر ظهور به عینه قابل مشاهده است و این تنها به طببیعت مادی محدود نمی شود بلکه طبیعت روحی و معنوی انسان ها را نیز در بر می گیرد. به عبارت دیگر، در رفتارها، ارزش ها و آداب و رسوم و مسیر زندگی تحولی اساسی می بینیم و بشریت در عصر ظهور تحولی عجیب را شاهد است و زیبایی های معنوی با تمام وجود جلوه گری می کند.
یعنی طبیعت در عصر ظهور آنقدر خرمی دارد که قابل توصیف نیست، همه جا آباد و پرباران و درختان پرمیوه خواهند بود، بادها وزان و باران ها جاری و گنجینه های زمین خود را نمایش می دهند.فراتر از این، در عصر ظهور شاهد دگرگونی های اساسی در روح و روان انسان ها خواهیم بود به عبارت بهتر عصر ظهور بهار دوباره انسانیت و حیات پاک و طیبه واقعی انسان ها است، طوری که همگان آن را مشاهده می کنند همانطور که تغییر و تحولات فصل را می بینیم و پس از زمستان طبیعت جان می گیرد در عصر ظهور مردم بهار قلوب را می بینند و احیای معنویت، عدالت، دینداری و یکتاپرستی در اوج خواهند بود.
نکته مهم آنکه بهار طبیعت به یک سری عوامل رخ می دهد اما در عصر ظهور قائم به ذات حضرت مهدی (عج) است یعنی همه این تحولات به برکت امام مهدی (ع) است، به عبارت دیگر مشکلات عدیده امروز بشر به دلیل غیبت امام عصر (عج) است اما با ظهور و حضور ایشان در جامعه و داشتن زمام امور و هدایت مستقیم مردم، می بینیم که امام عصر (عج) سرچشمه همه این تغییرات هستند.

 

تحولات عصر ظهور و بهار حیات انسانها
در عصر ظهور نه تنها تحولات جدید بلکه تحولات واقعی و عینی که تمام زندگی انسان ها را تحت شعاع خود قرار می دهد و زنجیروار به هم مرتبط هستند، رخ می دهد؛ نخستین دگرگونی در اندیشه و تفکر انسان ها رخ می دهد به این معنا که وجود انسان ها هویدا شده و نوزایی عمیقی را در اندیشه خود می بینند و به بصیرت می رسند و با این بصیرت راه حق و باطل را از هم تمیز داده و در پی عدالت می روند.
نکته دوم، تحول اساسی در نیازها و خواسته های انسانی است که رنگ و بوی فطری و حقیقی به خود می گیرد، یعنی همان طور که طبیعت رنگ و رخساره ای طبیعی دارد و از بیرون چیزی به آن عارض نمی شود، در عصر ظهور همه این زیبایی ها رنگ و بوی درونی می گیرد و انسان به انسانیت خود و نیازهای معنوی و والای روحی خود پی می برد و درصدد این برمی آید که فطرت و استعدادهای معنوی خود را شکوفا کند و به نیازهای واقعی خود پاسخ دهد، از این رو، حرص و طمع و آز و تجاوز در عصر ظهور از بین می رود و بشر نمی تواند زیاده روی و طغیان کند و این نکته مهمی است.
نکته بعد آنکه در زمینه قانون مداری، در عصر ظهور حاکمیت قوانین الهی را می بینیم، باید توجه داشت که طبیعت قانون دارد و بر اساس قوانین الهی به رشد و حرکت خود ادامه می دهد اما انسان ها این مشکل را دارند که پایبند سنن و قوانین الهی نبوده و آنها را زیر پا گذاشته و بر اساس تفسیر و تحریف خود پیش می روند اما در عصر ظهور شاهد شکوفایی دین گرایی و قانون گرایی خواهیم بود و در این عصر قوانین الهی و سنن الهی و تشریعی به تمام معنا خودش را نشان داده و بر جامعه حاکم می شود و مردم در پرتو رعایت این قوانین الهی به کمال و سعادت می رسند.
همچنین، همانگونه که در روابط اجتماعی بهار منجر به صله رحم شده و اختلافات و دشمنی ها را از بین می برد در عصر ظهور روابط و تعاملات اجتماعی بسیار گسترده رخ می دهد و در بین بشر صمیمت و الفت و انس حاکم می شود و همه اختلافات و خصومت ها رفع شده و کدورتی باقی نمی ماند و قلوب مردم همچون آینه زلال می شود و کینه ها رخت برمی بندد و ستم ها و دشمنی ها از بین می رود، یعنی بهار واقعی در عصر ظهور است.
علاوه بر این، احیای دل های مومن، برقراری و حاکمیت عدالت، از بین رفتن کج تابی های رفتاری، اقامه دستورات الهی و ... همه و همه در عصر ظهور رخ می دهد.به عنوان مثال در زمینه اقتصادی در عصر ظهور هیچ نیازمندی یافت نمی شود یعنی همه احتیاجات برآورده شده و مردم حقوق هم را رعایت می کنند تا کسی محروم نشود و مورد ظلم قرار نگیرد؛ از زیبایی های عصر ظهور این است که مردم چنان در آسایش اند که طعم کره را زیر زبان خود حس می کنند یعنی همچون بهار که وفور نعمت هست حتی در خانه فقرا در عصر ظهور نعمت به وفور یافت می شود و مردم با تمام وجود خود این را حس می کنند همانطور که ما زیبایی های طبیعت را می بینیم.

 

آمادگی برای رسیدن  به عصر ظهور
برای درک این همه زیبایی و این همه فضیلت نیاز به آمادگی فراوان داریم، نخست آمادگی روحی یعنی وجود خود را از آلودگی ها و ناپاکی ها و کدورت ها پاک کنیم که به شایستگی حضور امام معصوم (ع) را درک کنیم، چون تا کنون نتوانسته ایم و مانع ظهور شده ایم و شایسته همراهی امام (ع) نیستیم. از این رو، باید با عمل صالح به استقبال ظهور برویم و نشان دهیم زمینه درک حضور امام معصوم (ع) را داریم.دومین آمادگی، در بعد فکری و عقلی است یعنی باید سطح درک فهم و شعور خود را آنقدر بالا ببریم که بفهمیم چه چیز در انتظار ما است و چرا نیاز به امام (ع) و تغییر جامعه داریم و اینکه بهار انسانیت رخ دهد و باید بشر را با خود همراه کنیم یعنی این آمادگی باید دامنه جهانی داشته باشد نه مخصوص منطقه ای خاص، چراکه امام عصر (ع) به همه بشریت تعلق دارد از این رو ذهن بشر به این مرحله از آمادگی برسد.
علاوه بر این، ما به آمادگی نظامی نیاز داریم همانطور که برای رسیدن بهار، خانه و خود را مجهز می کنیم در عصر ظهور نیز به آمادگی جسمی و نظامی و امنیتی نیاز داریم به عبارت دیگر نصرت امام عصر (ع) به این نیاز دارد که همه ما آماده قیام، مبارزه و استقامت بشویم پس باید منتظران ورزیده باشیم نه تنها صالح بلکه شجاع و توانمند نیز باشیم تا به استقبال بهار انسانیت برویم که این مهم با سختی و مجاهده بدست می آید

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 - 0:46 |


هفت سین امام زمانی

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: هیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن منتظر فرج هستیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست. ایرانیان آن را حفظ کردند و شما (اعراب) آن را وانهادید.(1)بیاییم ما نیز با هفت سینی از القاب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به جمع منتظران ظهور در نوروز بپیوندیم.

سین اول: سابق

سابق یکی از اسامی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و به معنای «سبقت گیرنده» است.سیره ی ائمه ی معصومین (علیهم السلام) این بود که چیزی که به آن امر می کردند، در عمل کردن به آن و از چیزی که نهی می کردند در ترک کردن آن، از مردم پیشی می جستند.امام رضا (علیه السلام) در بیان خود درباره ی امام می فرمایند: «... [امام] آنچه به مردم فرمان می دهد، خود پیش از دیگران به آن عمل می کند و آنچه را که مردم را از آن نهی کند؛ خود بیش از انان از آن می پرهیزد.» (2) آقا و مولای ما نیز، اینگونه اند. بر سر عهد و وفای خویش می مانند و بر هر چه فرمان دهند، پیش از دیگران عمل کننده خواهند بود.

سین دوم: ساعة

«ساعة» یکی از نام های قیامت و یکی از القاب و اسامی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. علت این نام گذاری به خاطر شباهت هایی است که میان قیامت و روز قیام وجود دارد. برای مثال، در هر دو واقعه، مۆمنین از کافران جدا می شوند، دشمنان خداوند هلاک می گردند و خسف و مسخ اتفاق می افتد. با ظهور هر دو، در توبه بسته می شود و همچنین هر دو واقعه ناگهانی رخ می دهند.امام صادق (علیه السلام) درباره امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: «می گویند کی متولد شده، چه کسی او را دیده، کجاست و کی ظاهر می شود؟ همه ی اینها به خاطر این است که در امر الهی عجله می کنند و رد قضای او شک دارند. شباهت آن حضرت با ساعة از جهات بسیار است که مخفی نیست.» (3)

سین سوم: سیف الله

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شمشیر خداست که به وسیله ی او کافران، ظالمان و دشمنان خداوند نابود می شوند. «آنگاه که روز میعاد او فرا برسد، خداوند او را یاری و تایید می کند و فرشتگان نیز به امداد او می آیند، او شمشیر خداست که کند نمی شود و نور خداست که خاموش نمی گردد.»(4)در تفسیر قمی درباره آیه: «فَمَهِّلِ الکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً»؛ (5): (پس کافران را مهلت بده، آن‏ها را به اندک مهلتی.) چنین آمده است: «برای هنگام قیام قائم، پس او را بر جبّارها و طاغوت‏های قریش و بنی‏امیّه و سایر مردم برای من انتقام می‏گیرد.(6)

سین چهارم: سبیل الله

سبیل الله یعنی خط و راه خدا؛ یعنی هر کس بخواهد به خدا برسد، باید از آن راه به او برسد. همه ی ائمه (علیهم السلام) راه های رسیدن به خدا هستند و هر راهی غیر از راه آنها به گمراهی و ضلالت می انجامد. به همین خاطر است که در زیارت حضرت صاحب الامر (ارواحنا له الفداء) می خوانیم: «السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک» (7): سلام بر تو ای راه خدا که کسی که راه دیگری جز آن رود هلاک می شود.

نوروز

سین پنجم: سَیّد

هر چند، تمام امامان و همچنین فرزندان از نسل آنان، به «سید» شهره اند؛ امّا این نام، یکی از القابی است که به طور خاص برای حضرت بقیة الله (ارواحنا له الفداء) مطرح گشته است. سید به معنای بزرگ و سرور است و در بسیاری از احادیث به جای بردن نام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به نام «سید» بسنده کرده اند.

امام حسن عسکری (علیه السلام) در آخرین دقائق عمر خود، به خاطر سم، احساس تشنگی می کردند. در همین حال، رو به فرزند و نور دیده ی خویش کردند و فرمودند: «ای سید خاندان خود! کمی به من آب بده که من به سوی پروردگارم سفر خواهم کرد.»(8)

سین ششم: سلالة النبوة

سلالة النبوة به معنای فرزند و نواده ی پاک پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) است. این عبارت، لقبی است که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را با آن صدا می زنیم: «سَلامُ اللَّهِ الْكَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ وَ صَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَ بَرَكَاتُهُ الْقَائِمَةُ التَّامَّةُ عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ وَ وَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بِلادِهِ وَ خَلِیفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ وَ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ ... .»(9): سلام كامل، تمام، همه‏جانبه و فراگیر خدا و درود همیشگى و بركات پاینده‏ و برازنده ی حق بر حجت خدا و جانشین او در زمین و تمامى سرزمینها، و خلیفه او بر همه خلق و بندگان، آن‏ كه از نسل نبوّت است و باقیمانده عترت ... .»این اسم، نشانگر نسل پاک و نورانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. از سویی نشان می دهد که ایشان میراث دار چه خاندانی است و از سوی دیگر، نشانگر شایستگی ایشان در مقام امامت است.

سین هفتم: سراج الله

سراج الله یکی از نامهای مشترک بین حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) است. سراج به معنای چراغ و روشنایی و سراج الله به معنای چراغ فروزان الهی است. (10) اهل بیت رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله)، پس از ایشان، انواری هستند که خداوند ابتدا آن حضرات را در عالم انوار آفرید، سپس آنها را به عالم دنیا تنزّل داد و آنها را به وسیله ی نور خود برگزید تا جایگاه های نور در شهرهای او و نور بندگانش باشند. بنابراین، کلمات آنها نور است، زمین به واسطه ی نور آنان روشن شود و مۆمنان به واسطه ی ایشان کسب روشنایی می کنند. (11)

با نور و روشنایی، امام است که مسیر هدایت را می یابیم و در آن، به بیراهه نمی رویم. با نور امام است که شناخت خدا، جهانش و مخلوقاتش روشن و معلوم می شود و ما همه ی اینها را مدیون ایشان هستیم. چرا که اگر نبود، سراج الله، در برهوت تاریکی گمراه می شدیم و به ناکجا آباد می رسیدیم.

بیاییم در ابتدای سال جدید با نیت های خالص و پاک عهد و پیمانی دوباره با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ببندیم تا هر چه در توان داریم در راهش قرار بدهیم تا زمینه ساز برای تعجیل در فرجش باشیم و هرگز عملی انجام ندهیم که موجب نارضایتی حضرت قرار گیرد.

ای احسنُ الاحوال، حــُـولِ حـالِ تحویل

هر آیـه از هر سـوره را تعبیـر، تأویـل

افتاده جسم سفره‌مان بی‌روح بر خـاک

ای هفت‌سیـن سفره‌ها، تعجیل تعجیـل ...

 

پی نوشت ها:

1.بحار، جلد 59 صفحه 92.

2.من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 419؛ به نقل از ماهنامه ی امان، شماره ی 18 و19.

3.مختصر بصائر الدرجات، ص 178؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 2، ص 161.

4.الاقبال، ص 705؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 76..

5.سوره ی طارق، آیه ی 17

6.تفسیر القمی، ص 721؛ به نقل از موسوی اصفهانی، همان، ص 94.

7.قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت صاحب الامر؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 70.

8.غیبت طوسی، ص 273؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 74.

9.دعای استغاثه به امام زمان (عج)، بحارالانوار، ج 91، ص 31؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 73.

10.  سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 71.

11.  برگرفته از زیارت جامعه ی کبیره.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 - 0:45 |


عید اشک در ندبه های بی تابی

http://hamsangari.ir/wp-content/uploads/YAMAHDI.jpg

به باران یکریزی دل سپرده ام که چشم هایت را به شکوفه خواهد نشاند؛ به روزی که گرمای نفس هایت را بر تار و پود سرد خویش تجربه خواهد کرد.می آیی و خیابان های شهر را هیاهوی دوباره زیستن فرا می گیرد. با دستان تو است که کوچه های غم گرفته پاییز از آواز رویشی بزرگ، سرشار می شود. ای بلندِ آسمانْ مسیر! ریشه هایمان در خاک رخوت، به انزوایی تلخ، تن داده است؛ نزدیک تر بیا تا آفتاب صدایت، حنجره جانمان را روشن کند.نگاهمان کن تا حدود متبرک ظهورت را عاشقانه دریابیم.

در انتظار آمدنت

خسته ام از این دیوارهای بلند؛ از این پنجره های به تاریکی نشسته که شکوه هیچ سپیده دمی را درک نمی کند. در پیچ و خم غربت های هر روزه، به دنبال کسی ـ که تویی ـ راه می افتم و بغض های کبودم را بر گونه های شهر، جاری می کنم، ای خوب! بی تو، هر صبح، چون غروبی است که نفس های روز را معکوس می شمارد. دلتنگ این زمستان های بی سرانجام، به خورشیدی فکر می کنم که دل مردگی های بی پایانم را به بهاری سراپا زندگی پیوند می زند. آمدنت را انتظار می کشم.

چه بارانی می بارد!

این بوی سیب حضور تو است که در رگ های زمین شناور است. تو حضور داری در کوچه های سرد و تاریک. غمگین می شوی با غم مادران چشم به راه و تاب نمی آوری خشونت این همه میله را ای مهربان! پرهای زخمی کبوتران را دستان عدالت گستر تو، مرهم است. این جان های مضطرب، آرامش نگاه تو را می جویند؛ فریادهای بی پناهی شان را تو پاسخ باش. ما را به روزهایی ببر که باغچه های حضور تو را بنفشه می کاریم؛ به جمعه ای که نفس های تو را زندگی می کند. نگاه کن، چه بارانی می بارد!

عید اشک در ندبه های بی تابی

اشک های ما هر جمعه دم در مهدیه می ایستند و به ندبه ها خوش آمد می گویند. ملکوتی از سبزینگی، در محوطه دل می بارد. عطر کبوترهای صدفگون، کنار هر سطر از ندبه، رؤیایی است. دامن آن جمعه پرشرر باد، اگر گرد واژه های ندبه طواف نکند.اینک جمعه آمده است و بار دیگر اشک های ما پرباری خود را مدیون ندبه اش می داند.خدا کند این اشک ها تنها بر ندبه ها تکیه کنند! بهتر بگویم، خدا کند زودتر بیایی و دیگر از این همه اشک نگوییم خدا کند بیایی و این قدر از دل دقایق ندبه، سوزهای ما نچکد! آب شده ایم از انتظار.بر تابلوی انتظار، شعری نقاشی شده است با گریه های مکتوب: «تا کی به تمنای وصال تو یگانه؟»

جمعه که می شود

جمعه که می شود، صفی طولانی از دوبیتی های انتظار به چشم می خورد.مولا! جمعه ها پیوسته چشم به راهی ما را به یکدیگر می رسانند. باز هم ماییم و داغی که با قلم عجین می شود و نبودنت را می نویسیم. گویا در بین ساعت های هر جمعه آینه کاشته اند که چنین اشک های ما رو به تکثیر است. جمعه که می آید، بی ظهور تو دل چون کودکی بی قرار صورتش را به پنچره تنهایی می چسباند. بی ظهور تو، صدای گیسوان بیدها چقدر پریشان احوال است! بی تو پنجره های صبح، به دیدن رخسار پاییز محکوم اند.چه حسن مطلعی خواهد بود چشم های روشنگرت، آن روز که در میهن دل نفوذ کند!

وقتی بیایی...

وقتی بیایی، خمودی از جا برمی خیزد و طراوت می گستراند.وقتی بیایی، صدای نوروز، با گام های تو آغاز می شود.در روستای پربرکت بهار، چشمه های معرفت جاری می شود و تمام سرشاخه ها به عطر بی نظیر باران دعوت خواهند شد.آمدنت انتقام جویی از دست های مرموزی خواهد بود که مجسمه های تعفن در دنیا زده اند. ای کاش روزها مانند دانه های تسبیح، زودتر جلو بیفتند تا لحظه سجاده ای رنگ آمدنت، به تنهایی هر یک از ما رنگ قدسی بزند.نگاه کن! در روزهای چون شب ما، تنها امید آمدن تو سوسو می زند.باز هم جمعه فرا رسیده است و عید اشک ها در ندبه های بی تابی.مولا جان! چشم های ما را با نیامدنت بیش از این تنها مگذار و به دست های ما کمی از گلاب خوش بوی استجابت بپاش.

پیرتر از نوح شده ایم

بادها، روزهاست که بوی عبایت را به دوش می کشند.

تو هر شب از این حوالی گذشته ای؛ آرام تر از خواب همه درختان.

با این فاصله هزار ساله، دنیا چقدر پیرتر شده است!

من بیشتر از هزار سال دوریت، پیر شده ام. من از نوح پیرترم و تو از یوسف پیامبر جوان تر.

دنیا دارد پیرهن مرگش را می پوشد؛ اما تو هنوز کفش های آمدنت را...؟!

تقویم های ما سه روز دارند

روزها دارند از خودشان سر می روند، تمام دو روزه دنیای ما در همین هفت روز هفته خلاصه شده است.سررسیدها دارند دیوانه می شوند؛ از بس تکرار می شوند و می شمارند، سه شنبه، پنج شنبه، جمعه.همه دنیای تقویم ها، همین سه روز است. همه دلخوشی هفته ها همین سه روز است.ما در عصرهای جمعه متولد شده ایم و در عصرهای جمعه خواهیم مرد؛ اما تو هنوز هیچ جمعه را سرشار از عطر آمدنت نکرده ای.

جمعه ها بی تو رنگ و بویی ندارند

کاش می دانستم مهربانی ات از کدام سمت خواهد آمد! اگر دنیا خواب آمدنت را ببیند، تا روز قیامت نخواهد خوابید.بهار دارد از راه می رسد. همه آفتاب ها در آستانه غروب، منتظر نشسته اند.جمعه ها بی تو رنگ و بویی ندارند. بیا تا ابرهای دلتنگی از بالای سر روزهای دلواپسی ما بروند! بیا تا عشق، در گلدان هایمان جوانه بزند! بیا تا همه صفحات دفتر مشقمان، بوی دریا بگیرد!کاش می دانستم اولین خیابانی که قدم هایت را بوسه می زند، کدام است!

اگر تو بیایی...

اگر تو بیایی همه آیینه ها سکوت خود را خواهند شکست و بغض های چند هزار ساله سنگ ها ترک خواهد خورد. اگر تو بیایی همه ابرها تشنگی هزار ساله خود را با باران های تند و بی امان بر شیشه های غبار گرفته دنیا خواهند بارید، و همه ناودان ها، عقده هایشان را سبک خواهند کرد. اینجا فقط باران بوی تو را می دهد. بوی اشک های دلتنگ تو را تنها در باران حس می کنیم. در کدام آسمان خیمه زده ای؟ کاش ستاره اشک ما را فانوس خیمه ات می کردی! بیا که این روزهای دلتنگ دارند گلوی گریه ما را می فشارند.

من منتظرم تا کسی بیاید

من منتظرم تا کسی بیاید که به تمام گریه های خفته بر گورهای گمنام، شفای صبح را می بخشد، تا دیگر هیچ جنازه ای بدون ترانه و تبسم و تربت، به خاک سپرده نشود.من منتظرم تا کسی بیاید که مویه های مادران مرثیه خوان بر پسران بی مزار خویش را بر پهنای آسمان می ریزد تا دیگر هیچ ستاره ای در دامان مادران ماه ندیده غروب نکند.من منتظرم تا کسی بیاید که چشمان بی چراغ ستارگان فرو افتاده بر زمین را، به چاره ای از دلداری های خورشید می سپارد تا دیگر هیچ زائری در پی دو دیده سبز خویش، بر شاخه شکسته شب، دخیل نبندد.من منتظرم تا کسی بیاید که زخم های زلال دریادیدگان بازگشته از توفان را با مرهمی از بنفشه و بهار تسلی می دهد تا دیگر بر نگاه هیچ مسافری در زادگاه مادری خویش، غبار غروب نشیند.

من منتظرم تا کسی بیاید که پاهای پرآبله پروانه های به جا مانده از جاده رو به باغ نور را به مجاورت بال های باران ببرد تا دیگر هیچ پروانه پر شکسته ای در نیمه راه زیارت، از پریدن باز نماند.من منتظرم تا کسی بیاید که در زیر خیمه سبز خویش، هزاران خانه نشین را با خاری در گلو به خونخواهی آن خاک مقدس به ودیعت دارد تا دیگر هیچ مزاری بی نام و نشان نماند و هیچ مادری بی مزار نباشد.

آقای دیر کرده! از این دیرتر نکن.

پیمانه از این سرریزتر نمی شود. کاسه چشم های اهل جمکران، غروب های جمعه سرریز است. بهاری ام کن!

تنها به یک امید به پایت نشسته ام سیبی که روی شاخه آخر گذاشتی

مرد سبزپوش

در کتاب های انتظار، دنبال نشانه های تو می گردم. زیر همه آنها خط قرمز کشیده ام. آن قدر که اگر کتاب را وارونه کنی، از آن خون می چکد.مرد سبزپوشِ جمعه ها! همه رنگ ها برای پرچم تو آماده است و من خیال هایی را که برای دیدارت بافته ام، هنوز نبریده ام تا در دست تو به اهتزاز درآیند، با بانگ انا المهدی.

تمام دل خوشی من به چهره های عابران که فکر می کنم تویی که اشتباه می شود

نور افتاده به چنگال سیاهی؛ برگرد!

می خواستم از تو بگویم؛ از تو و غربت، از تو و انتظار، از تو و تنهایی، از تو و ندبه، از تو... . اما از واژه های تکراری که مرا به خود مشغول می کند و از تو دور، فراری ام.

آقا! کجایی؟

تا کی اشک ها به غروب آفتاب جمعه خیره شود؟

تا کی جمعه ها رنگ انتظاری بی حاصل به خود بگیرد؟

کجایی آقا؟ چقدر به گوش نشستیم تا شاید ندای «اَنا بقیة اللّه » تو را بشنویم!

آقا! شمع ها خاموش شدند و پروانه ها سوختند. جدایی، به دردمندی مبتلایمان کرده و نبود تو، به بی کسی؛ آقا! چشم هامان تا به کی باید به راه باشد؟

«چشم ها خسته شد از چشم به راهی؛ برگرد نور افتاده به چنگال سیاهی؛ برگرد»

به چشمانم سپرده ام

به چشمانم سپرده ام، غیر از پاییدن لحظه های آمدنت، کاری نکنند. اما چشم ها نمی توانند آرام و ساکن، یک گوشه بیفتند و نیامدنت را بهانه سکون کنند. با اشک چشم، دنبالت به راه افتاده اند و با صدای دل، نشانی ات را می جویند. آنها جاری اند تا تو... .

اگر تو بیایی

اگر بیایی، شاخه خشکیده درختان که لب به آب و غذا نمی زند، از شاخه های افسردگی سر در می آورند و از گوشه نگاه درختان آویزان می شوند و هزار بار جوانه می زند.اگر تو بیایی، دیگر خبری از دلواپسی های یا کریم نیست؛ از اینکه کمانی، لانه اش را نشانه بگیرد یا تنه درخت را زمین بزنند... .

تا آفتاب

بارها و بارها که بی تو بودن را تاب نیاورده ام، با خود زمزمه کرده ام:«دیگر از عشق هم نمی گویم...»اما می بینم هنوز عاشقم و نام تو، تنها ترجمان عشق من است. راستی، مگر می شود و خدا را عاشق بود، ولی از تو نسرود؟!سوختن را دوست دارم؛ اما نه در پای شمع های هفت رنگ و لوسترهای هزار رنگ و نه در بزم طالبان نام و ننگ!و گریستن را... که شعله های اشتیاق را در دلم برمی افروزد؛ هرچندجانم را می سوزد.

چیزی ندارم، جز دلی شکسته و چشم هایی به خون نشسته... اگر بپذیری و بر من خرده نگیری!هنوز هم در خلوت تنهایی هایم فقط تو را می جویم و هماره می گویم:«من برای عاشقی، آماده ام بی قرار یک سلام ساده ام...»هنوز هم به اندازه زمین و آسمان دوستت دارم و هر شب، صدای گام های آمدنت را زیر سرم می گذارم.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 - 18:59 |


من هم در غربت امام زمانم سهم دارم

«ناشناخته بودن» یکی از معانی رایج غربت است. اگر معرفتی که شایسته و بایسته‌ی شخصی است، وجود نداشته باشد، او را می‌توان «غریب» دانست.

به عنوان مثال، اگر مردم با پزشک ماهری زندگی کنند، ولی او را نشناخته و به کمالات و تخصص و ایمان و دلسوزی او آگاه نباشند و با او مثل یک فرد بی‌سواد برخورد کنند، اصطلاحاً به آن پزشک،«غریب» گفته می‌شود.

از طرفی ممکن است مردم به تخصص و تعهد او آگاه شوند، ولی قدر او را نشناسند، و قلباً به او اعتقاد نداشته باشند، و در مقابل به پزشکان دیگری که این تعهد و تخصص را ندارند اعتماد کنند. در این صورت باز هم این پزشک «غریب» مانده است.

گاهی((غریب)) به کسی گفته می‌شود که از یاد رفته است، یعنی آن‌چنان که شایسته اوست، از او یاد نمی‌شود. این معنا از غربت در مقابل ((ذکر)) است که گاهی قلبی و گاه، زبانی است.

البتّه ذکر((زبانی)) برخاسته از ذکر قلبی است. وقتی قلب کسی مملوّ از یاد مُنعِم شود، ذکر او بر زبانش نیز جاری می‌گردد.

بنابراین غربت به معنای دومّ، می‌تواند ناشی از فراموش شدنِ قلبی و زبانی باشد. اگر ولیّ نعمت از نظر قلبی مورد بی‌توجّهی قرار گیرد، و یاد او از دلها محو شود، در حقیقت شکر قلبی نسبت به او انجام نپذیرفته است. و از همین جهت غریب می‌باشد، چون در دل، ((از یاد رفته)) است.

یکی دیگر از معانی غریب، ((فرو نهاده)) یا((وانهاده)) یا((واگذاشته)) است. فرو نهاده به کسی گفته می‌شود که مهجور و متروک و معطّل، باقی مانده باشد. ((مهجور)) کسی است که او را کنار گذاشته باشند. این معنای غربت ـ که ناشی از مهجور و متروک و معطّل ماندن شخص است ـ کاملاً به شکر عملی مربوط می‌شود، چرا که شُکر عملی نسبت به هر نعمتی، استفاده مناسب از آن است و اگر نعمتی فرو نهاده شود، معلوم است که مورد بهره برداری شایسته قرار نگرفته است.

 

امام زمان غریب فراموش شده

امام عصر علیه السلام به خواست خداوند متعال ولی نعمت همه‌ی مخلوقات هستند و بیشترین حق را بر همه دارند ایشان فراگیرترین،‌ پایه‌ای ترین و عظیم‌ترین نعمتی هستند كه خداوند نصیب ما فرموده است. لذا باید طبیعتاً ذكر ایشان نیز بیشترین و فراگیرترین ذکری باشد که تحقق می‌یابد وگرنه ایشان غریب می مانند.

اگر نفس می‌كشیم، اگر درد نداریم، اگر خیر و بركت در زندگیمان می‌بینیم و احساس آسایش می‌كنیم باید حواسمان باشد كه این نعمتها از كدام وجود نشأت گرفته و از كجا این آبشار نعمت به سوی ما سرازیر گشته است .

آیا تا به حال شده به خاطر نعمت‌هایی كه داریم و سختی‌ها و بلاهایی كه نداریم بگوییم یا صاحب الزمان از شما ممنونیم ؟

آیا در مقابل بیمار نبودن و فرزند سالم داشتن و در شرایط مطلوب به سر بردن شكر ولی نعمتان را به جای آورده‌ایم ؟

به راستی اگر در مقابل این همه نعمت از یادآوری و ذكر اماممان سر باز زنیم آیا به غربت او راضی نشده‌ایم و در برابر او مسۆول نیستیم؟

 

ناشناخته بودن صفات امام عصر"علیه السلام"

غربت امام‌عصر"علیه‌السلام" از جهت عدم ((معرفت به وصف)) بارزتر است. کسانی که از معرفت مشخصّات ظاهری‌اش غفلت می‌کنند، معمولاٌ افراد عامی هستند. امّا متأسفانه در ((معرفت به وصف))، بیشتر، خواص دچار کاستی می‌شوند، که زیر مجموعه‌ای از اقلیّت شیعیان هستند. اینان بیشتر افراد درس خوانده‌ای هستند که می‌توانند طرز تفکّر دیگران را هم تحت تأثیر قرار بدهند. محروم بودن این عدّه از معرفت امام‌عصر"علیه‌السلام" می‌تواند برای دیگران نیز خطرساز باشد.

از این رو مشاهده غربت و ناشناخته بودن امام‌زمان"علیه‌السلام" در بین افراد، بسیار دردناک است. و همین امر، بسیاری از انحرافات را در اصل دینداری پدید می‌آورد. به عنوان مثال، گاهی دیده می‌شود که برخی شیعیانِ به اصطلاح درس خوانده، ـ با تردیدافکنی در اصلی‌ترین ویژگی امام‌عصر"علیه‌السلام"ـ انواع و اقسام انحراف‌ها را در بحث امامت یعنی در اصل دین مطرح می‌سازند. و این در حالی است که در روایت داریم، من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه «کسی که بمیرد و نشناسد امام زمانش را همانا با مرگ در جهالت مرده است» شناخت موعود آخر الزمان و حجت بر حق زمان، تکلیف همیشه شیعه اهل بیت است. در این باره روایات بسیاری در منابع روایی مسلمین اعم از شیعیان و برادران اهل تسنن آمده است.

مسلماً ساده انگاری است اگر یاد كرد مختصری را كه نیمه‌ی شعبان هر سال از آن حضرت در سطح جامعه صورت می گیرد، از میان برنده‌ی غربت ایشان بدانیم. شأن، منزلت، بلندایی، عظمت و لطف و عطوفت امام عصر علیه السلام به ما آن قدر است كه اگر هر ثانیه یادآور ایشان باشیم باز هم به غربت آن عزیز پایان نداده‌ایم. چرا كه یادآوری‌های مختصر از آن حضرت مسلماً كیفیت، و زمینه‌های چند گونه را آن گونه كه مناسب شأن ایشان است دارا نیست. پس لااقل بیاییم مایی كه داعیه‌دار محبت آن عزیز هستیم قدری از غفلت و بی‌توجهی نسبت به او به در آییم تا همان وضعیتی را كه فرزندان دور افتاده از پدری نسبت به او دارند در ما هم ایجاد شود.

 خوش آن زمان که برآید به یک کرشمه دو کار
یکی ظهور امام و یکی شروع بهار
***
در انتظار بهار
من شنیدم که شما فصل بهاری آقا
به دل خسته ما صبر و قراری آقا
عمر یکسال گذشت و خبری از تو نشد
هوس آمدن جمعه نداری آقا
در هیاهوی شب عید تو را گم کردیم
غافل از اینکه شما اصل بهاری آقا
تو حق داری
شکسته قایق من را امید ساحل نیست
دگر امید به این بخت مانده در گل نیست
بیا بهانه شبهای پرستاره من بین
که بی‌تو دگر قرص ماه کامل نیست
در این زمانه سردرگمی و بی‌خبری
تفاوتی به خدا بین حق و باطل نیست...!
کسی میان خیابان برج و باروها
معطر از نفس کوچه‌های کاگل نیست
تمام خلق دم از عقل می‌زنند اما
هر آنکه دل به نگاهت نبسته عاقل نیست
شکسته‌ای دل ما را ولی تو حق داری
دلی که با تب و تابت نمی‌تپد دل نیست...!
که از فراق تو جانم به لب رسیده ولی...
فدای آمدنت... جان ما که قابل نیست

چه باید کرد؟

خاتمه‌ی كلام را سخنانی زیبا از مرحوم صاحب مكیال المكارم در زمینه‌ی غربت امام عصرعلیه السلام قرار می ‌دهیم به این آرزو كه خدا كند روز ظهور شرمنده از نامردی نسبت به اماممان نباشیم.

و اگر از اهل غفلت و اعراض از آن سرور باشی. جای تاسف است. خدای عزوجل فرمود:« و هر كس از یاد من دوری كند همانا برای او زندگی تنگی خواهد بود و روز قیامت او را نابینا محشور خواهیم ساخت..» كدام سختی و تنگی از تاریكی غفلت و نادانی بدتر است و كدام حسرت از كوری روز قیامت بزرگتر ؟ و كدامین بیم و وحشت از آن پشیمانی زشت‌تر و كوبنده‌تر است؟ چه مصیبت بزرگ و دردناكی! پس شتاب كن،‌ بشتاب برای خلاصی خودت و آزادی گردنت. و این حاصل نمی‌گردد مگر با یاد مولایت ،‌تا در دنیا و آخرت دستت را بگیرد.( مكیال المكارم ،ج2 ، ص309)

چه انتظار عجیبی

تو بین منتظران هم

عزیز من چه غریبی!

عجیب تر آن که چه آسان

نبودنت شده عادت

چه بی خیال نشستیم

نه کوششی، نه توانی

فقط نشسته و گفتیم:

خدا کند که بیایی

منابع:

1) آفتاب در غربت، سید محمد بنی هاشمی

2)مجله علمی فرهنگی اساتید البرز

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 - 18:58 |


معرفت به حضرت آفتاب

کسانی که در پی امام عصر، معرفت امام عصر (عج) و راه یافتن به ولایت ایشان هستند باید افزون بر مطالعه و تحقیق و تدبّر در ویژگی های امامان معصوم (علیهم السلام)، در پیروی از این بزرگواران و دوری از مخالفت آن ها نیز بکوشند و خود را از همه آلودگی هایی که پیشوایان معصوم نمی پسندند، پیراسته سازند. در این صورت است که می توان امیدوار بود انوار معرفت این حجت های الهی در قلب ما راه یابد.

راه‌های شناخت امام زمان علیه السلام

شناخت ؛ یعنی معرفت و آشنایی عمیق و واقعی نسبت به شخصی یا چیزی و شناخت امام زمان به معنای علم و معرفت نسبت به شخصیت و مقام و منزلت آن حضرت و آشنایی با سیره و هدف وبرنامه های ایشان . شناخت، زمینه ساز اعتقاد و ایمان و در نتیجه عمل و تعهّد است. چه زیبا فرموده است امیر بیان حضرت على«ع» كه : «انّ قیمة كلّ امرى‏ء و قدرهُ معرفتُه» (بحارالانوار، ج 2، ص 184) «ارزش و منزلت هر كسى (به اندازه‏) معرفت او است». 

شیخ صدوق (ره) درباره ضرورت معرفت امام و آن چه که هر مسلمان باید در مورد امام خود بداند،می نویسد: «بر ما واجب است که پیامبر[اسلام] و امامان پس از او را که درود خدا برآنان باد، با نام ها و ویژگی هایشان بشناسیم. این امر، فریضه واجبی است که برما لازم آمده است و خداوند عذر هیچ کس را در مورد آن نمی پذیرد، خواه جاهل [قاصر] باشد و خواه [جاهل] مقصّر». (الهدایة [فی الاصول و الفروع]، صص 28 و 29)

نویسنده کتاب ارزشمند «مکیال المکارم»، مراد و مقصود از «معرفت امام» را که در روایت ها بر آن ها تأکید شده است، چنین توضیح می دهد: «بدون تردید،مقصود از شناختی که امامان ما - درودها و سلام های خداوند بر ایشان باد - تحصیل آن را نسبت به امام زمانمان امرفرموده اند، این است که ما آن حضرت را چنان که هست بشناسیم، به گونه ای که این شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهه های ملحدان و مایه نجاتمان از اعمال گمراه کننده مدّعیان دروغین باشد و چنین شناختی جز به دو امر به دست نمی آید:اول شناختن شخص امام به نام و نسب و دوم، شناخت ویژگی های او. به دست آوردن این دو شناخت از اهمّ واجبات است». (مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم، ج 2، ص107)

باید دانست شناخت ویژگی های امام، در عصر ما از اهمیت بیشتری برخورداراست و در واقع، این نوع شناخت می تواند در زندگی فردی و اجتماعی منتظران منشأ اثر و تحوّل باشد؛ زیرا اگر کسی به حقیقت به صفات و ویژگی های امام عصر (عج) و نقش و جایگاه آن حضرت در هستی و فقر و نیاز خود نسبت به او آگاه شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمی شود.نکته ای که باید در نظر داشت، این است که شناخت امام زمان (عج) از شناخت دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) جدا نیست. اگر کسی به طور کلی به شأن و جایگاه ائمه هدی آگاه شد، صفات و ویژگی های آن ها را شناخت و به مسئولیت خود در برابر آن ها پی برد، به یقین، به شناختی شایسته از امام عصر(عج) نیز دست می یابد.

امام باقر (علیه السلام) نیز در زمینه نقش عمل به دانسته ها در افزایش دانایی می فرماید:«هرکس به آن چه می داند، عمل کند، خداوند آن چه را نمی داند به او می آموزد».

 

راه های به دست آوردن معرفت

معرفت امام زمان (علیه السلام) نیز چون برخی دیگر از معرفت ها از دو طریق حاصل می شود از راه های پی بردن به مراتب و مقامات بلند امامان معصوم شیعه به طور کلی و امام عصر(عج) به طور خاص، مطالعه و تأمّل در کتاب ها و مقاله هایی است که در این زمینه نگاشته شده است. هم چنین خواندن زیارت جامعه کبیره و تأمّل و تدبّر در اوصافی که در این زیارت برای ائمه معصومین (علیهم السلام) نقل شده، در حصول معرفت نسبت به مقام و جایگاه امام در هستی بسیار مۆثر است. شاید بتوان گفت شناخت نشانه های ظهور نیز یکی از فروع شناخت امام عصر (عج) است؛ زیرا شناخت دقیق نشانه های ظهور سبب می شود انسان، فریب مدعیان دروغین مهدویت را نخورد و در دام شیّادانی که ادّعای «مهدی» بودن دارند، نیفتند.

ظهور

برای ظهور منجی آخرالزمان، نشانه های حتمی و تردید ناپذیری شمرده شده است که با مشاهده آن ها به حقانیت آن منجی و این که او واقعاً همان امام منتظر؛یعنی امام مهدی (عج) است، می توان پی برد. بنابراین، بر همه منتظران لازم است که پس از شناخت کامل امام عصر (عج)،به مطالعه و شناسایی نشانه های ظهور نیز بپردازند.در آموزه های اسلامی بر تأثیر پرهیزکاری و انجام اعمال شایسته در حصول معرفت راستین و نهادینه شدن آن در وجود آدمی بسیار تأکید شده است. بر اساس این آموزه ها انسان می تواند با عمل کردن به آموخته های خود، مرزهای دانایی اش را گسترش دهد و به آن چه نمی داند دست یابد. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: «یاأیها الّذین آمنوا إن تتّقوا الله یجعل لکم فرقاناً؛ (سوره انفال(8)، آیه 29؛ ر.ک: سوره طلاق(65)، آیه 2 و 3)

ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر از خدا پروا دارید، برای شما [نیروی] تشخیص حق از باطل قرار می دهد».و در جایی دیگر می فرماید: «إلیه یصعد الکلم الطیّب و العمل الصّالح یرفعه؛ (سوره فاطر (35)، آیه 10) سخنان پاکیزه به سوی او بالا می رود و کارشایسته به آن رفعت می بخشد».

در روایتی که از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است، در این زمینه چنین می خوانیم: «ای ابا خالد! به خدا سوگند بنده ای ما را دوست ندارد و از ما پیروی نکند تا این که خدا قلبش را پاکیزه کرده باشد و خدا قلب بنده ای را پاکیزه نمی کند تا این که تسلیم محض ما شده و با ما آشتی کرده باشد. پس چون با ما از درآشتی درآمد، خدا از حساب سخت نگاهش دارد و ازهراس بزرگ روز رستاخیز ایمنش سازد.

بنابراین، کسانی که در پی امام عصر، معرفت امام عصر (عج) و راه یافتن به ولایت ایشان هستند باید افزون بر مطالعه و تحقیق و تدبّر در ویژگی های امامان معصوم (علیهم السلام)، در پیروی از این بزرگواران و دوری از مخالفت آن ها نیز بکوشند و خود را از همه آلودگی هایی که پیشوایان معصوم نمی پسندند، پیراسته سازند. در این صورت است که می توان امیدوار بود انوار معرفت این حجت های الهی در قلب ما راه یابد.

 

و اما نکته مهم:

یکی از مهمترین راه‌های شناخت امام زمان داشتن انتظار واقعی است. انسان منتظر، انسانی كوشا است، انسانی جهادگر و مبارز است كه در مسیر اقامه‌ی توحید و استقرار ولایت از نثار هر چه دارد دریغ نمی‌ورزد.چنانچه از حضرت علی (علیه السلام) حكایت شده:«كسی كه چشم انتظار حاكمیت ما باشد، مانند مجاهدی است كه در راه خدا به خون خویش غلطیده باشد.»انسان منتظر نفس اماره را كنترل و شیطان را از خود دور می‌كند و خود را جهت استقبال از آقا امام زمان(عج) مهیا می‌كند. جهت استقبال از او لوح دل را از آلودگی‌ها و گناهان می‌شوید و خانه دل را به یاد خدا و با صفات حمیده و پسندیده‌ی انسانی زینت می‌دهد و الا امام زمان(عج) كه به هر جایی پا نمی‌گذارند.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 - 12:52 |


وضعیّت و موقعیّت شیعیان در عصر غیبت

نکات و جریانات بیان شده و دیده شده درباره وضعیّت و موقعیّت شیعیان و مۆمنان در عصر غیبت و به ویژه سال‌های قبل از ظهور اکبر، بیانگر انباشته شدن زمین از ظلم ظالمان و عمل سازمان‌یافته و كین‌ورزانه آنان درباره مظلومان است.امام كاظم (علیه السلام)، در توصیف شیعیان در این موقعیّت و تكلیف آنان در دوره فترت می‌فرمایند:«طُوبَى لِشِیعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِینَ بِحَبْلِنَا فِی غَیْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِینَ عَلَى مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا...»؛( شیخ صدوق، كمال الدین و تمام النعمه، ص 361)

خوشا به حال شیعیان ما! آنان‌كه به ریسمان ما در غیبت قائم ما چنگ زنند و بر ولایت ما و بیزاری از دشمنان ما پابرجا باشند. آنان از مایند و ما از ایشان، آنان به راستی ما را امام خود پسندیده‌اند و ما نیز ایشان را شیعه خود پسندیده‌ایم. پس خوش به حال ایشان كه چه سعادتمند و خوشبخت‌اند! به خدا سوگند! آنان در روز قیامت با ما و در مراتب ما خواهند بود.»

امام، شیعیان رامتذكّر حفظ دو صفت و مراعات دو رویكرد می داند؛ اوّل، چنگ انداختن در ریسمان ولایت اهل بیت (علیه السلام) و دوّم، تبرّی جستن و بیزاری از دشمنان اهل بیت (علیه السلام).

شرایط تاریخی سال‌های قبل از ظهور، چنان‌كه امروزه قابل شناسایی و تجربه است و پیش‌بینی حضرات معصومان (علیه السلام) نشان می‌دهد كه وضعیّت هر روز نسبت به قبل شدیدتر و سخت‌تر خواهد شد. در میان بلاء و ابتلاء و امتحان، ناگزیر هر طایفه، جای خویش را در میان صفوف شناخته و بدان ملحق می‌شود و جالب‌تر آنكه، آن وضع را هم اظهار می‌كند.

 

پاسخ به یک شبهه:

با توجه به این كه امام زمان ظهور نمی ‌کند مگر این كه جهان پر از ظلم شود، آیا این روایت با دعوت انسان‌ ها به آماده‌ سازی شرایط فرج، منافات ندارد؟ اگر جهان باید پر از ظلم شود تا ظهور كند، پس آماده ‌سازی شرایط چه معنا دارد؟

برخی بر این باورند كه بین فراوانی ظلم و ستم با ظهور امام زمان، رابطه‌ای تمام وجود دارد، به گونه ای كه ظهور، زمانی است كه ظلم و ستم فراگیر شده باشد. پس هر چه ظلم بیش‌ تر شود، ظهور نزدیك‌ تر می‌ گردد و لذا حق ‌طلبی و اصلاح، امری بر خلاف ظهور، و جریانی مخالف فرج امام زمان،علیه السلام،‌، در حالی كه فراوانی ظلم و ستم، نه یكی از علایم ظهور است (با توجه به روایات علایم ظهور)‌ نه یكی از شرایط آن (با توجه به بحث شرایط ظهور).‌ حرفی كه می توان زد، این است که ظهور امام زمان،علیه السلام،‌ فراگیری ظلم و ستم، مقارن است. بنابراین، شرط قرار دادن ظلم برای ظهور، امر صحیحی نیست.

به عبارتی پیرامون مفهوم و چیستی فراگیری ظلم و ستم دو دید‌گاه اصلی و مهم مطرح است:

1. فراگیری ظلم و ستم به معنای غالبیت:

طبق این دید‌گاه، در آستانه ظهور، ظلم و ستم در جهان غالب شده و چهره جهان، چهره ظلم و ستم خواهد بود كه در كنار غالبیت ظلم و ستم، صلاح و رستگاری نیز در میان مردم مطرح می‌باشد. نكته قابل ذكر اینكه در روایات به فراگیری ظلم و ستم خبر داده شده نه فراگیری ظالم و ستمگر. با این نگاه، اگر در جهان یك ظالم بود و از او ظلم‌های متعدد و متنوع سر زند و بقیه مردم، مظلوم و ستمدیده باشند، باز مصداق «ملئت ظلماً و جوراً» تحقق پیدا خواهد كرد.

2. فراگیری ظلم و ستم به معنای كامل و تمام است:

این عده قائلند كه فراگیری ظلم و ستم در جهان به طور كامل و تمام صورت می‌پذیرد و جهان به صورت یك پارچه پر از ظلم و ستم خواهد شد و از صلاح و رستگاری هیچ خبری نیست.البته دیدگاه صحیح همان دید‌گاه اول است.اینك به نمونه‌هایی از روایات كه اشاره به ظلم و جور قبل از ظلم دارند اشاره می‌نماییم.پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند: «لاتقوم الساعة حتی یملك رجل من اهل بیتی، یواطئ اسمه اسمی، یملأ الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلما و جوراً، قیامت برپا نمی شود تا این که مردی از اهل بیت من حکومت می کند، نام او هم نام من است،.» (اربلی، كشف الغمه فی معرفة الائمه، دارالكتاب الاسلامی، ج 3، ص 261)

2. امیرالمۆمنین (علیه السلام) می‌فرمایند: «... الحادی عشر من ولدی، هو المهدی الذی یملأ الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت جوراً و ظلماً؛ یازدهمین از فرزندان من مهدی است، کسی که زمین را از عدل و داد پر می کند همانگونه که از ظلم و ستم پر شده است.» (كلینی، الكافی، ج 1، ص 338).

3. امام حسین (علیه السلام) می‌فرمایند: «لولم یبق من الدنیا الایوم واحد لطول الله عزوجل ذلك الیوم حتی یخرج رجل من ولدی فیملأها عدلا و قسطاً كما ملئت جوراً و ظلماً؛ اگر از دنیا جز یك روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی گرداند تا مردی از فرزندان من قیام كند و زمین را از عدل و داد پر كند پس از آن كه از ستم و بیداد پر شده باشد». (صدوق، كمال الدین و تمام النعمة، ج 1، ص 318).

آخرالزمان

از مجموع روایات رسیده نوعی همسانی میان واژگان عدل و داد و ظلم و جور دیده می‌شود. یعنی همان طوری كه در جامعه بعد از ظهور، عدل و داد فراگیر و همه جانبه می‌شود، در جامعه قبل از ظهور نیز ظلم و جور فراگیر و همه جانبه خواهد شد، نه اینكه همه ظالم باشند.

در نگاه ابتدایی و بدون تعمق چنین برداشت می‌شود كه فراگیری ظلم و ستم پیش زمینه و از شرایط تحقق ظهور عدل و داد توسط امام مهدی (علیه السلام) است و تا شرط تحقق پیدا نكند، محال است كه مشروط تحقق پیدا كند. پس به خاطر تحقق مشروط كه همان جامعه مهدوی و عدالت مهدوی است باید به دنبال تحقق پیش زمینه‌های آن كه همان فراگیر شدن ظلم و جور است، رفت.اما با نگاه ژرف‌تر و دقیق تر معلوم خواهد شد كه اصل این نظریه و تفكر غلط است و حاكی از سوء برداشت و یا عدم اطلاع كافی از فرهنگ و تعالیم روح بخش اسلام است. اثبات این مدعا بدین گونه است:

1. فراگیری ظلم و ستم شرط ظهور نیست:

باید گفت كه شرط برای مشروط نقش فاعل و موجد خواهد داشت؛ یعنی تحقق مشروط مرهون تحقق شرط می‌باشد (تا شرط رخ ندهد، مشروط اتفاق نمی‌افتد). با توجه به این نكته اگر فراگیری ظلم و ستم را شرط ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) بدانیم پس حتماً باید جهان پر از ظلم و جور شود تا ظهور رخ دهد و در غیر این صورت، محال است ظهور، صورت پذیرد.

ولی با مراجعه به احادیث و روایات مهدویت این مطلب به خوبی روشن می‌شود كه در هیچ یك از آنها فراگیری ظلم و ستم به عنوان شرطی از شرایط ظهور دانسته نشده است. بلكه فراگیری ظلم و ستم در واقع به نوعی، نهایت آمادگی و احساس نیاز شدید مردم به منجی را به همراه دارد.

2. فراگیری ظلم و ستم از علائم حتمی ظهور نیست:

علائم و نشانه برای یك پدیده همانند آینه و ابزاری است كه به وسیله آن می‌توان در تحقق آن پدیده تأثیر گذار نیست.علائم و نشانه‌های ظهور نیز، به حتمی و غیر حتمی تقسیم شده‌اند و فراگیری ظلم و ستم قبل از ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)، از علائم حتمی ظهور نمی‌باشد.

از طرف دیگر، طبق روایات، یاران امام زمان (علیه السلام) قبل از ظهور حضرت در آن جامعه رشد كرده، تربیت یافته و در زمان ظهور حضرت در ركاب حضرت به جانفشانی می‌پردازند، پس بی شك جامعه‌ای كه توان پرورش و تربیت یاران آن چنانی را داشته باشد باید در آن جامعه زمینه‌ها و بستر مناسب نیز وجود داشته باشد و این تربیت و پرورش نیز قهری نبوده بلكه در سایه تلاش و زحمت و استفاده از بستر مناسب است كه به این لیاقت می‌رسند.بر این اساس اگر در جامعه عصر ظهور، ظلم و ستم همه جای عالم را فرا گرفته و بستر و زمینه‌های مناسب رشد و تربیت از بین خواهد رفت و دیگر پرورش یاران حضرت (علیه السلام) ممكن نخواهد بود.

 نتیجه آن‌كه:

فراگیری ظلم و ستم به معنای ظالم بودن همه نیست، بلكه عده‌ای به وسیله ظلم و زور می‌خواهند بر توده مردم مسلط شوند و در این میان برخی انسان‌ها نیز در جاده صلاح گام برمی‌دارند و سعی می‌كنند خود و مردم را برای تحقق ظهور آماده كنند.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | شنبه دهم اسفند 1392 - 11:52 |


انتظار تعهد آور

انتظاری که سازنده و نگهدارنده است، تعهد آور است، نبرد آفرین و تحرک بخش است، به گونه ای که می تواند نوعی عبادت و حق پرستی شمرده شود، و انتظاری که گناه است، ویرانگر است، اسارت بخش است، فلج کننده است. و نوعی اباهی گری باید محسوب گردد.


نگاه مثبت دین به آینده ی تاریخ و اعتقاد به حضرت مهدی اصلی به نام « انتظار» را دل ها زنده کرده است. انتظار هم یک امر فطری انسانی و هم یک اصل مثبت اجتماعی است.مقصود از انتظار فرج، انتظار دگرگونی در زندگی بشر و زدودن ناکامی ها و نابسامانی ها از چهره غمزده جامعه انسانی است.امام جواد (علیه السلام) آن را با فضیلت ترین و راه گشا ترین امور می داند: « افضل اعمال شیعتنا انتظار فرج من عرف هذا الامر فقد عنه بانتظاره» «برترین عمل شیعیان ما انتظار فرج است هر کس این امر را بداند و آنرا بشناسد، با همین انتظار در کارش گشایش و فرج می شود».

انتظار فرج یکی از نشانه های بارز پایداری در ولایت امامان و با ثواب هزار شهید جنگ بدر برابر است. انتظار مهدی آل محمد (صلی الله علیه و آله) موجب انتظار اخلاقی است و تهذیب اخلاقی سبب کمال است و این خود نوعی از طی کردن مدارج ارتقاست. انتظار فرج خود نوعی از ریاضت است که موجب تسلط بر نفس و حفظ از ارتکاب فحشاء و قتل می گردد.

 

انتظار سازنده اصلاح طلبى و ظلم ستیزى

انسان منتظر باید در راه اصلاح خود و جامعه، استقرار عدالت و رفع ظلم و تعدى تلاش ورزد آن كه منتظر مصلح جهانى است خود باید صالح و مصلح باشد.در اسلام، تأكید فراوانى بر لزوم مبارزه با هر گونه فساد اخلاقى، سیاسى و اجتماعى وارد شده است كه در قالب امر به معروف و نهى از منكر معرفی شده است.امر به معروف و نهى از منكر از منظر فقه اسلامى وظیفه شرعى و همگانى است. نتیجه مستقیم انجام این فریضه «اصلاح» و مجرى آن «مصلح» نامیده مى شود براى درك اهمیت این اصل اسلامى، به ذكر یك آیه و حدیث بسنده مى‌كنیم:

قرآن مى فرماید: «شما بهترین امتى هستید كه براى انسان ها پدیدار شده است (چه اینكه) امر به معروف و نهى از منكر مى كنید و به خدا ایمان دارید».رسول خدا فرمودند: «باید امر به معروف و نهى از منكر كنید وگرنه خداوند بدترین و شریرترین شما را بر نیكان و پاكانتان چیره فرموده و دعاى خوبانتان را مستجاب و روا نگرداند».

«رضا و خشنودى حضرت مهدى (عج) در آن است كه «معروف» عملى شود و منكر ترك گردد» بنابراین انسان منتظر نباید در این باره بى تفاوت باشد.حضرت ولی عصر (علیه السلام) در روزگار ظهور، بزرگترین امركننده به معروف و نهى كننده ى از منكر است جامعه منتظر، قطعاً خشنودى و رضایت حضرت مهدى (عج) را مى خواهد و به او اقتدا مى كند و براى اقامه احكام خدایى، تنبلى و بى تفاوتى را از خویشتن دور مى سازند.

 

انتظار سازنده، نگهبان ایمان

یكى از ابعاد تكلیف بزرگ در روزگار انتظار، حفظ دین و نگهبانى مرزهاى عقیدتى است، باید فروغ ایمان و نور یقین در دل و جان مردم محفوظ باشد و جان و دل نوجوان در برابر تابش اعتقادات حقه قرار گیرد و ایمان جزء وجود آنان و چون خون سراسر وجودشان را گرم نماید و جوهر حیات آنان باشد.در عصر انتظار، باید در برابر شبهات شیاطین پنهان و آشكار، مقاومت كرد و آنها را از ذهن ها زدود. حفظ و گسترش اعتقاد دینى و شناخت آن در روزگار متصل به ظهور، مفیدتر بلكه لازم تر است. زیرا تنها دارندگان عقیده و عمل در حوادث پیش از ظهور غرق و گم نمى شوند و دچار تردید نمى گردند. باید تا هنگام ظهور امام مهدى(عج) اعتقادات صحیح و عمل صالح در مردم منتظر حفظ گردد در احادیث از اهمیت ایمان در عصر غیبت چنین یاد شده است:

پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله) فرموده اند:

«شمایان اصحاب منید. لیكن برادران من مردمى أند كه در آخرالزمان مى آیند. آنان به نبوت و دین من ایمان مى آورند با اینكه مرا ندیده اند... هر یك از آنان اعتقاد و دین خویش را با هر سختى نگاه مى دارند، چنانكه گویى درخت خار مغیلان را در شب تاریك با دست پوست مى كنند یا آتش پردوام چوب راغ را در دست نگاه مى دارند. آن مۆمنان، مشعلهاى فروزانند در تاریكیها. خداوند آنانرا از آشوبها تیره و تار(آخر الزمان) نجات خواهد داد».

امام زین العابدین (علیه السلام) خطاب به ابوخالد كابلى فرموده اند:«اى ابوخالد! مردمانى كه در روزگار غیبت به سر مى برند و معتقدند و منتظر، از مردمان همه زمان ها افضل اند. زیرا كه خداى متعال به آنان خرد و فهم و معرفتى داده است كه غیبت امام براى آنان مانند حضور است (یعنى با اینكه در عصر غیبت بسر مى برند و امام را نمى بینند، از نظر ایمان و تقوى و پایدارى گویى در زمان ظهور بسر مى برند و امام خود را مى بینند) این مردم را خداوند مانند سربازان پیكارگر صدر اسلام قرار داده است همانان كه در ركاب پیامبر(صلى الله علیه وآله) شمشیر مى زدند و پیكار مى كردند. آنانند اخلاص پیشگان حقیقى و آنانند شیعیان واقعى و آنانند كه (در نهان و عیان) مردم را به دین خدا دعوت مى كنند».این ایمان و باور، باید در جامعه باشد و تا زمان ظهور بماند.


لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | شنبه دهم اسفند 1392 - 11:50 |


نهج البلاغه و مهدویت

نهج البلاغه آینه ای است که سیمای پر فروغ قائم آل محمّد(علیهم السلام) در آن گرچه اندک، ولی زیبا، پرجاذبه، نویدبخش، دل انگیز و تحرّک آفرین تجلّی کرده و همچون جام بلورینی است که زمزم سخنان علوی درباره فرزندش مهدی موعود (علیه السلام)در آن ریخته شده است.در کلام پربرکت امیرمۆمنان (علیه السلام) بر این نکته تأکید شده که بر اساس سنّت قطعی الهی، زمین از وجود خلیفه خدا و حجت حق خالی نیست، گرچه حجت الهی گاهی آشکار است و همگان حضور او را درک‌ می کنند، گاهی شرایط ایجاب‌ می کند که از نظرها پنهان بوده و مردم به طور مستقیم از درک محضر او محروم باشند.ما طی چند مقاله به تشریح مهدویت از دیدگاه نهج البلاغه می پردازیم که در اولین نوشتارمان مباحث «مهدویت و استمرار خلافت الهی» و  «حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و عدالت جهانی» را مطرح کرده و به طور خلاصه بررسی می کنیم:

مهدویت و استمرار خلافت الهی

از جمله مسائل مهم و اساسی در بحث مهدویت، جریان خلافت الهی است; زیرا مسئله خلافت الهی در زمین، که خدای سبحان در قرآن کریم فرمود: (إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً) (بقره: 30)از این رو، در نهج البلاغه در بحث ضرورت حجت در عالم، بر عنصر خلافت الهی در زمین تکیه شده است و حضرت امیرمۆمنان(علیه السلام) در کلام مبسوطی در این باره‌می فرماید: «اللّهمَّ بلی، لاتخلوا الارضُ مِن قائم لِلّهِ بحجة، اِمّا ظاهراً مشهوداً و امّا خائفاً مغموراً، لئلا تبطل حججُ اللّهِ و بیّناتُه. و کم ذا؟ و أین اولئکَ؟ اولئک و اللّهِ الاقلّونَ عدداً و الاعظمونَ عِندَاللّهِ قدراً. یحفظُ اللّهُ بِهم حُجَتُه و بیّناته... اولئکَ خلفاءُ اللّهِ فی ارضِه و الدّعاةُ الی دینه. آه! آه! شوقاً الی رۆیتهم.» (نهج البلاغه، حکمت 147)

حضرت در این فراز نورانی، که بخشی از کلام مبسوط ایشان است، ‌می فرماید: آری خداوندا، زمین هیچ گاه از حجت الهی که برای خدا با برهان روشن قیام کند، خالی نیست، یا آشکار و شناخته شده است، یا بیمناک و پنهان، تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نروند، تعدادشان چقدر است؟ و در کجا هستند؟ به خدا سوگند که تعدادشان اندک است، ولی نزد خدا بزرگ مقدارند که خداوند به وسیله آنان، حجت ها و نشانه‌های خود را نگاه‌می دارد... آن ها جانشینان خدا در زمین و دعوت کنندگان مردم به دین خدایند. آه، آه! چه سخت اشتیاق دیدارشان را دارم.

در کلام پربرکت امیرمۆمنان (علیه السلام) بر این نکته تأکید شده که بر اساس سنّت قطعی الهی، زمین از وجود خلیفه خدا و حجت حق خالی نیست، گرچه حجت الهی گاهی آشکار است و همگان حضور او را درک‌ می کنند، گاهی شرایط ایجاب‌ می کند که از نظرها پنهان بوده و مردم به طور مستقیم از درک محضر او محروم باشند. این نکته همان حقیقتی است که در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) مورد عنایت ویژه قرار گرفته است.

از آنچه گفته شد، به خوبی روشن‌ می گردد که وجود حضرت مهدی موعود (علیه السلام) در عالم به عنوان حجت الهی و استمرار خلافت او در زمین ضرورتی انکارناپذیر دارد و جزو حقایق حتمی و قطعی نظام آفرینش است، به ویژه آنکه در روایاتی، جریان ضرورت حجت الهی فراتر از مسائل شرعی و مدیریت اجتماعی مطرح شده و به عنوان نیاز قطعی نظام تکوینی به شمار آمده است; زیرا انسان کامل واسطه فیض الهی در عالم است و عالم و آدم در پرتو او، فیض الهی دریافت‌می کنند.

 

حضرت مهدی (عج) و عدالت جهانی

بی تردید موضوع تأمین «عدالت» عمومی ترین و شورانگیزترین مسئله در بحث مهدویت است و چون واژه «عدالت» در فرهنگ و اصطلاح نهج البلاغه، بلکه در تمام کلمات علوی بیت الغزل سخنان امیرمۆمنان (علیه السلام) است، از این رو، در بحث مهدویت نیز بر عنصر عدالت تکیه نموده و از پدید آمدن عدالت در ابعاد گوناگون در زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) خبر داده است;‌ می فرماید: «و سیأتی غدٌ بما لا تعرفونَ یأخذ الوالی من غیرِها عمّالها علی مساوی اعمالها... فیُریکم کیفَ عدلَ السیّرة»; (نهج البلاغه، خطبه 138)فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست خواهد آمد، زمامداری که غیر از خاندان حکومت‌های امروزی است، (مهدی) عمّال و کارگزاران حکومت ها را به اعمال بدشان کیفر خواهد داد... بدین روی، روشی عادلانه در حکومت حق به شما‌می نمایاند.

و در جای دیگر‌می فرماید: «الا و مَن ادرکَها منّا یسری فیها بسراج منیر، و یخذوفیها علی مثالِ الصالحین لیحلَّ فیها رِبقاً و یعتقَ رقاً و یصدعُ شُعباً و یشعب صدعاً»; (نهج البلاغه، خطبه 150، بند 3) بدانید آنکه از ما (مهدی) فتنه‌های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر در آن گام‌می نهد و بر همان سیره و روش صالحان (پیامبر و امامان(علیهم السلام)) رفتار‌می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان و ملت‌های اسیر را آزاد سازد، جمعیت‌های گم راه و ستمگر را پراکنده و حق جویان را جمع آوری‌می کند.ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغه، که از علمای بزرگ اهل سنّت است، در ذیل این کلام حضرت‌می گوید: امیرمۆمنان علی (علیه السلام) یادآوری نموده است که مهدی آل محمّد (علیهم السلام) در تاریکی فتنه ها با چراغ روشن ظهور‌می کند و مردم را از بردگی و اسارت رهایی داده و مظلومان ستم دیده را از دست ستمگران نجات‌می دهد. (ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2، ص 416)

در سخنان حضرت سه نکته اساسی به خوبی مورد توجه قرار گرفته اند:

اول. حضرت مهدی (علیه السلام) وقتی در برابر فتنه ها و بی عدالتی‌های اجتماعی قرار‌می گیرد با چراغ پرفروغ حکمت و درایت الهی وارد عمل شده، در پرتو دستورات وحی آسمانی و قرآن کریم، به ایجاد عدالت و خاموش نمودن شعله‌های بی عدالتی‌می پردازد.

دوم. تمام ستم دیدگان عالم توسط حضرت مهدی (علیه السلام) از قید اسارت‌های گوناگون و بی عدالتی رهایی یافته، زندگی همراه با سعادت و شادکامی برای آنان فراهم‌می گردد.

سوم. سیره عملی حضرت مهدی (علیه السلام) همان سیره صالحانی است که حضرت امیرمۆمنان در نهج البلاغه درباره آن ها فرموده: «اللّهمَّ انّک تَعلمُ انَّه لم یکن الّذی کانَ منّا منافسةً فی سلطان و لا التماس شیء مِن فضول الحطام و لیکن لنَرُدَّ المعالمَ من دینکَ و نُظهر الاصلاحَ فی بلادِکَ فیأمَن المظلومونَ مِن عبادِکَ و تُقام المعطَّلةُ مِن حدودِک.» (نهج البلاغه، خطبه 131)

در این کلام، بر خطوط کلی روش و عملکرد ائمّه اطهار(علیهم السلام)که حضرت مهدی آخرین پرچمدار آن هاست، توجه داده شده، حضرت‌می فرماید: «خدایا تو‌می دانی آنچه از ناحیه ما (اهل بیت(علیهم السلام)) صورت‌می گیرد برای به دست آوردن قدرت و حکومت و ثروت دنیا نیست، بلکه‌می خواهیم نشانه‌های حق و دین تو را به جایگاه خودش بازگردانیم و در سرزمین تو اصلاح پدید آوریم تا بندگان ستم دیده ات از محرومیت نجات یافته، با امنیت زندگی کنند و قوانین فراموش شده ات بار دیگر اجرا گردند.

 

حضرت مهدی(علیه السلام) و آسایش اقتصادی بشر

یکی از رهاوردهای دولت کریمه مهدی موعود (علیه السلام)، که در نهج البلاغه مورد اشاره قرار گرفته، تأمین رفاه و آسایش اقتصادی بشر در زمان حکومت آن حضرت است که از طریق وفور نعمت و برکت‌های زمینی و آسمانی تأمین‌می شود.

امیرمۆمنان (علیه السلام) درباره نعمت‌های زمین در عصر ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)‌ می فرماید: «تخرجُ له الارضُ افالیذَ کبدِها و تلقی الیه سلماً مقالیدَها»; (نهج البلاغه، خطبه 138) در زمان ظهور حضرت مهدی، زمین میوه‌های دل خود (معادن طلا و نقره) را برای او بیرون‌می ریزد و کلیدهایش را به او‌می سپارد.

مسئله وفور نعمت و رفاه اقتصادی مردم در زمان حکومت حضرت مهدی (علیه السلام)، حقیقتی است که در روایات فراوان به آن اشاره شده است و از آن میان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)‌می فرماید: «... و تزیدُ المیاهُ فی دولته و تمدُّ الانهارُ و تُضعّفُ الارضُ اُکُلَها و سَتُخرجُ الکنوزُ»; (لطف الله صافى گلپایگانى، منتخب الاثر، باب 3، ص 589) در زمان برقراری دولت مهدی، آب ها فراوان‌می گردند و نهرها کشیده‌می شوند، برکات زمین افزایش‌می یابند و گنج ها استخراج‌ می گردند.

در همین زمینه، عارف بزرگ سعدالدین حموی نیز بر مسئله آسایش و رفاه اقتصادی مردم در زمان ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) تأکید نموده و گفته است: «صاحب زمان که علم به کمال دارد، تمامت روی زمین را به عدل آراسته گرداند و تمامت گنج‌های روی زمین بر وی ظاهر گردند، هرچند صفت وی کنم از هزار یکی نگفته ام.» (عزیزالدین نسفى، انسان کامل، ص 320، رساله نبوت و ولایت)

یکی دیگر از بزرگان اهل معرفت نیز گفته است: «در ایّام حکومت حضرت مهدی(علیه السلام) مردم روزگار سرسبز و پر طراوتی دارند، رزق و روزی در آن ایّام فراوان‌می شود و مردم در کمال امنیت به عبادت خدای رحمان‌می پردازند.»

 

حضرت مهدی(علیه السلام) و اصلاح فکری ـ فرهنگی بشر

گرچه برداشت عمومی از تأمین عدالت در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) معمولا عدالت اجتماعی و اصلاح امور اقتصادی و توزیع عادلانه ثروت‌های جهانی است، اما حقیقت آن است که با ظهور مصلح کل، حضرت مهدی (علیه السلام)، عدالت و اصلاح در تمام شئون هستی پدید‌می آید و پیشه و اندیشه بشری اصلاح‌ می گردد و عقل انسان ها در هر دو بعد علمی و عملی تعدیل‌می شود; بدین بیان که اکنون به سبب فاصله گرفتن بشر از معارف وحی، تمام قوای ادراکی و تحریکی او در مرداب افراط و تفریط گرفتار آمده و هر روز که بر جامعه بشری‌ می گذرد، مکتب‌های جدیدی در شرق و غرب جهان پدید‌می آیند و طرح ها و الگوهای فکری، فرهنگی و سیاسی گوناگونی را عرضه‌ می کنند و نسل‌های بشر را یکی پس از دیگری از مسیر انسانی منحرف کرده، در معرض سقوط فکری، فرهنگی، اخلاقی و اعتقادی قرار‌می دهند. اما با ظهور ذخیره هستی، مهدی موعود (علیه السلام)، همه مکتب‌های غربی و شرقی و مذاهب گوناگون افراطی و تفریطی در هم پیچیده‌می شوند و بشر در سایه احکام و دستورات آسمانی، از گرداب هوا و هوس نجات‌می یابد و فکر و فرهنگ او اصلاح‌می شود.

در این باره، امیرمۆمنان (علیه السلام) در نهج البلاغه‌می فرماید: «یعطفُ الهوی علی الهدی اِذا عَطفُوا الهُدی علی الهَوی، و یعطف الرأی علی القرآنِ اِذا عطفوا القرآنَ علی الرأی... و یُحیی میّت الکتابِ و السّنّةِ»; (نهج البلاغه، خطبه 138) (حضرت مهدی) خواسته ها را تابع هدایت وحی‌می کند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوس‌های خویش قرار داده اند، و در حالی که نظریه‌های گوناگون، خود را بر قرآن تحمیل‌می کنند، او (مهدی) نظریه ها و اندیشه ها را تابع قرآن‌می سازد و کتاب خدا و سنّت پیامبر را زنده‌می گرداند.

ابن ابی الحدید در ذیل این کلام حضرت‌می نویسد: «این سخن امیرمۆمنان اشاره است به امامی که در آخرالزمان خواهد آمد و در روایات فراوان، از آمدن او خبر داده شده و با ظهور او، هدایت قاهره پدید آمده و عمل به رأی و قیاس از میان رفته، برابر قرآن کریم رفتار‌می شود.» (ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 2 ،ص 386)

همچنین در جای دیگری از نهج البلاغه از حضرت مهدی (علیه السلام) به عنوان «یعسوب الدّین» و کسی که مردم اطراف او را همانند ابر متراکم فرا‌می گیرند یاد شده و آمده است: «فاِذا کانَ ذلکَ ضرَبَ یَعسوبُ الدّین بِذنبِه فیجتَمعونَ اِلیه کما یجتمعُ فزعُ الخریف»; (نهج البلاغه، حکمت 1) چون آن گونه شد، پیشوای دین قیام کند، پس مسلمانان پیرامون او همچون ابر پاییزی گرد آیند.

خلاصه سخن اینکه:

معلوم است که از نظر نهج البلاغه، تأمین عدالت در همه ابعاد زندگی بشر، یکی از اهداف بزرگ دولت کریمه حضرت مهدی (علیه السلام) است و جهانیان در سایه حکومت الهی عدل گستر جهانی قائم آل محمّد (علیهم السلام)، از هرگونه ستم و اسارت و بردگی نجات یافته، طعم شیرین عدالت را به خوبی خواهند چشید.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | پنجشنبه یکم اسفند 1392 - 15:22 |


ویژگی‌های زمینه سازان ظهور حضرت ولی عصر(عج)

تصور ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف), در ردیف تصور وقوع قیامت می باشد؛ و چنانچه اعتقاد به پاداش عمل, یک نگهبان داخلی برای امر به کار نیکو و نهی از هر کار بد است؛ همچنین اعتقاد به ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نگهبان دیگری است, برای حفاظت حیات درونی پیروان واقع‌بین اسلام گماشته است.[1]

انقلاب جهانی حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) بسان دیگر تحولات بزرگ, هرگز بدون مقدمه و زمینه سازی رخ نخواهد داد؛ بلکه در آستانه ظهور, لازم است افرادی و یا گروه هایی شکل گرفته, زمینه را برای ظهور آن حضرت فراهم آورند. این افراد به طور عمده حق پویانی هستند که از حاکمیت جور به تنگ آمده؛ لذا زمینه را برای حرکت جهانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) آماده می کنند. [2]

در روایات اسلامی, سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام (عجل الله فرجه الشریف) به آن حضرت می پیوندند. آشکار است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمی شوند و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمی شوند؛ بلکه معلوم می شود در عین اشاعه و رواج ستم و فساد, زمینه هایی عالی وجود دارد که چنین گروه زبده را پرورش می دهد. این خود می رساند که نه فقط حق و حقیقت به صفر نرسیده است؛ بلکه بر فرض اگر اهل حق از نگاه کمیت قابل توجه نباشد, از نگاه کیفیت ارزنده ترین اهل ایمان اند و در ردیف یاران سیدالشهدا علیه السلام. [3]

زمینه سازان ظهور و یاران امام مهدی (عجل الله فرجه الشریف), از جمله کسانی هستند که خداوند را آن گونه که شایسته است می شناسند. حضرت علی علیه السلام این شناخت والای خداوند را در ایشان این گونه وصف فرموده است: «مردانی مومن که خدا را چنان که شایسته است شناخته اند و آنان, یاران مهدی در آخرالزمانند».[4]  

از برجسته ترین ویژگی های آنها, شناخت حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) است. البته شناخت امام در هر زمان بر پیروان لازم و ضروری است؛ ولی آنچه شناخت رهبر واپسین را از اهمیتی دو چندان برخوردار می سازد, شرایط ویژه او است. ولادت پنهان, زیست پنهان, امتحانات سخت و دشوار, و ..... برخی از این ویژگی ها است.

زمینه سازان _ که همان یاران حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) هنگام ظهور هستند _ امام خویش را به بهترین وجه می شناسند و این شناخت آگاهانه در تمام وجودشان رسوخ کرده است. بنابراین زمینه سازی برای ظهور آن حضرت, بدون شناخت آن بزرگوار امکان پذیر نخواهد بود. به راستی کسی که در پی زمینه سازی برای ظهور حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) است, پس از شناخت خداوند و امام زمان عجل الله فرجه و اعتقاد به آنان, باید این شناخت و اعتقاد را عملی کرده و تبلور حقیقی آن را در اطاعت محض از آن انوار پاک ظاهر سازد.

همسو کردن رفتارها, نیت ها و جهت گیری ها, طبق خواست رهبر الهی, از مهمترین ویژگی های رهروان راستین است و این ویژگی به خوبی در یاران امام مهدی(عجل الله فرجه الشریف) وجود دارد. آنچه مسلم است آن است که اگر کسی در مرحله شناخت, در حد ممکن معرفت کسب کرد, در مرحله اطاعت دچار تردید نخواهد شد؛ حال آنکه اگر کسی در آن مرحله دچار تردید و یا نقصان معرفتی شد، در مرحله اطاعت هرگز پیرو خوبی نخواهد بود. [5]

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در خصوص اطاعت از دستورات ولی عصر در زمان غیبت, می فرماید: «خوشا به حال کسی که, قائم اهل بیت مرا درک کند؛ حال آنکه پیش از قیام او نیز پیرو او باشد. با دوست او دوست و با دشمن او دشمن و با رهبران و پیشوایان هدایتگر پیش از او نیز دوست باشد. اینان همنشین و دوستان من و گرامی ترین امت من در نزد من هستند».[6]

آنچه مسلم و بدیهی است, آن است که هر کس بخواهد, در آن روزگار از خدمت به حضرت, بهره مند گردد, باید هم اکنون در دوران غیبت, خدمت به آن حضرت و یاران او را سر لوحه کارهای خود قرار دهد.

 

پی نوشت:

1. داود الهامی/ علی اکبر مهدی پور, قم, نشر مرتضی, چاپ هشتم, 1403ق, ص8

2.  سلیمیان, خدامراد, پرسمان مهدویت, قم: شباب الجنه, چاپ دوم, 1385ش, ص213

2. مطهری, مرتضی, قیام و انقلاب مهدی علیه السلام,قم, انتشارات صدرا, 1398ق, ص67

3. إربلى، على بن عیسى, كشف الغمة، بنى هاشمى تبریز، 1381ق, ج2, ص478 و نیز: مجلسى، محمد باقر, بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بیروت, مۆسسة الوفاء، 1404ه, ج51, ص87

4. سلیمیان, پرسمان مهدویت, پیشین, صص 218-219

5. الطوسى, محمد بن حسن, الغیبة، قم، مۆسسه معارف اسلامى قم، 1411ق, ص456, و نیز: مجلسى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، پیشین, ج52, ص129   


لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 - 15:40 |


در برابر هر قیام کننده اى یک سفیانى وجود دارد

فواید علایم ظهور چیست؟

در رابطه با اینکه ظهور علایم یاد شده، چه فایده هایى دارد، مى توان در سه فایده خلاصه کرد:

اول اینکه: این علامات مى توانند جنبه تشریفاتى داشته باشند که خداى متعال به وسیله اینها تجلیلى از مقام آن حضرت نماید، چنانکه از تولد خاتم الانبیاء (صلى الله علیه وآله وسلم) به علاماتى تجلیل نمود. پس ظهور این علامات، بر عظمت آن حضرت و اهمیت مقاصد و منویات او دلالت دارد.

دوم اینکه: اعلام خطر و جنگ به دشمنان است، یعنى به وسیله این امور، دشمنان آن حضرت را قبل از شروع به جنگ، تهدید و ارعاب مى کند، و شاید همین امور هم از اسباب رعب و وحشتى باشد که در احادیث وارده شده که آن حضرت به وسیله رعب و وحشت نصرت و یارى مى شود و به هر سمتى حرکت کند، به اندازه دو ماه راه پیشاپیش او رعب حرکت مى کند.

سوم اینکه: مژده و بشارت به منتظرین و طالبان وصال است، تا هم تسکین خاطر پیدا نمایند و هم آماده خدمتگزارى شوند، ترسى که از دشمنان داشتند از خود زایل، و قوت قلبى حاصل کنند.

 

سفیانى کیست؟

یکى از علایم ظهور امام مهدى (عجل الله فرجه) که وقوعش حتمى و قطعى شمرده شده است، خروج سفیانى است.

اخبار و روایاتى که بر وجود و خصوصیات او دلالت دارند، بدین ترتیب مى باشند:

حتمى بودن خروج او: امام صادق (علیه السلام) فرموده است: (پیش از قیام قائم (علیه السلام) پنج علامت حتمى مى باشد: یمانى، سفیانى، صیحه آسمانى، قتل نفس زکیه، و فرو رفتن سرزمین بیدا).(1)

نام و نسب او: امیرالمۆمنین(علیه السلام) فرمود: (فرزند خورنده جگرها، از وادى یابس خارج مى شود... اسمش عثمان و پدرش عنبسه و از اولاد ابو سفیان است).(2)


و امام زین العابدین (علیه السلام) فرموده است: (سپس سفیانى ملعون از وادى یابس بیرون مى آید، وى از فرزندان عنبسه بن ابى سفیان است).(3)

 

خصوصیات فردى او:

امام باقر (علیه السلام) در این رابطه مى فرماید: (سفیانى، سرخ رویى سپید پوست و زاغ چشم است، هرگز خدا را پرستش نکرده و هرگز مکه و مدینه را ندیده است..)(4)

عقیده او:

از برخى روایات استفاده مى شود که سفیانی مسیحى و یا از ساخته هاى مسیحیت است. مانند روایتى که شیخ طوسى نقل کرده است که: (سفیانى از شهرهاى روم روى مى آورد براى انتقام و در گردنش صلیب است..)(5) البته این روایت که از معصوم نقل نشده نمى تواند مورد اعتماد باشد.

و از برخى روایات چنین استفاده مى شود که وى مسلمان منحرفى است که کینه حضرت على (علیه السلام) را به دل دارد. چنانکه امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: (گویا سفیانى را مى بینم که در میدان کوفه شما جایگاه خود را گسترده، و منادى او فریاد مى زند؛ هر کس سر شیعه على بن ابى طالب را بیاورد، هزار درهم مزد خواهد گرفت. همسایه بر همسایه مى جهد و گردنش را مى زند و هزار درهم را مى گیرد. آگاه باشید که در آن روز حکومت شما فقط به دست زنازادگان خواهد بود) .(6)

آخرالزمان

زمان خروج او:

امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: (امر سفیانى از مسائل حتمى است، و خروجش در ماه رجب مى باشد).(7)

و نیز مى فرماید: (خروج سفیانى و یمانى و خراسانى در یک سال و یک ماه و یک روز واقع خواهد شد).(8)

مکان خروج او: امیرالمۆمنین(علیه السلام) مى فرماید: (سپس پسر جگرخوار (هند، همسر ابو سفیان) از وادى یابس خروج کند، تا به منبر دمشق نشیند).(9)

و امام هادى(علیه السلام) در ضمن حدیثى چنین فرموده است: (خراسانى و سفیانى خروج خواهند کرد، این از مشرق و آن دیگرى از مغرب).(10)

 

مدت حکومتش:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: (سفیانى از علایم حتمى است، خروج او در ماه رجب خواهد بود، و از آغاز خروجش تا پایان آن جمعا 15 ماه است که در 6 ماه آن جنگ و پیکار مى کند، و چون شهرهاى پنجگانه (دمشق، حمص، فلسطین، اردن، حلب) را تصرف کرد، 9 ماه فرمانروایى مى کند، و یک روز هم بر آن افزوده نمى شود).(11)


محل مرگ او:

حضرت امیرالمۆمنین(علیه السلام) در ذیل آیه شریفه ى: (ولو ترى اذ فزعوا فلا فوت) مى فرماید (کمى پیش از قیام قائم ما؛ مهدى (علیه السلام)، سفیانى خروج مى کند، پس به اندازه دوران حاملگى یک زن که 9 ماه باشد حکومت مى کند، لشکریان او به مدینه وارد مى شوند، تا اینکه به (بیدا) مى رسند، خداوند آنها را در زمین فرو مى برد).(12)

به فرض صحت روایت مذکور و مانند آن، تمامى اخبارى که از فرو رفتن لشکرى در صحراى بیدا خبر مى دهند، و مورد قبول شیعه و سنى است، همگى مربوط به سفیانى و برنامه ها و کارهاى او مى شود.

این بود مهمترین خصوصیاتى که در کتب حدیث، پیرامون سفیانى ذکر شده است.

 

سخن آخر این‌که:

ذکر این نکته شایسته است که در پاره اى از روایات استفاده مى شود که امکان دارد سفیانى منحصر به یک فرد نبوده، بلکه اشاره به صفات و برنامه هاى مشخصى باشد، که در طول تاریخ افراد زیادى مظهر آن بوده اند.

از جمله، در روایتى از امام زین العابدین(علیه السلام) نقل شده، خروج سفیانى از مسائل حتمى و مسلم است، و در برابر هر قیام کننده اى یک سفیانى وجود دارد.(13)

 

 پی نوشتها:

1) کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق، ص 650.

(2) همان ماخذ، ص 651.

(3) کتاب الغیبه، شیخ طوسى ص 270.

(4) غیبت نعمانى، باب 18، ص 435.

(5) کتاب الغیبه، شیخ طوسى، ص 278.

(6) کتاب الغیبه، شیخ طوسى، ص 273.

(7) غیت نعمانى، باب 18، ص 426.

(8) همان ماخذ، باب 14، ص 369.

(9) همان مأخذ، باب 18، ص 434.

(10) بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 52، ص 232.

(11) غیبت نعمانى، باب 18، ص 426.

(12) تاریخ غیبت کبرى، سید محمد صدر، ص 648.

(13) بحار الانوار، ج 52، ص 182.

منابع:

یكصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان ـ علیرضا رجالى تهرانى

سایت تعلیمات اسلامی واشنگتن

بحار الانوار، ج 52

غیت نعمانى، باب 18

کتاب الغیبه، شیخ طوسى

کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | جمعه بیست و پنجم بهمن 1392 - 11:52 |


هر نَفَسی که می کشی، به امام زمان وابسته هستی

این یک حقیقت عالی عرفانی است که اگر شما متوجه بشوید که هستید، آن وقت وابستگی دائمی خود را به امام زمان درک خواهید کرد. دل پاک می خواهد که این حرف ها را متوجه بشود؛ به علم نیست؛ به نورانیت است. متوجه خواهید شد که دم به دم وجود ما تازه می شود؛ هر لحظه ما یک حرف از حروف خدا هستیم.

یک لحظه جدایی بین انسان و انسان کامل محال است

ما دائماً از خدا وجود می گیریم؛ دائماً از وجود امــام زمان خیر و برکت دریافت می کنیم. اگر می بینیم، به اذن امام زمان می بینیم؛ اگر می شنویم به اذن امام زمان می شنویم؛ اگر قیام می کنیم، با نیروی امام زمان قیام می کنیم؛ اگر می نشینیم، با نیروی امام زمان می نشینیم؛ لذا انفکاک [و جدایی] بین انسان و انسان کامل که حضرت حجت-عجل الله تعالی فرجه الشریف است، یک لحظه هم مُحال است. امام زمان از هیچ موجودی جدایی ندارد؛ لذا فرمود: «وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا»[1]؛ خداوند متعال، زمین را به نور رب روشن کرد، این نور ربی که تمام زمین، تحت الشعاع و در پرتو آن است؛ ائمه فرموده اند که این نور، وجود نازنین امام عصر است.

 

هر نَفَسی که می کشی، به امام زمان وابسته هستی

برکات زمین به دست امام زمان است. تأثیر و تأثّر در فعل و انفعالات همه امور زمین، همه با عنایت امام زمان است. لذا شما در زیارت جامعه کبیره می گویید: «بِــکُم فــَتَحَ اللهُ وَ بِــکُم یختِمُ وَ بِکُم ینَزِّلُ الغَیثَ وَ بِکُم یمسِکُ السَماءَ أن تَقَعَ عَلَی الأَرضِ إلاّ بِإذنِهِ وَ بِکُم ینَفّسُ الهَمَّ وَ یکشِفُ الضُرَّ»[2] خدا عالم وجود را با شما آغاز کرد و با شما به پایان می برد و به وجود شما، باران را نازل می کند و به خاطر شما، غم و اندوه را می گشاید و سختی و گرفتاری را برطرف می کند.

«بِیمنِهِ رُزِقَ الوَرَی»[3] الوَرَی؛ یعنی ما سِوَی الله، تمام موجودات غیر از خدا، به یمن وجود امام زمان روزی داده می شوند؛ یعنی عالَم امکان، سفره وجود امام عصر است. او کل است؛ این سفره که باز شد، رشحات وجودش، زمین و زمان است و علی الدوام متعلق به وجود نازنین حضرت حجت-عجل الله تعالی فرجه الشریف اســـت. هر نَفَسی که می کشی، به امام زمان وابسته هستی؛ هر بازدمی که داری، به امام زمان وابسته هستی. وجود ما، هم در بُعد ظاهری و هم در بُعد معنوی و روحی، در تمام لحظات وابسته به اوست.

سفره نماز ما را، امام زمان پهن می کند

وقتی که ما به یاد خدا هستیم؛ نماز که می خوانیم؛ سفره نماز ما را، امام زمان پهن می کند. جمکران که آمدید، به وجود خودش قسم، ایشان عنایت داشته است؛ وگرنه کسی بدون عنایت حضرت، اهل جمکران نیست. بعضی ها اصلاً اعتقاد به جمکران ندارند، امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف این در را اصلاً به رویشان باز نمی کند.

کسی از حضرت آیت الله بهجت-رحمه الله علیه سوال کرد: این سند مسجد جمکران درست است؟ اینکه می گویند در خواب بوده است؟! حضرت آیت الله بهجت-رحمه الله علیه فرمودند: « اولاً خواب نبوده است، بلکه در بیداری «حسن مُثله جمکرانی» آمد و علایمی را که امام زمان علامت گذاری کرده بودند دید و با حضرت حرف زد؛ ثانیاً این قدر در این مسجد جمکران شفا حاصل شده و حاجت روا شده که از حدّ تواتر هم گذشته است.»

 

وجود امام زمان لطف خداست

وجود نازنین امام زمان، همه ی درهای توفیق را باز می کند؛ هم رزق ظاهری و هم رزق معنوی و باطنی ما، به یمن قدوم امام عصر-عجل الله تعالی فرجه الشریف است و هم به وجود امام زمان، آسمان و زمین تثبیت می شود. وجود امام زمان لطف خداست. اگر امام زمان نبود هیچ موجود دیگری نبود. این لطف الهی است که به وجود آمده است و این وجود نازنینی که منشأ تمام موجودات است، وجود حضرت امام زمان است «وُجُوُهُ لُطفٌ و َ تَصَرُّفُهُ لُطفُ آخَرُ» [وجودش لطف است و تصرفاتش لطفی دیگر.]

عاشق شو

اگر ما ذوب در امام زمان بشویم و مجذوب جذبه های ولایی او بشویم و قطره وجودمان را به دریای وجود امـــام زمان متصل کنیم، آنگاه ما هم در کرسی «کُن فَیکُونُ» قرار می گیریم. یک قطره، نه تشنه را سیراب می کند، نه گلی را می رویاند و نه جایی را آباد می کند. آدمی وقتی وجودش یک قطره باشد، یک قطره که کاری نمی کند، اما این یک قطره وقتی به دریا ریخت، کارخانه های برق را راه می اندازد، کشتی ها را حرکت می دهد و این همه موجودات را در دل خودش روزی می دهد.

اینکه خداوند فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»[4] چون عشق است که آدم را با معشوق یکی می کند؛ وقتی عاشق امام زمان بشوی و در به در و کوه به کوه، دنبال آقا جانت، سرگردان باشی و به عشق دیدارش به جمکران بیایی، اگر دلت واقعاً «صاحب الزمان» بگوید و با حضرت جوش بخورد، شما هم مثل مرحوم شیخ حسن علی نخودکی اصفهانی-رحمه الله علیه می شوی، شما هم می توانی مثل ملاحبیب الله گلپایگانی-رحمه الله علیه بشوی.

 

اوست که این دِلِ گِل من را طلا می کند

ما می خواهیم پاک زندگی کنیم، توبه هم می کنیم؛ ولی دوباره گرفتار و آلوده می شویم. اوست که این دِلِ گِل من را طلا می کند: «تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزکیهِم بِها» تو پاکشان می کنی و تو آنها را تزکیه می کنی و به آنها رشد و نمو می دهی.آنها را شجره طیبه می کنی تا سرشان از عرش بالا بیاید و نور الهی بشوند و مثل ستارگان عرش الهی، مقام «عند ربهم» پیدا کنند. هر کسی در باب خوبی، بندگی، طهارت، توبه و امورخیر، به جایی می رسد به واسطه این نگاه ولایی است.

بنابراین، وجود مبارک حضرت حجت( ارواحنا فداه) علاوه بر این که یمن قدومشان همه عالم و همه انسان ها را اداره می کند برای معراج دل های اهل دل، این کم ها را از ما قبول می کند و سلیمان وار از کرامت بارگاه سلیمانی اش به همه خاتم بخشی می کند.

 

پی نوشت ها:

 1. زمر: 69. الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یقُولُ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها؛ الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج 2، ص: 381.

2. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص: 615.

3. زاد المعاد، ص: 423

4. بگو من از شما برای این (رسالتم) مزد و پاداشی در خواست نمی کنم، مگر دوست داشتن نزدیکان و اهل بیتم. (شوری، آیه 23.)

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 - 17:33 |


رسالت زنان منتظر در عصر غیبت

عمده‌ترین نقش‌آفرینی‌های زن منتظر، منتظرپروری است. امید است همان طور که زنان در طول تاریخ تشیع افتخارآفرینی‌های زیادی در حفظ مکتب تشیع داشته‌اند، در این عصر هم بتوانند با تربیت نسل مهدی‌باور، دین خود را به جامعه‌ی دینی ادا نمایند.

گام اول؛ نقش و جایگاه زن در خانواده و تربیت نسل ولایی

اگر ولایت‌مداری و محبت به ولی خدا را یکی از مهم‌ترین ارزش‌های یک فرد شیعه بدانیم که خانواده متولی انتقال آن است، در راستای همان رسالتی که در جهانی هستی، خالق انسان‌ها برای آنان قرار داده است و معمار انقلاب، حضرت امام خمینی نیز به خوبی آن را چنین تبیین نمودند که همان طور که قرآن انسان‌ساز است، زن نیز انسان‌ساز است؛ زنان عهده‌دار مسئولیتی خطیر هستند.

اگر پایه‌ی اصلی تربیت و رشد صحیح فرد برای اجتماع را در خانواده جست‌وجو کنیم، زن به عنوان مربی خانواده و عامل اصلی انتقال ارزش‌ها، اصیل‌ترین نقش‌ها را بر عهده دارد و در اهمیت آن همین بس که بزرگ بانوی اسلام، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می‌فرمایند: «آن گاه که زن در منزل به امور خانه و تربیت فرزند می‌پردازد به خدا نزدیک‌تر است.»

 

رسالت‌های اصلی زن منتظر

 در طول تاریخ تشیع، یکی از نقش‌های بی‌بدیل زنان، دفاع از ولایت و تلاش برای حفظ این ارزش الهی بوده است. بالاخص در عصر غیبت که نقش مردان برای دفاع از ولایت به جهت اختناق شدید، کم‌رنگ بوده است؛ زنان فعالانه برای حفظ فرهنگ مهدویت در جامعه نقش‌آفرینی نموده‌اند و در بین تمامی نقش‌های خود، در حفظ فرهنگ مهدویت و تربیت نسل ولایی و انتقال این ارزش به نسل آینده و حفظ اندیشه‌ی مهدوی از طریق پویا‌سازی خانواده، نقشی بسیار مۆثر و انکارناپذیر داشته‌اند.

زنان شیعه با بهره‌گیری از آموزه‌های دینی در طول تاریخ تشیع با پرداختن به اساسی‌ترین نقش و کارکرد زنان، که همان مادری است، بلندترین گام‌ها را برای حفظ ولایت برداشته‌اند. آنان با نقش‌آفرینی خود ارزش ولایت و حب به ولی خدا را به فرزندان خود منتقل کردند و بالاخص در عصر غیبت، این مادران بودند که با فضاسازی مناسب در خانه و با پایبندی به امام زمان خود و با علاقه‌ای که به ایشان نشان می‌دادند و رابطه قلبی و معرفتی که با حضرت داشتند، این علاقه و عاطفه را به فرزندان نیز منتقل کردند و از این طریق، در حفظ و احیای این مهم می‌کوشیدند.

و اما در عصر حاضر، تربیت انسان دین‌دار پویا، کارآمد و عاشق ولایت از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است؛ چرا که شاهد هجوم جریان شوم ناتوی فرهنگی هستیم که بنا دارد از نسل جوان ما یک نسل بی‌هویت و بی‌ریشه بسازد.[1]

نقش مادران در دفاع از هویت ملی و دینی و انتقال ارزش‌ها بسیار پررنگ می‌شود؛ چرا که تمامی ارزش‌های دینی، اخلاقی، ملی و... در درون خانواده است که شکل می‌گیرد، نهادینه می‌گردد و به جامعه منتقل می‌شود. بالاخص ارزش‌های ولایت‌مداری که از جمله ارزش‌هایی است که دشمن نوک تیز پیکان حمله‌ی خود را متوجه آن نموده است، از طریق خانواده، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود.

مادران منتظر باید بدانند یکی از مسئولیت‌هایی که از طرف شارع مقدس بر عهده‌ی آنان گذاشته شده، تلاش برای تربیت یک نسل ولایی است؛ چرا که در روایات متعدد آمده است که ولایت و مودت اهل بیت از فرایض الهی است و ملاک قبول اعمال و عبادات به حساب می‌آید.

در زیارت جامعه‌ی کبیره می‌خوانیم: بموالاتکم تقبل الطاعه المفترضه و لکم الموده الواجبه: به سبب ولایت شما طاعت واجب پذیرفته می‌شود و «موده واجبه» برای شماست. همچنین پیامبر به سلمان فرمودند: ان‌الموده اهل بیتی مفروضه واجبه علی کل مۆمن و مۆمنه: مودت اهل بیت من بر هر مرد و زن باایمان فرض و واجب است. [2]

از این رو، عمده‌ترین نقش‌آفرینی‌های زن منتظر، منتظرپروری است. امید است همان طور که زنان در طول تاریخ تشیع افتخارآفرینی‌های زیادی در حفظ مکتب تشیع داشته‌اند، در این عصر هم بتوانند با تربیت نسل مهدی‌باور، دین خود را به جامعه‌ی دینی ادا نمایند.

غیبت

اگر پایه‌ی اصلی تربیت و رشد صحیح فرد برای اجتماع را در خانواده جست‌وجو کنیم، زن به عنوان مربی خانواده و عامل اصلی انتقال ارزش‌ها، اصیل‌ترین نقش‌ها را بر عهده دارد و در اهمیت آن همین بس که بزرگ بانوی اسلام، حضرت فاطمه (سلام الله علیها) می‌فرمایند: «آن گاه که زن در منزل به امور خانه و تربیت فرزند می‌پردازد به خدا نزدیک‌تر است.»

گام دوم: ضرورت مهم انگاشتن نهاد خانواده و اصالت آن

با توجه به نقش زن در خانواده، یکی از رسالت‌های مهم «زن منتظر» اهمیت به کانون خانواده و سعی در حفظ این نهاد است. بالاخص در عصر حاضر که مهاجمان فرهنگی جنگ علیه این نهاد تأثیرگذار را آغاز نموده‌اند و بنا دارند که با تخریب کانون خانواده، به عنوان اصلی‌ترین مرکز انتقال ارزش‌ها، مانع انتقال ارزش‌های دینی و ملی به نسل آینده گردند.

زن منتظر بر این نکته تأکید می‌ورزد که فعالیت‌های اجتماعی زنان در صورتی ارزشمند است که آسیبی به رسالت‌های اساسی و مهم آنان در قبال مسئله‌ی خانواده و تربیت نرساند.

بر اساس روایت پیامبر اکرم که می‌فرمایند: «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیه والمراه راعیه علی بیت بعلها و ولده مسئوله عنهم» [3] زن در خانه‌ی همسرش دارای مسئولیت بوده و در قبال اعضای منزل مسئول است.

زن مسلمان خود را مسئول می‌داند، چرا که پیامبر، زن را به طور خاص در مقابل حفظ نهاد خانواده مسئول نموده است. پس او سعی می‌نماید که منافع شخصی، رفاه‌طلبی، لذت‌خواهی و تنوع‌طلبی خود را تعدیل و کنترل نماید و آن‌ها را در خدمت خانواده قرار دهد.

در منظر زن مسلمان خردمند، آگاه و مدبر، پرداختن به امور خانواده و تربیت فرزندان کلیدی‌ترین و مۆثرترین نقش اجتماعی است. او گرچه در خانه است، اما خود را به عنوان یک عضو فعال و تأثیرگذار جامعه می‌پندارد و البته در مواقع ضروری و اقتضائات خاص، به شرط آسیب‌ ندیدن خانواده، به برنامه‌های اجتماعی بیرون از خانواده نیز می‌پردازد.

زن منتظر، زمانی خود را در صراط مستقیم و در مسیر عبودیت، احساس می‌کند که اصالت را به مادری و همسری دهد و در صورت تعارض و عدم امکان جمع بین آن‌ها و مسائل دیگر، در انتخاب خود، گزینه‌ی خانواده را برگزیند و از این انتخاب خود بسیار مسرور و خوشحال باشد.

زمانی که رسول خدا در تقسیم کار میان اعضای خانواده‌ی حضرت علی، کار منزل را به زهرا و کار بیرون را به علی سپردند، حضرت زهرا با خوشحالی تمام فرمودند: «والله اعلم ما ادخلنی السرور» فقط خدا می‌داند که من از اینکه رسول خدا کار مردانه را از دوش من برداشتند چقدر خوشحالم. [4]

فاطمه (سلام الله علیه)، ضمن اصالت‌بخشی به نقش همسری و مادری و انجام کامل رسالت خود و فراهم نمودن زمینه و بستر مناسب برای رشد و تعالی همسر و فرزندان و اقناع میل عاطفی آنان و تبدیل خانه به کانونی مملو از عشق و محبت و عطوفت، در مواقع مقتضی نیز در فعالیت‌های اجتماعی، حضور فعال و مۆثری داشته که تاریخ حکایت‌گر آن است. ولی او اصل را خانه و خانواده می‌دانست و همین اهتمام بود که موجب شد وقتی پیامبر از امیرالمۆمنین سۆال کردند که علی جان، همسر خود فاطمه را چگونه یافتی؟

فرمودند: «نعم العون علی طاعه الله» فاطمه بهترین یاور من در اطاعت الهی است. یعنی فاطمه به عنوان یک همسر به گونه‌ای ایفای نقش می‌کند که یاری‌ کننده‌ی همسر خود، امیرالمۆمنین در اطاعت الهی می‌شود و این گونه مسیر اطاعت را برای شوهر هموار می‌سازد و خود نیز به واسطه‌ی عمل به این رسالت، رستگار می‌گردد.

آن حضرت توانست در خانه‌ی محقر و کوچک خود، فرزندانی چون حسن، حسین، زینب و ام‌کلثوم را تربیت نماید که هر کدام در عرصه‌ی حیات، تاریخ‌ساز و تحول‌آفرین بودند. این بانوی نمونه‌ی اسلام توانست فضایی شاد و باصفا را برای همسر خود فراهم نماید که حضرت علی در خصوص تأثیر این فضا می‌فرمودند: هر وقت به منزل می‌آمدم و چشمم به فاطمه می‌افتاد، غم عالم را فراموش می‌کردم. [5]

 

پی‌نوشت‌ها: 

[1]. سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع اساتید و دانشجویان استان سمنان، 12 اردیبهشت 84.

[2]. هادی نجفی، موسوعه احادث اهل بیت، ج 1، ص 234.

[3]. جلال‌الدین سیوطی، جامع‌الصغیر، ص 95

[4]. بحارالانوار، ج 43، ص 81.

[5]. علی‌بن عیسی اربلی، کشف‌الغمه فی معرفه‌الائمه، ج 1، ص 363.

منابع:

دکتر مریم معین‌الاسلام؛ کارشناس امور تربیتی و مباحث زنان


لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | یکشنبه ششم بهمن 1392 - 23:7 |


انتظاری که به وصل می‌رساند
هر جامعه‌اى که براى خود تشکیلات و سازمان دارد، براى بقای تشکیلات و ادامه کار سازمان‌ها و افراد، در تعقیب هدف، به وجود رهبرى نیاز دارد که مداخله او در ریاست امت و گردش تشکیلات و سازمان‌ها لازم وضرورى است؛ به نحوى که در دل اجتماع باشد و هر گاه این رهبر به عللى زندانى، تبعید و یا بیمار باشد در آن صورت هم وجود او براى مدیریت و رهبرى افراد کافى خواهد بود؛ زیرا باز مردم به پشتوانه آن رهبر دست به دست هم داده و با اتحاد و انسجام ناشى از احساس وجود رهبر و در نتیجه تبعیت از دستورات او، به سمت اهداف مورد نظر، حرکتشان را ادامه مى‌دهند.

شیعیان طبق عقیده‌اى که به وجود امام زنده دارند، هر چند او را در میان خود نمى‌بینند، اما خود را تنها نمى‌دانند و همواره انتظار بازگشت آن سفر کرده را که قافله‌هاى دل همراه اوست، مى‌کشند. اثر روانى این طرز فکر که زنده نگهداشتن امید در دل‌ها و وادار ساختن افراد به خودسازى و آمادگى براى آن انقلاب بزرگ است، کاملاً قابل درک می‌باشد.

معنى غیبت امام این نیست که او به شکل یک روح نامرئى و یا اشعه‌اى ناپیدا در مى‌آید؛ بلکه او از یک زندگى طبیعى آرام برخوردار است، به طور ناشناخته در میان انسان‌ها رفت و آمد دارد، دل‌هاى بسیار آماده را برمى‌گزیند و در اختیار مى‌گیرد و بیش از پیش آماده مى‌کند و مى‌سازد. افراد مستعد به تفاوت میزان استعداد و شایستگى خود، توفیق درک این سعادت را پیدا مى‌کنند. بعضى چند لحظه یا چند روز و برخى سال‌ها با او در تماس نزدیک هستند.

منتظران مصلح خود باید صالح باشند

حل نشدن در مفاسد محیط و عدم تسلیم در برابر آلودگی‌ها، یکی از اثرات انتظار است. انتظار فرج باعث مى‌شود که فرد مسلمان آن‌چه در توان دارد، به‌کار گیرد تا سطح اندیشه و آگاهى و آمادگى روحى، جسمى، مادى و معنوى خود را بالا ببرد تا بتواند در پیاده کردن آن اصلاحات عمیق، همه جانبه و گسترش قسط، عدل و یکتاپرستى در سراسر گیتى، سهیم باشد. کسى که خود فاسد و ناصالح است، نمى‌تواند در انتظار حکومتى باشد که با افراد فاسد به‌شدت مبارزه مى‌کند.

هنگامى که فساد فراگیر مى‌شود و اکثریت و یا جمع کثیرى را به آلودگى مى‌کشاند. گاهى آن‌ها فکر مى‌کنند، کار از کار گذشته و دیگر امیدى براى اصلاح نیست و تلاش و کوشش براى پاک نگهداشتن خویش، بیهوده است. این ناامیدى و‌ یأس ممکن است آن‌ها را تدریجاً به سوى فساد و همرنگى با محیط بکشاند و نتوانند خود را به صورت یک اقلیت صالح، در برابر اکثریت ناسالم حفظ کنند و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوایى بدانند. تنها چیزى که مى‌تواند در آن‌ها روح امید بدمد و به مقاومت و‌خویشتن‌دارى دعوت کند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به اصلاح نهایى است. تنها در این صورت است که آن‌ها دست از تلاش و‌ کوشش براى حفظ پاکى خویش و حتى براى اصلاح دیگران بر نخواهند داشت.(1)

خودیاری‌هاى اجتماعى

جامعه از انسان‌هاى مختلف با افکار، اهداف، آرزوها، رفتار و گفتار گوناگون و با سطوح مختلف مادى و معنوى تشکیل مى‌شود. هر یک از افراد اجتماع از یک سو بر جامعه‌اى که در آن زندگى مى‌کنند، به میزان شخصیت وجودى خود تأثیر مى‌گذارند و از سوى دیگر از جامعه تأثیر مى‌پذیرند. بنابراین تغییر افکار، اهداف و رفتار تک تک انسان‌ها در حد خود به‌منزله تغییر مکانیسم و ساختار جامعه محسوب مى‌شود. انتظار فرج و امید به آینده‌اى درخشان، تغییر اساسى در رفتار و گفتار انسان ایجاد مى‌کند. پس همان‌گونه که در سازندگى یک یک انسان‌ها مۆثر است، در سازندگى جامعه نیز که از همان انسان‌ها تشکیل شده، تأثیر خواهد گذاشت.

اعتقاد به ظهور مصلح کل و این‌که زمانى مى‌رسد که تمام نابسامانی‌هاى اجتماعى برطرف خواهد شد، انسان را وادار مى‌کند که علاوه بر اصلاح خویش، در جهت اصلاح دیگران نیز کوشش نماید؛ زیرا اصلاحات زیربنایى اجتماعى که انتظار آن را مى‌کشند، یک عمل فردى نیست؛ بلکه کارى است که تمام انسان‌هاى متعهد و متقى باید در آن شرکت کنند و تلاش‌هاى آنان، هماهنگ و یکپارچه باشد. در یک فعالیت بزرگ و گسترده که پهنه گیتى را در بر مى‌گیرد، هیچ کس نمى‌تواند از حال دیگران غافل باشد؛ بلکه باید بر اساس مسئولیتى که بر عهده هر انسان صالحى است، هرجا ضعفى مشاهده کرد، براى اصلاح آن بکوشد.


منتظرین

از این رو بر اساس بینش الهى، منتظران واقعى علاوه بر این‌که خود را از نظر فکرى، عملى و اخلاقى اصلاح مى‌کنند، در برابر نابه‌سامانی‌هاى اجتماعى نیز ایستادگى مى‌کنند و به امر به معروف و نهى از منکر، به عنوان یک فریضه مهم الهى که تحقق سایر دستورات خدا به آن بستگى دارد، مى‌نگرند. به نظر آن‌ها ظهور حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه) حلقه‌اى است از حلقه‌هاى مبارزه حق علیه باطل که در طول تاریخ استمرار داشته و این آخرین حلقه، آن مبارزه‌ای است که به پیروزى نهایى حق مى‌انجامد.(2)

 


زمینه‌سازى برای انقلاب جهانى

انتظار به معنى آینده‌نگرى و ناراضى بودن از وضع موجود، و طبیعی است که چنین دگرگونى‌ای به زمینه‌سازى نیاز دارد. در انقلاب‌هاى پیامبران نیز زمینه‌سازى وجود داشت و آن‌ها در صورتى انقلاب را به ثمر مى‌رساندند که در همه ابعاد زمینه‌ساز عملى مى‌شد. از آنجا که انقلاب حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه) جهانى و همه جانبه و درازمدت است و هدف نهایى انقلاب‌هاى مقدس بشرى است، حتماً به زمینه‌سازى وسیع‌تر و عمیق‌تر نیاز دارد؛ چرا که بنا بر اعجاز نیست؛ بلکه همانند انقلاب پیامبران بنا بر فکر و عمل و کار و سعى مردم در همه ابعاد است.(3)

تقویت روحیه پیکار و پایدارى و صبر در راه ناملایمات

اندیشه (انتظار) و اعتقاد به آن، روح مقاومت و پایدارى را در فرد و جامعه زنده نگه مى‌دارد. مقاومت و پایدارى (صبر)، یعنى حفظ و حراست از ارزش‌هاى انسانى و الهى و ایستادگى در برابر فشارها و تهدیدهاى عوامل باطل، و نیز مقاومت و ایستادگى در برابر بیداد و ستمگرى زورمداران و تلاش براى بسط عدالت و دادگرى. از آن‌جا که در همیشه تاریخ زورمداران و زراندوزان، فریب‌کاران و سیاست‌بازان، دست در دست هم، بر گُرده مردم تازیانه ستم فرود مى‌آورند و انسان‌ها و جامعه‌هاى انسانى را به بند کشیده، استثمار مى‌کنند و بر آنان تحقیر روا مى‌دارند، دین خدا را از صحنه زندگى اجتماعى کنار زده و پیامبران خدا را مى‌کشند و فریاد منادیان حق و آزادى و عدالت را خاموش مى‌کنند، مقاومت در برابر آنها یک وظیفه بزرگ الهى است: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ «اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! صبر كنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى كنید و از خدا پروا نمایید، امید است كه رستگار شوید».(4)

انتظار، روح حماسه و پیکار را در انسان‌هاى زنده نگه مى‌دارد و انسان منتظر، همواره در آمادگى نظامى و تدارک نیرو و کسب نیرومندى و سلحشورى به‌سر مى‌برند. جامعه منتظر نیز که خواهان استقرار حکومت واحد جهانى مبتنى بر قسط و عدل است، با شناخت مواضع صحیح حرکت و تحمل و پایدارى نسبت به دشواری‌هاى راه و با پیروى از خط ممتد رهبرى، به وحدت عمومى رسیده و با حضور در صحنه‌هاى پیکار (نظرى و عملى) و همیارى و همکارى انسان‌هاى خداجوى عدالت‌خواه، آماده قیام شده و بلکه اقدام به قیام‌هاى زمینه‌ساز انقلاب جهانى حضرت مهدى(عجل الله تعالی فرجه) مى‌کند؛ هم‌چنان‌که در حدیث آمده است: «یخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَیوَطِّئونَ لِلمَهدی سُلطانَه؛ مردمی از شرق قیام می‌کنند و زمینه را برای حرکت جهانی مهدی فراهم می‌سازند».(5)

 

پی‌نوشت:

1.حبیب‌الله طاهری، سیمای آفتاب، ص 210.

2.جمعی از نویسندگان، نگاهی تحلیلی به زندگی حضرت مهدی(عج)، ص 25.

3.مسعود پورسیدآقایی و دیگران، تاریخ عصر غیبت، ص 376.

4.آل‌عمران: 200.

5. سنن ابن‌ماجه، ج2، ص 1368.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | یکشنبه بیست و نهم دی 1392 - 16:11 |


اتفاقات بعد از شهادت امام زمان(علیه‌السلام)

معمولا وقتى بندگان دنیا، به مقام و منصبى یا پست حکومتى برسند، نحوه زندگیشان عوض شده، و تجملات و ریخت و پاش روز به روز بالا مى گیرد، اما امامان معصوم و اولیاء الهى چنین نبوده و نخواهند بود، بلکه در بعضى از موارد، زندگى خود را سخت تر از گذشته انتخاب مى نمودند. زیرا عمل ایشان، براى مردمانى که تحت پوشش حکومتشان قرار گرفته اند، سرمشق و الگو مى باشد.

مسئله اول: کارگزاران دولت و فرماندهان لشکرى و کشورى امام مهدى چه کسانى هستند؟

طبیعى است در حکومتى که امام مهدى (عجل الله فرجه) رهبرى آن را به عهده دارد، کارگزاران و مسئولان دولتى و حکومتى نیز، باید از بزرگان و نیکان باشند. از این روى، مى بینیم در روایات، ترکیب دولت امام مهدى (عجل الله فرجه) از پیامبران، جانشینان آنها، متقین و مانند آن تشکیل مى یابد که نام برخى از آنان بدین گونه است: حضرت عیسى (علیه السلام)، هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصى موسى (علیه السلام)، مۆمن آل فرعون، سلمان فارسى، مالک اشتر، ابو دجانه انصارى و قبیله همدان.

در روایتى، حضرت عیسى (علیه السلام) به حضرت مهدى (عجل الله فرجه) گوید: (همانا من به عنوان وزیر فرستاده شده ام نه امیر و فرمانروا). (ملاحم ابن طاووس، ص 83، نقل از کتاب چشم اندازى از حکومت مهدى (علیه السلام)، نجم الدین طبسى، ص 190)امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: (هنگامى که حضرت قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) قیام کند، هفده تن را از پشت کعبه زنده مى گرداند که عبارتند از: پنج تن از قوم موسى (علیه السلام) که به حق قضاوت کرده، و با عدالت رفتار مى کنند، هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصى موسى، مۆمن آل فرعون، سلمان فارسى، ابو دجانه انصارى ومالک اشتر). (تفسیر عیاشى، ج 2، ص 32. اثبات الهداه، ج 3، ص 550)

و همچنین فرماندهان جنگى آن حضرت از ملیت هاى گوناگونى تشکیل شده اند، از جمله عیسى بن مریم (علیهما السلام)- که در برخى روایات آمده امام زمان (عجل الله فرجه) او را به جانشینى خود براى سرکوب کردن دجال مى فرستد - شعیب بن صالح (علیهما السلام)، اسماعیل فرزند امام صادق (علیه السلام)، عقیل، حارث، مفضل بن عمر.

مسئله دوم: زندگى امام بعد از ظهور چگونه خواهد بود؟

معمولا وقتى بندگان دنیا، به مقام و منصبى یا پست حکومتى برسند، نحوه زندگیشان عوض شده، و تجملات و ریخت و پاش روز به روز بالا مى گیرد، اما امامان معصوم و اولیاء الهى چنین نبوده و نخواهند بود، بلکه در بعضى از موارد، زندگى خود را سخت تر از گذشته انتخاب مى نمودند. زیرا عمل ایشان، براى مردمانى که تحت پوشش حکومت او قرار گرفته اند، سرمشق و الگو مى باشد.با در نظر گرفتن این موضوع که قسمت مهمى از جرایم و جنایات و مفاسد اجتماعى از تجمل پرستى و پر زرق و برق شدن زندگى، و تشریفات بیهوده و پر خرج و کمرشکن آن سرچشمه مى گیرد، یکى از دلایل برچیده شدن مفاسد در دوران حکومت امام مهدى (عجل الله فرجه) روشن مى گردد.

در حدیثى از امام رضا (علیه السلام) چنین آمده است: (و لباس قائم (عجل الله فرجه) چیزى جز پارچه خشن نیست، و غذایش نیز تنها غذاى ساده وکم اهمیت است).( منتخب الاثر، گلپایگانى، ص 307. واز امام صادق (علیه السلام) نیز نظیر این روایت در اثبات الهداه، ج 7، ص 79، نقل شده است)

مسئله سوم: بعد از شهادت امام زمان چه خواهد شد؟

در این رابطه، ما با دو دسته از روایات مواجه هستیم:

اول: روایاتى که مساله رجعت امام حسین (علیه السلام) و امامان دیگر را بیان نموده اند، از جمله روایت امام صادق (علیه السلام) است که در ذیل آیه شریفه (ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَیْهِمْ)(4) مى فرماید: (مقصود زنده شدن دوباره حسین (علیه السلام) و  هفتاد نفر از اصحابش در عصر امام زمان (علیه السلام) است، در حالى که کلاهخودهاى طلایى بر سر دارند، و به مردم، رجعت و زنده شدن دوباره حضرت حسین (علیه السلام) را اطلاع مى دهند، تا مۆمنان به شک و شبهه نیفتند. این در حالى است که حضرت حجت در میان مردم است. چون معرفت و ایمان به حضرتش در دلهاى مردم استقرار یافت، مرگ حضرت حجت مى رسد، پس حضرت امام حسین (علیه السلام) متولى غسل و کفن و حنوط و دفن ایشان خواهد شد، و هرگز غیر از وصى، وصى را تجهیز و آماده به خاک سپارى نمى کند).(5)

دوم: روایاتى که مى گویند: چون قائم آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) از دنیا برود و یا شهید شود، چهل روز پس از آن قیامت برپا مى گردد ومردگان از گورها به در مى آیند و براى حساب و جزاى محشر آماده گردند. و خداوند از آنچه واقع مى شود داناتر، و ولى توفیق وصواب است.(6)

شیخ حر عاملى - رحمه الله علیه - در کتاب شریف (ایقاظ) مى نویسد: شاید چهل روز ایام رجعت باشد و این عدد اشاره به کمى دوران حضرتش باشد، چون مقدار زیاد را به هفتاد و مقدار کم را با اعداد کمتر، معرفى مى کنند، و یا این که هر روزى برابر هزار سال باشد، چنانکه مى فرماید: (یک روز نزد پروردگارت، مثل هزار سالى است که شما مى شمارید).و شاید مراد از قیامت در روایات دسته دوم قیامت صغرى یعنى رجعت باشد، و البته اطلاق قیامت بر رجعت مانعى ندارد، ممکن است قیامت بر هر دو اطلاق شود.(7)

 

پی‌نوشت‌ها:

 (4) سوره اسراء، آیه 6.

(5) بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 3، ص 13.

(6) ارشاد شیخ مفید، با ترجمه ساعدى، ص 708.

(7) الایقاظ من الهجمه، شیخ حر عاملى، ترجمه احمد جنتى، ص 400.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | یکشنبه بیست و نهم دی 1392 - 0:47 |


فتنه‌های بحران‌ساز آخرالزّمان

فتنه را در لغت، امتحان و آزمودن معنا کرده‌اند.1 این واژه معمولاً درباره آن دسته از امتحاناتی به کار برده می‌شود که با تلخی و سختی همراه است.2

در «قرآن کریم»، این واژه برای همین معنا،3 بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق،4 شرک و کفر،5 افتادن در معاصی و نفاق،6 اشتباه گرفتن و تشخیص ندادن حق از باطل،7 گمراهی،8 کشتار و اسارت،9 تفرقه و اختلاف میان مردم10 و ... به کار رفته است.

حضرت علی(علیه السلام)، منشأ فتنه‌ها را چنین بیان نموده‌اند:« همانا از دو خصلت بر شما هراسانم؛ پیروی از هوای نفس و آرزوی طولانی، امّا پیروی از هوای نفس از حق باز می‏دارد و امّا آرزوی دراز، آخرت را در طاق نسیان می‏نهد. همانا دنیا، پشت‌كنان، كوچ كرده و می‏رود و آخرت، كوچ كرده و به سوی ما می‏آید و هر كدام را فرزندانی است. پس شما از فرزندان آخرت باشید و از فرزندان دنیا نباشید؛ زیرا امروز كار هست و محاسبه نیست و فردا محاسبه هست و كار نیست و همانا فتنه‏ ها و آشوب‏ه ا از هواپرستی آغاز می‏شود و از احكام بدعت و خود پرداخته، شروع می‏گردد. در این احكام خود پرداخته با خدا مخالفت می‏شود و مردانی در عهده‌دار شدن آنها، به جای مردانی دیگر می‏نشینند.

اگر حق خالص در میان بود، اختلاف به چشم نمی‏خورد و اگر باطل محض در میان بود، بر هیچ خردمندی پوشیده نمی‏ماند؛ لیكن مشتی از حق و مشتی از باطل برگرفته شده و با هم آمیخته گردیده و اینجاست كه شیطان به دوست‌داران خود چیره می‏گردد و كسانی رهایی می‏یابند كه از طرف خداوند، عاقبت نیكی برای آنها رقم خورده باشد.

همانا من از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم كه می‏فرمود:

« چگونه خواهید بود، زمانی كه فتنه ‏ای شما را در برگیرد كه در آن كودكان بیش از آن به نظر می‏رسند كه هستند [سنّ و سالشان بیشتر به نظر می‏رسد] و جوانان به پیری می‏رسند. مردم به كژراهه می‏روند و آن را چونان سنّت خویش می‏گزینند و هر گاه بخشی از آن به روش درست تبدیل گردد، گفته می‏شود سنّت دگرگون شده است و این در نظر مردم كاری زشت آید و در پی آن، بلایا شدّت یابند و نسل به اسارت برده شود. سپس فتنه و آشوب آنان را بكوبد؛ چنان كه آتش هیزم را می‏كوبد و آسیاب طعمه خود را. آنها دین می‏آموزند؛ امّا نه برای خدا و دانش می‏جویند؛ امّا نه برای عمل و به وسیله كار آخرت، دنیا را می‏طلبند.»11

در بیانات آن حضرت، صحبت از فتنه فراگیری است که در آخرالزّمان، میان تمام مسلمانان رخ می‌دهد که تا زمان ظهور ادامه می‌یابد:از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود:« جبرئیل به نزدم آمد و گفت: یا محمّد! به زودی در امّتت فتنه به پا خواهد شد. پرسیدم: چگونه از آن می‌توان خارج شد؟ گفت: در کتاب خدا خبر پیشینیان و آنها که پس از شما می‌آیند و حکم (آنچه) ما بین شما (رخ می‌دهد) آمده است. فاصل میان حقّ و باطل است و هزل نیست، هر ستم‌کاری که بدان عمل نکند، خداوند او را در هم می‌شکند و هر کس جز در آن به دنبال هدایت باشد، خداوند گمراهش خواهد ساخت. ریسمان محکم الهی و ذکر حکیم و صراط مستقیم است.»12

در دیگر روایات حضرت امیر(علیه السلام)، دسته نجات یابنده را خود و شیعیانشان13 و تمام پیروان خویش،14 معرفی نموده‌اند.« رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به من فرمود: «شبی كه مرا به آسمان‌ها بردند، قصرهایی دیدم كه از یاقوت سرخ و زبرجد سبز و درّ و مرجان و طلای خالص بود، كاه‌گل آنها از مشك خوشبو و خاكش از زعفران و دارای میوه و نخل خرما و انار بود و حوریه‏ و زن‌های زیبا و نهرهای شیر و عسل كه بر روی درّ و جواهر می‏گذشت و در كنار آن دو نهر خیمه‏ها و غرفه‏هایی بنا شده بود و در آنها خدمت‌كارها و پسرانی بودند و فرش‌هایش از استبرق و سندس و حریر بود و طناب‌هایی در آنها بود. گفتم: «ای حبیب من، جبرئیل! این قصرها از آن كیست؟ و قصّه آنها چیست؟»

جبرئیل گفت: این قصرها و آنچه در آن است و چندین برابر آن، مخصوص شیعیان برادرت و جانشین تو، پس از تو بر امّت علی است و ایشان را در آخرالزّمان به نامی كه دیگران را آزار دهد، بخوانند. آنها را رافضه (واگذارندگان) خوانند، در صورتی كه این نام برای آنان زینت است؛ زیرا ایشان باطل را واگذارده و به حق چنگ زده‏ اند و سواد اعظم اینانند و اینها مخصوص شیعیان فرزندت حسن، پس از اوست و برای شیعیان برادرش حسین، پس از اوست و برای شیعیان فرزندش علیّ بن الحسین بعد از اوست و برای شیعیان فرزندش محمّد بن علی پس از اوست و مخصوص شیعیان فرزندش جعفر بن محمّد پس از اوست و برای شیعیان فرزندش علیّ بن الحسین بعد از اوست و برای شیعیان فرزندش محمّد بن علی بعد از او و برای شیعیان فرزندش حسن بن علی پس از او و برای شیعیان فرزندش محمّد المهدی پس از اوست. ای‏ محمّد! اینان امامان پس از تو نشانه‏ های هدایت و چراغ‌های روشن در تاریكی‏ها هستند، شیعیانشان تمامی فرزندان تو هستند و دوست‌داران آنها پیروان حق و دوستان خدا و رسولند كه باطل را واگذارده و از آن دوری كرده‏ اند و آهنگ حق نموده و از آن پیروی كرده‏اند، آنها را در زمان زندگی‏شان دوست داشته و پس از مرگشان زیارت كنند، درصدد یاری آنهایند و به دوستی آنها اعتماد كنند، رحمت خدا بر ایشان باد؛ زیرا او آمرزنده و مهربان است.»

شدّت این فتنه را از آنجا می‌توان دریافت که ایشان می‌فرمایند:«.اگر کسی را با ده طناب در جبهه حق بسته باشند، باز او را به باطل می‌کشانند و به عکس.»15

سختی این فتنه‌ها برای مۆمنان نیز از این روایت قابل درک است که ایشان از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل نمودند که فرمود:« زمانی بر مردم می ‏آید كه دل مۆمن در نهادش آب می‏شود، همان طور كه سرب در آتش آب می‏شود و نیست سبب آن، مگر اینكه فتنه‏ ها و بدعت‌هایی را كه در دین آنها ظاهر گشته مشاهده می‌كند و توانایی تغییر و بر طرف ساختن آنها را ندارد.»16

در جای دیگر از حضرتش نقل شده که: «مۆمنان آخرالزّمان از کنیزان پست‌تر شمرده خواهند شد.»17

آثار بروز فتنه‌ها در جامعه

هر چند فتنه‌ها سختی‌ها و تلخی‌های خاصّ خود را به دنبال می‌آورد؛ لیکن شیرینی‌هایی در پی آن نصیب مۆمن می‌شود که شاید از هیچ راه دیگری تحصیل آنها برای مۆمن ممکن نباشد:

ـ از فتنه‌های آخرالزّمان کراهت نداشته باشید که منافقان را نابود می‌کنند.18

ـ در ضمن وصایای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به امیرمۆمنان(علیه السلام) آمده است: «ای علی! شگفت‌آورترین مردم از نظر ایمان و بزرگ‌ترین آنان از نظر یقین، مردمانی باشند كه در آخرالزّمان پیامبری ندیدند و امام هم از نظرشان پنهان شده، پس به همان سیاهی و سفیدی كتاب ایمان آورده‏اند.»19

ـ امام صادق(علیه السلام) كه فرمود:

« پس از آنكه عثمان كشته شد و با امیرالمۆمنین(علیه السلام) بیعت شد، آن حضرت بر فراز منبر تشریف برد و خطبه‏ ای خواند كه امام صادق(علیه السلام) آن خطبه را بیان فرمودند. حضرت امیر(علیه السلام) در آن خطبه می‌فرماید: «هان كه گرفتاری شما به گرفتاری همان روز كه خداوند پیغمبرش را برانگیخت، بازگشت نموده است. سوگند به آنكه او را به حق برانگیخت، حتماً باید گرفتار وسوسه شوید و غربال گردید تا آنكه زیرورو شوید و بالا و پایین گردید و حتماً باید افرادی كه كوتاه آمده‏ اند، پیشی گیرند و آنانی كه پیشی گرفته‏ اند، كوتاه بیایند. به خدا قسم هیچ نشانه‏ای را پنهان نكرده‏ام و هیچ دروغی نگفته‏ ام و مرا از این مقام و چنین روز آگاهی بود.»20

مسلّماً هر آزمونی که سخت‌تر باشد، بسیاری نمی‌توانند در آن قبول شوند، در عین آنکه آن عدّه‌ای که توفیق و پیروزی می‌یابند، تعدادی اندک بوده و جایگاهی رفیع خواهند داشت.

 پی‌نوشت‌ها:

1.تهذیب اللغة، ج 14، ص 296؛ مقاییس اللغة ، ج 4، ص 472.

2.  النهایة، ج 3، ص410.

3.سوره عنکبوت (29)، آیه 2.

4.سوره مائده (5)، آیه 49.

5. سوره بقره (2)، آیه 193.

6.  سوره حدید (57)، آیه 14.

7. سوره انفال (8)، آیه 73.

8.  سوره مائده (5)، آیه 41.

9. سوره نساء (4)، آیه 101.

10.  سوره توبه (9)، آیه 47.

11. روضه کافی، ص58.

12. تفسیر عیْاشی، ج 1، ص 3.

13.  بحارالانوار، ج 24، ص 146.

14. بحارالانوار، ج 28، ص 10.

15. الصّراط المستقیم، ج 2، ص 153.

16. امالی طوسی، ج 2، ص 132.

17.  فتن ابن حماد، ص123.

18. کنز العمّال، ج 11، ص 189.

19.  من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 366.

20. الغیبة، نعمانی، ص 201


لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | جمعه سیزدهم دی 1392 - 9:13 |


استراتژي انتظار
پروردگارا‎:‎

آن چهره درخشان و زيبا و جبين نوراني را به‎ ‎من بنما و سرمهي وصال ديدارش را با نگاهي به ديدگان من بنشان. ‏در فرجش شتاب فرما و‎ ‎ظهورش را آسان گردان‎.‎

ديدار يار غايب داني چه ذوق دارد؟‎
  چون ابر در‎ ‎بهاران برتشنهاي ببارد



در جهان آكنده از سردي و سياهي،ستم و تباهي،‎ ‎به سپيدهدمان چشم داشتن و به اميد طلوع خورشيد عدالت زيستن ‏و از داد و دادگر سخن‎ ‎گفتن، ويژهآزاد انديشان، عدالت خواهان و پويندگان راستين راه مهدي است كه پيوسته‎ ‎از ‏منتظرانند‎.‎ترديدي نيست كه همه پيامبران و مصلحان الهي‎ ‎بر آن بودهاند كه پرچم توحيد را در بام جهان به اهتزار درآوردند ‏و روح توحيد را در‎ ‎جان انسان زنده كنند‎.‎

كيست كه نداند بدون استقرار عدالت، توحيد‎ ‎تحقق نمييابد و عدالتخواهي و دادگستري بدون خداپرستي و خداخواهي ‏معني ندارد. از‎ ‎اين رو، ميبينيم كه عدل يكي از اصول پنجگانه آيين ما ميباشد و مسلمانان راستين‎ ‎همواره چشم به ‏راه مصلح جهاني براي استواري عدالت بودهو هستند‎. ‎

طاغوتيان، گردنكشان، زورمداران و‎ ‎جهانخواران، اگر در درازاي تاريخ تا به امروز، در برابر اسلام ايستاده و ‏همهي‎ ‎نيرو و توان مادي و شيطاني خود را در راه اسلام ستيزي به كار گرفتهاند و جنگهاي‎ ‎صليبي-صهيونيستي ‏را تدارك ديدهاند براي اين بوده و هست كه عدالت در جامعه جهاني‏‎ ‎حاكم نشود و دست تبهكاران و ستمگران، از ‏جان و مال و زندگي ملتهاي محروم جهان قطع‎ ‎نگردد‎.‎

از سوي ديگر مبارزات بيامان و جان فشانيها‎ ‎و فداكاريهاي عاشوراييان و پاكباختگان در درازاي تاريخ براي ‏استواري عدل و داد و‎ ‎برادري و برابري و اجراي ديگر آرمانهاي انساني بوده و هست. موضوعي كه اسلام منادي‎ ‎آن‎ ‎بوده و ستمديدگان و مستضعفان را به تحقق آن نويد داده و به انتظار فرج فراخوانده‎ ‎است‎.‎

و بايد دانست كه انتظار دو گونه‎ ‎است‎:‎
1- انتظاري سازنده، رشد دهنده، تعهد آور و نيرو آفرين
2- انتظاري ويرانگر، خواب آور، فلج كننده، توجيهگر‎ ‎و‎ ‎فريبنده

انسانهايي كه در راه كوتاه كردن دست‎ ‎جهانخواران و زورمداران از سرنوشت ملتها و كشورها، به خيزش و ‏خروش برميخيزند و در‎ ‎برابر زور و تهديد و فشار، سرتسليم فرود نميآورند، از منتظران راستين‎ ‎ميباشند‎.‎منتظران راستين داراي ويژگيهاي ارزشمند و‎ ‎پرباري هستند كه در سرنوشت جامعه جهاني نقش مؤثر و ‏سازندهاي را ايفا‎ ‎ميكنند‎.‎

ما برخي از آن ويژگيها را در پي‎ ‎ميآوريم‎:‎

1. ‎‎اميد به آيندهاي ايدآل و روشن

2. جنب و جوش مستمر و خستگي ناپذير در راه تحقق مدينة فاضله‎ ‎وجامعهاي ايدهآل

3.مقاومت و پايداري در راه پيشبرد آرمانهاي ديني و انساني‎ ‎

4.‎‎مبارزه پيوسته و آشتي ناپذير با ظلم و ستم و ستمگران،‎ ‎فزونخواهان و جهانخواران

5.اطمينان به پيروزي نهايي

6. حركت هدفمند و انگيزه دار در راه تشكيل حكومت واحد جهاني

7. ‎‎خودسازي و محيط سازي و آمادگي دروني و بروني براي ظهور حضرت‎ ‎مهدي

8. پيروي و اطاعت قلبي از ولايت و امامت

9. رويارويي با فساد و تباهي و تلاش در راه اصلاح‎ ‎جامعه

‎ ‎

‎‎انتظار از ديد امام‎ ‎

امام خميني (سلام الله عليه) از منتتظران‎ ‎راستين بود و مكتب عملي امام در محورهاي ذيل تبلور مييافت‎:‎

1.‎پيروي از اصل ولايت و مرجعيت

2. مبارزه آشتي ناپذير باحاكمان غاصب و ظالم

3.‎‎اصلاح دروني و بروني (خودسازي و محيط سازي‎)

4. مبارزه در راه قطع ريشه جريان مثلث صهيونيستي، كمونيستي و‎ ‎سرمايه داري‎ ‎

5. ‎‎مبارزه با فقر و فساد

6. خدمت به مردم

7.احترام به قانون

8. ‎‎احياي هويت ديني و ملي

9. ترويج انديشه و ايده شهادت طلبي

10.‎‎بسيج نيروهاي صالح و فداكار در سراسر جهان عليه استكبار‎ ‎جهاني

11.فراخواني پيروان اسلام به اتحاد و هماهنگي

12.‎‎پشتيباني از محرومان و مستضعفان جهان

13. تقويت روحيه مقاومت

14.فراخواندن پيروان راستين اسلام به شركت در جنگ تاريخي ميان‎ ‎فقر و غنا و تهيدستان و زراندوزان

15.شناساندن اسلام ناب محمدي و رويارويي با اسلام سرمايه داري،‎ ‎اسلام تحجرگرايي و در واقع اسلام ‏آمريكايي


‎‎انتظار ويرانگر‎

در برابر انتظار سازنده كه نشانههاي آن را‎ ‎بر شمرديم، انتظار ويرانگر و خواب آور قرارداد‎.‎

پيروان اين به اصطلاح انتظار نيز ويژگيهايي‎ ‎دارند. از جمله اين ويژگيها اين است‎:‎

1. ولايت و مرجعيت را به زير سئوال ميبرند

2.‎‎تقليد را نكوهش ميكنند

3.از مذاكره و سازش با جهانخواران سخن ميگويند

4.شعار اصلاح طلبي سرميدهند ليكن اصلاح طلبي را در سازش با‎ ‎آمريكا و تسليم در برابر فزونخواهي آن ‏ميدانند

5.شعار جدايي دين از سياست سرميدهند

6.‎‎از مقاومت، پايداري و فداكاري گريزانند

7.  ‎‎پيوسته مردم را از خطر استكبار جهاني و ويراني كشور بيم‎ ‎ميدهند

8.مكتب عاشورا و شهادت را نكوهش ميكنند

9.مصرف گرايي، تجملگرايي و رفاه طلبي را دامن ميزنند

10.همواره مأيوس و متزلزلند و در برابر آلتيماتوم دشمن خود را‎ ‎ميبازند

11. از حكومت غيرديني سخن ميگويند و از كاهش قلمرو دين دم‎ ‎ميزنند

12.فرصت طلب و جو زدهاند و طبق جو حركت ميكنند و حرف‎ ‎ميزنند

وبدين گونه تلاش دارند كه تودهها را از مكتب سرنوشت ساز انتظار دور سازند و از به دست آوردن ويژگيهاي ‏سازنده بازدارند و آنان را به بيراهه بكشانند و به تسليم و كرنش در برابر شيطان بزرگ و ديگر شياطين دروني و ‏بروني وا دارند. آنان بر اين باورند كه با اين ترفندها ميتوانند نور خدا را خاموش كنند غافل از اينكه و الله متمّ نوره ‏ولوكره المشركون.‏

مشيت خداوندي براين تعلق گرفته است كه جهان هستي از آن عدالتخواهان و مستضعفان راستين باشد نه مستكبران ‏و جهانخواران و زورمداران و نه تسليم طلبان و سازشكاران و رفاه طلبان كه زير عنوان اصلاح طلب در خدمت ‏دشمنان اسلام قرار دارند و نه تحجر گرايان و زراندوزان و مقدس مآبهايي كوردلي كه دين را از سياست جدا ‏ميدانند و انتظار را به تسليم و سازش با زورمداران و جهانخواران تفسير ميكنند.‏

ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين.‏

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | دوشنبه هجدهم آذر 1392 - 12:40 |


نگرشی مهدوی به وقف (حجت الاسلام و المسلمین فتاحی)
وقف سکوی عروجیست که ویژگی ماندگاریش، توانی به انسان می بخشد که تا ملکوت پیش رود. دوام آثار و پاداشش، مدام به مدد واقف می آید تا اوج و عروجش را به کمال برساند وقف به معنای هدیه ابدی برای خدمت عمومی در جهت رضای الله است و گفته شده: نگه داشتن اصل چیزی و جاری بودن منفعت آن در جهت خیر و نیکی است واما وقف مهدوی با توجه به تعریف فقهی آن به معنای این است که جهت و سمت و سوی وقف، درباره امام مهدی( عج) باشد.

یادداشت استاد/ نگرشی مهدوی به وقف (حجت الاسلام و المسلمین فتاحی)

به عبارت دیگر واقف با نیت و انگیزه رشد و توسعه فرهنگ مهدویت،مواردى از اعمال صالح (مانند صدقه، قرض الحسنه ، تعاون، انفاق، محبت و كمك به همنوعان)، را در راه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف وقف نماید.

 

اما چرا وقف مهدوی؟

۱. ضرورت نواندیشی در عرصه وقف

۲. ضرورت طرح و گسترش فرهنگ مهدوی

این دو عامل بسیار مهم بهترین پاسخ به چرایی وقف مهدوی است.

 

با نگاهی گذرا به موقوفات، روشن می‌شود که این سنت پسندیده همواره با زمان و مکان در ارتباط تنگاتنگ بوده و همراه با شکل گیری نیازها و فرصت‌ها تنوع و صورت‌های مختلف پیدا نموده است.

 

امروزه می‌توان تنوع این وقف‌ها را در همان اندازه‌ها دنبال کرد اما اگر وقف‌ها در جهت رشد معنوی و شناخت مردم نسبت به امامشان باشد، قطعاً آثار و برکات بیشتری دارد.

 

ضمن آن‌که امروزه طرح و گسترش فرهنگ مهدویت بسیار لازم و ضروری است. چرا که مهدویت در همه عرصه‌ها از عبادت و خانواده تا اجتماع و سیاست حضوری پر رنگ دارد . بدون مهدویت، هستی مبهم و گنگ و ابتر است. مهدویت با ترسیمی که از ابتدا و توصیفی که از انتهای تاریخ انسانی دارد ،تنها دلیل برای بودن ، تنها علت برای رفتن و بهترین گزینه برای در امان ماندن از هزاران بی راهه و تنها راه برای پیمودن است.(3)

 

مهدویت از یک سو شناخت دقیقی از آن چه هستیم (هویت) ارائه می‌کند و از سوی دیگر با گشودن  هدف‌های عالی برای زندگی (آرمان) انسان را به رشد و تعالی سوق می‌دهد. آموزه‌ای با این اهمیت که اساساً راهبردی یعنی علاوه بر هدف هم راه و هم وسیله است انسان را با توحید و از مسیر توحید به توحید می‌رساند، چرا از ثروتی که خدا به ما داده است برای آن خرج نکنیم؟

 

ما امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را با جان و دل پذیرفته‌ایم ولی از پذیرش آن ، چنان شاد نیستیم و تاکنون حاضر نشده ایم که برای آن گامی برداریم . بیایید با وقف مهدوی ثابت کنیم اماممان را ازهمه چیز و همه کس بیشتر دوست داریم همان طور که در کلام معصوم میخوانیم:

 

(دلیل الحب ایثار المحبوب علی ما سواه) نشان محب این است که دوستدار و محبوب خود را بر دیگران برگزیند و راه محبوب را بر دیگر راهها و خواستۀ او را بر دیگر خواسته ها امتیاز دهد.(4)

 

( المودة تعاطف القلوب فی ایتلاف الارواح) دوستی جذبۀ دلهاست در حالت انس و الفت جانها.(5)

 

پس باید با جان دل از آن چه داریم برای یاری اوبگذاریم و توجه داشته باشیم یکی از مسايلي که در بحث وقف مغفول مانده، اين است که بسياري مي انديشند که حتما بايد داراي ملک و پول فراوان بود تا بتوان از آن درخدمت فرهنگ ديني، موقوفه ماندگار ثبت کرد در حالي که انساني مي تواند به نوعي زندگي کند که قلم ، رفتار، زندگي، هنر، استعداد علمي، نبوغ و تلاش اش را در اين جهت حرکت کرده و خود را وقف خدا و اوليائش کند.  

 

گاهي مي توان با برپايي يک نمايشگاه يا نوشتن يک مقاله و خرید یک کتاب و وقف آن به نيت حضرت ولي عصر(عج) و يا هر موضوع ديگر ديني در جمع واقفان قرار گرفت و از اجر معنوي آن نيز بهره مند شد. 


(َمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِکُم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ به ما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ)(6) هرچه از نیکی برای خویش از پیش فرستید آن را نزد خدا بهتر و با پاداشی بزرگ‌تر خواهید یافت.

 

امام محمّد باقر علیه السلام می‌فرماید: ((چگونه مردم می‌توانند از کارهای خیر منصرف شوند؟ در صورتی که حضرت علی علیه السلام در حالی که بهشت بر وی واجب شده بود، اموالی را برای فقرا وقف کرد و فرمود: خدایا این مال را برای این جهت صدقه قرار دادم که آتش را از صورتم و صورت مرا از آتش دوزخ دور سازی.))

 

نتیجه می گیریم :

وقف، سنت حسنه ای است که ضرورت نواندیشی و گسترش فرهنگ مهدوی، ایجاب می کند که متولیان امر نسبت به پاسداشت و تبلیغ این سنت نیکوی اسلامی، فرهنگسازی نماید، چرا که آن کس که مشتاق دیدار محبوبی است در مسیر وصال او جدیت و کوشش می کند.(کلمة الله ص60)

 

وقف، با اقتضائات زمانی و مکانی، پیوند دارد و نیازچامعه  امروز این است  که در این زمینه سرمایه گذاری جدی صورت پذیرد. نخبگان علمي و فرهنگي و سياسي کشور نيز در اين راستا مي توانند گام هاي مثبت و تاثيرگذاري بردارند.

 

ثمره وقف کردن دوبال است که در عوض دوچشم عطایت می کنند. یکی را به خاطر چشم بستن از دنیا و دیگری را به خاطر چشم دوختن به عقبی. از یک سو باید از زنجیرهای تعلق آزاد گردی تا سبکبال گردی و از دیگر سو باید هدف و جهتی داشته باشی تا سرگردان نشوی. وقتی تعلقات مادی را از پای طلب بگشایی و تنها چشم به رضا و عطای محبوب بدوزی، پر پروازت می دهند تا به آسمان ها عروج کنی و جمال یار را به تماشا بنشینی  و آنجا دو رکعت عشق به مولای واقفان علی علیه السلام اقتدا کنی. و چه شیرین است این اقتدا.

 


پی‌نوشت‌ها:

1. الفقه علی المذاهب الخمسه، ص ۵۸۵٫

2. مستدرک الوسایل، ج۲، ص۵۱۱

3. مفاتیح الجنان ، زیارت حضرت صاحب الامر ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ): السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک

4. بحار، ج70، ص23

5. غرر و درر الحکم، ج 2، ص122، ح2057.

6. سوره بقره

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | جمعه پانزدهم آذر 1392 - 16:53 |


متن توقیع(نامه) امام زمان(عج) به شیخ مفید
http://ts2.mm.bing.net/th?id=H.4562124094374913&pid=1.7

پنجشنبه بیست و سوم ذی‌الحجه سال 412 هجری قمری، فرمان دیگری از پیشگاه مقدس اباصالح‌المهدی(عج) به افتخار شیخ مفید صادر شد، برخی بر این باورند که در طول 30 سال، 30 توقیع و نامه شریف از ناحیه مقدس حضرت ولی‌عصر(عج) برای شیخ مفید صادر شده که در عنوان بسیاری از آن‌ها این جمله نورانی دیده می‌شود: "برادر گرامی و استوار؛ شیخ مفید..." اما به راستی شیخ مفید چه ویژگی‌داشت که این گونه مورد محبت امام زمان(عج) خویش قرار می‌گیرد؟

لقب مفید را چه کسی به شیخ داد؟

در اواخر ماه صفر سال 416 هجری، نامه‌ای از طرف حضرت ولی‌عصر(عج) برای وی فرستاده شد که در آن ضمن ستایش و تکریم وی، برای اولین بار، لقب (مفید) به او داده شد. این نامه با عبارات زیر شروع می‌شود: "للاخ السدید و الولی الرشید الشیخ المفید..."

همچنین در توقیعی دیگر با لطفی افزون‌تر در پنج‌شنبه 23 ذی‌الحجه هجری با این عبارت: "بسم‌الله الرحمن الرحیم، سلام الله علیک ایها الناصر للحق، الداعی الیه بکلمه الصدق..." عظمت آن عالم فرزانه، به شیعیان ثابت شد.

متن توقیع امام زمان(عج) به مفید امتش در 23 ذی‌الحجه

درود خدا بر تو ای یاری رسان حق! و آنکه با گفتار راستین و شایسته، مردم را به سوی حق فرا میخوانی!

ما در نامه خویش به سوی تو، خدای جهان آفرین را که خدایی جز او نیست (و) خدای ما و خدای نیاکان ما است، سپاس میگذاریم و از بارگاه با عظمتش بر سرور و سالارمان محمد(ص) آخرین پیام آور خدا و خاندان پاک و مطهرش، درودی جاودانه میطلبیم.

و بعد! دوست راه یافته به حقیقت! خداوند بدان وسیلهای که به سبب دوستان ویژه خود، به تو ارزانی داشته است، وجودت را حفظ و تو را از نیرنگ دشمنانش حراست فرماید.

 چرا امام زمان(عج) محل سکونتش را به شیخ مفید گفت؟

ما ناظر نیایش(عارفانه و راز و نیاز پرشور و پراخلاص) تو با خدا بودیم و از خدای جهان آفرین برآورده شدن آن(خواستهات) را خواستیم.
ما اینک در قرارگاه خویش، در مکانی ناشناخته بر فراز قلهای سر به آسمان کشیده، اقامت گزیدهایم که به تازگی به خاطر عناصری بیداد پیشه و بی ایمان، به ناگزیر از منطقهای پر دار و درخت به این جا آمدهایم و بزودی از اینجا نیز به دشتی گسترده که چندان از آبادی به دور نیست، فرود خواهیم آمد و از وضعیت و شرایط آینده خویش تو را آگاه خواهیم ساخت تا به آن وسیله در جریان باشی که به خاطر کارهای سازنده و شایستهات نزد ما مقرب هستی و خداوند به مهر و لطف خود، تو را به انجام و تدبیر این کارهای شایسته توفیق ارزانی داشته است.

از این رو تو که خدای جهان آفرین با چشم عنایتش که هرگز آن را خواب نمیگیرد، وجودت را حفظ کند، باید در برابر فتنهای که جان آنان را که آن را در دلهایشان کشتهاند، به نابودی خواهد افکند، باید بایستی! و باید باطل گرایان بداندیش را بترسانی! چرا که از سرکوبی آنان، ایمان آوردگان، شادمان و جنایتکاران، اندوه زده خواهند شد.

هنگامی که حضرت مهدی(عج) خبر از واقعه‌ای به شیخ مفید می‌دهد

و نشانه حرکت و جنبش ما از این خانهنشینی و کنارهگیری، رخداد مهمی است که در سرزمین وحی و رسالت، مکه معظمه، از سوی پلیدان نفاق پیشه و نکوهیده، رخ خواهد داد، از جانب عنصری سفاک که ریختن خونهای محترم را حلال شمرده و به نیرنگ خویش، آهنگ جان ایمان آوردگان خواهد کرد، اما به هدف ستمبار و تجاوزکارانه خویش دست نخواهد یافت، چرا که ما پشت سر توحیدگرایان شایستهکردار، به وسیله نیایش و راز و نیازی که از فرمانروای آسمان و زمین پوشیده نمیماند، آنان را حفاظت و نگهداری خواهیم کرد.

راهکارهای امام زمان(عج) برای در امان ماندن از فتنه‌های عصر غیبت برای شیعیانش

بنابراین قلبهای دوستان ما به دعای ما به بارگاه خدا، آرامش و اطمینان یابد و آسوده خاطر باشند که خداوند آنان را بسنده است و گرچه درگیریهای هراسانگیزی، آنان را به دلهره میافکند، اما از گزند آن عنصر تبهکار در امان خواهند بود و سرانجام، کار با دست توانا و ساخت تدبیر نیکوی خدا - تا هنگامی که پیروان ما از گناهان دوری گزینند- شایسته و نیکو خواهد بود.

هان ای دوست پراخلاص که همواره در راه ما بر ضد بیدادگران در سنگر جهاد و پیکاری! خداوند همان طور که دوستان شایستهکردار پیشین ما را تأیید فرمود، تو را نیز تأیید کند! ما به تو اطمینان میدهیم که هر کس از برادران دینیات، پروای پروردگارش را پیشه سازد و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه نابود کننده و گرفتاریهای تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود و هر آن کس که در دادن نعمتهایی که خداوند به او ارزانی داشته، به کسانی که دستور رسیدگی به آنان را داده است، بخل ورزد، چنین کسی در این جهاد و سرای دیگر، بازنده و زیانکار خواهد بود.

دلایل تاخیر ظهور از زبان حضرت حجت(عج)

 دوست واقعی! اگر پیروان ما - که خدای آنان را در فرمانبرداری خویش توفیق ارزانی بدارد – به راستی در راه وفای به عهد و پیمانی که بر دوش دارند، همدل و یک صدا بودند، هرگز خجستگی دیدار ما از آنان به تأخیر نمیافتاد و سعادت دیدار ما، دیداری بر اساس عرفان و اخلاص از آنان نسبت به ما، زودتر روزی آنان میگشت.

 از این رو (باید بدانند که) جز برخی رفتار ناشایسته آنان که ناخوشایند ما است و آن عملکرد را زیبنده اینان نمیدانیم، عامل دیگری ما را از آنان دور نمیدارد، خداوند ما را در یاری بسنده و نیک، کارساز است و درود او بر سالار و هشدار دهنده ما محمد(ص) و خاندان پاکش باد!

http://arta3.persiangig.com/image/%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85%20%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86%2013.jpg

بوی بارون

ای پاسخ تمام اگرها و کاش ها

مادر نوشته اسم تو را روی آش ها

دارد برای آمدنت نذر می کند

دستش همیشه پرشده ازاین تلاش ها

من ردپای آمدنت را کشیده ام

با رنگهای سبز و سپید گواش ها

ما لقمه لقمه نان ونمک می خوریم و بعد_

دنیا گم است بین بریز و بپاش ها

دین مرا دوباره به بازی گرفته اند

در گیرو دار همهمه ها اغتشاش ها

پایان جنگ های جهانی به دست توست

گل می شود گلوله ی داغ کلاش ها

تنها به عشق آمدنت شعر گفته است

امشب مداد آبی من با تراش ها

ای کاش صبح جمعه ی بعدی ببینمت

ای پاسخ تمام اگرها و کاش ها

روزی هزار بار دلت را شکسته ام....

بیخود به انتظار وصالت نشسته ام....

هر بار این تویی که رسیدی و در زدی....

هربار این منم که در خانه بسته ام....

هرجمعه قول میدهم که آدم شوم ولی...

هم عهد خویش هم دلتان را شکسته ام...


دستم به دستهای تو آقا نمی‌رسد

فریاد من به گوش تو آیا نمی‌رسد

گویا شکسته می‌شود اینجا تمام من

اکسیر دستهای تو بر ما نمی‌رسد

بغضی که بسته بود دوباره گشوده شد

سیلاب اشک من که به دریا نمی‌رسد

وقتی که سخت می‌شوم و سخت مثل کوه

یک لحظه چهره‌ات به تماشا نمی‌رسد

یک سایه سپید می‌شوی و نور می‌برد

نقش خیالهای تو را تا نمی‌رسد

من رفته‌ام، آسمان هم چه خوب می‌داند

دستم به دستهای تو آقا نمی‌رسد!...

 

پی نوشت:

 کتاب "احتجاج" طبرسی جلد2

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | شنبه نهم آذر 1392 - 17:8 |


نگاه اصلاح گرایانه حسینی و مهدوی

انسان‌‌های آرمان‌خواه و اصولگرا، همیشه نسبت به انحراف از مسیر حق حساس هستند و كج‌روی‌ها را بر نمی‌تابند. در این میان، انحرافات حاكمان به دلیل تأثیرگذاری وسیع و غیر قابل انكار آن بر جامعه، بیشتر، گروه اصولگرا را به فعالیت‌های بازدارنده وا می‌دارد. حركت‌‌های آشكار و نهان امامان شیعه علیهما السلام نیز از همین دیدگاه، قابل تفسیر است.

یكی از اهداف امام حسین علیه السلام از قیام، ایجاد اصلاحات اساسی در پندارها، گفتارها و رفتارهای نادرست بود؛ چراكه دستگاه اموی، آموزه‌های دینی را تحریف كرده، برداشت‌های شخصی را جایگزین دینِ نبوی و علوی نموده و جامعه را دچار نفاق، دنیا زدگی و فساد كرده بود.  به همین خاطر امام فرمودند: «قیام من نه برای خوش‌گذرانی، فساد و ستم است‌؛ بلكه تنها برای اصلاح امت جدّم و نیز امر به معروف و نهی از منكر است؛ كه این، روش پیامبر و علی علیه السلام می باشد».[2]

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پس از ظهور، دست به اصلاح كج‌‌اندیشی‌‌ها و كج‌روی‌‌ها خواهند زد و بدعت‌ها، خود‌خواهی‌‌ها، فساد‌ها، نفاق‌ها و ‌قرائت‌های خود‌خوانده از دین را مورد اصلاح قرار خواهند گرفت. چنانچه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ، فرمود: «هرگاه خداوند اراده فرماید كه اسلام را عزیز نماید، پشت هر جبار كینه توز را بشكند؛ زیرا او بر هر كاری تواناست و امت را بعد از فسادش اصلاح می كند».

اصلاح مفاسد، ابتدا به صورت مسالت‌‌آمیز و با كار فرهنگی انجام می‌‌گیرد؛ اما در صورت عدم موفقیت، به مبارزة رو در رو نیاز دارد. با این بیان، مناسب است برخی از گونه‌های اقدامات اصلاحی را در دو نهضت امام حسین و امام مهدی علیهما السلام بر شماریم:

الف) گونه‌های اصلاح‌گری حسینی

1- اصلاح باطل‌گرایی

در جایی كه  ناراستی‌ و فسادهای گوناگون، نه تنها ناپسند نیست، كه به اندازه‌ای سریان یافته است كه حتی یادی از حق نمی‌شود، جای دارد كه حق‌گرایان و حق‌طلبان، تمام داشته‌های خود را برای احیای حق، فدا كنند. به همین جهت، امام حسین علیه السلام در بیان علت قیام خود، می‌فرمایند:«آیا نمی‌بینید كه به حق عمل نمی‌‌شود و از باطل نهی نمی‌گردد؟»[3]

2- اصلاح تبعیض‌ و بی‌عدالتی‌ها [4]

عدالت‌خواهی، بانگی است كه از سرشت تمامی انسان‌ها، بلند می‌شود و هیچ‌گاه به خاموشی نگراییده است. تا زمانی كه ندای مظلومان‌ در دادخواهی و عدالت‌طلبی بلند است ، جای سكوت برای هیچ انسان آزاده‌ای نیست.

3. اصلاح جامعه

از وظایف مهم رهبران جامعه، تربیت، هدایت و ارشاد مردم است. هنگامی كه موتورِ حركتِ جامعه، بر اثر انواع فسادها و بی‌عدالتی‌ها خاموش گشته، بپاخاستن برای اصلاح آن، یك تكلیف الهی است. بر همین

اساس، سید شهیدان علیه السلام فرمود: «...برای اصلاح در امت جدم قیام نموده‌ام».[5]

4. اصلاح و پاك‌سازیِ حكومت از حاكمان ستمگر

امام حسین علیه السلام حكومت زمان خود را ظالم می‌دانست و می‌فرمود: «... من مرگِ در راه خدا را جز سعادت، و زندگیِ همراه ستمگران را چیزی جز هلاكت و شقاوت نمی دانم»[6]. سرانجام گفتار و رفتار امام حسین علیه السلام باعث شد مردمی كه غرق در فساد بودند، بیدار و هوشیار شوند و نسبت به عملكرد بنی‌امیه در حوزة دین و فرهنگ، اعتراض نمایند و حاكمیت آن‌ها را بر اندازند.

ب. گونه‌های اصلاح‌گری مهدوی

1. اصلاح اخلاق مردم

یكی از مهمترین وظایف و اهداف اولیای الهی، رشد و تكامل انسان‌هاست؛ چنانچه پیامبر خدا صل الله علیه و آله و سلم  در این‌باره فرموده‌اند: «من برای رشد و به كمال رساندنِ مكارم اخلاق مبعوث شدم».

امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز با وجود آن‌كه در غیبت به سر می‌برد، اما این وظیفه را ترك نكرده است. دعا یكی از ابزارهایی است كه ایشان، به وسیلة آن، مردم را به سوی رشد اخلاقی سوق می‌دهند. شایسته است این نكته را یادآوری كنیم كه برخی از ادعیه، بیشتر برای اصلاح اخلاقِ فردی و برخی دیگر برای اصلاح اخلاقِ اجتماعی است.

از جمله ادعیه‌ای كه از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در قالب توقیعات وارد شده است، می‌توان به این موارد اشاره نمود:

دعای افتتاح

الف)دعای افتتاح: این دعا توسط محمد بن عثمان بن سعید عمری- نائب خاص امام زمان علیه السلام- گزارش شده است و خواندن آن در شب‌های ماه رمضان -كه ماه خودسازی است- بسیار سفارش شده است.

ب) دعای سمات: این دعا در قالب توقیع برای نایب خاص امام، عثمان بن سعید عمری نگاشته شده است و قرائت آن در عصرهای جمعه، مۆكد است.

ج) دعای «اللهم ارزقنا توفیق الطاعه...»: این دعا از ادعیة بسیار ارزشمند است و به خواندن و عمل به آن، اهمیت زیادی داده شده است.

د) زیارت ناحیه مقدسه: این زیارت، غم‌نامة امام زمان برای امام حسین  علیه السلام در روز عاشوراست.

2. اصلاح جامعه از فساد و مُفسد

یكی از وظایف امام، اصلاح جامعة فاسد است كه گاهی به وسیلة اصلاح درونیِ افرادِ جامعه صورت می‌گیرد- هم‌چنان‌ كه در مورد قبل، بیان شد- و گاه به صورت برخورد عملی و جرّاحی غدد فسادانگیز جامعه؛ و این، همان كاری است كه امام حسین علیه السلام انجام داد.

3. اصلاح برداشت‌ها و قرائت‌های نادرست از دین

تا زمان ظهور، به قدری دین، دچار بدعت‌ و تحریف و قرائت‌های خودخوانده از متون دینی خواهد شد كه با وجود ‌آن‌كه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اسلام ناب را ارائه خواهد كرد، مردم، آن را جدید می‌بینند!

4. اصلاح رابطة مردم با خود، دیگران و خدا

امام علی علیه السلام در حدیثی فرمودند: «سه چیز است كه سومی ندارد: اگر كسی تمام فكر و توجهش به آخرت باشد، خدا دنیای او را به عهده می‌گیرد و حل می‌كند؛ اگر كسی درون خودش را اصلاح كند، خدا ظاهرش را اصلاح می‌نماید؛ و اگر كسی رابطة خود با خدایش را اصلاح نماید، حضرت حق، رابطة او و مردم را اصلاح می نماید»[7].

امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف زمینة اصلاح هر سة این روابط را فراهم می‌كند و همت مردم را در اصلاح آخرت و اصلاح رابطة خود با دیگران قرار می‌دهد.

5. اصلاح و رفع امتیازات ویژه و رانت‌خواری

«امتیاز ویژه» عنوانی است كه احتمال سوء استفادة از آن، بسیار زیاد است و به همین خاطر، گاهی آن را معادل رانت‌خواری یا ویژه‌خواری می‌دانند. این موضوع، زمانی اتفاق می‌افتد كه افراد نزدیك حاكمیت، بدون داشتن استحقاق، امتیازاتی را برای خود قائل شوند.

یكی از برنامه‌های امام زمان(عج) در راستای بسط عدالت، رفع امتیازات ویژه است؛ چنانچه امام باقر  علیه السلام فرمودند: «وقتی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور نماید، ویژه‌‌خواری را از بین خواهند برد»[8].

6. اصلاح سیستم حكومتی از كارگزاران ناصالح

بیشترین نارضایتی‌ از دولت‌ها به خاطر برخورد و عملكرد نادرست كارگزاران فاسد است. حتی اگر حاكمیت، مشروعیت داشته باشد و حاكمان، صالح باشند، كارگزاران ناصالح سبب نارضایتی مردم خواهند شد؛ به همین جهت، یكی از برنامه‌‌های امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بركناری این‌گونه افراد است. امام علی علیه السلام نیز در این باره فرموده‌اند: «بدانید وقتی قائم بیاید ... حاكمان ستمگر (و ناصالح) را بر كنار می‌كند...»[9].

 

پی نوشت:

1 . اصلاح یعنی ایجاد خیر و نیكی؛ اصل آن صلح است و صلح چیزی است كه خلاف فساد باشد و می‌تواند در درون فكر و یا عمل باشد؛ البته بیشترِ كاربرد آن در عمل و رفتار است. (التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، ج6، ص265)

2. بحارالانوار، ج44، ص329.

3 . «الاترون ان الحق لایعمل به وان الباطل لایتناهی عنه». (همان، ج44، ص381)

4 . ارشاد شیخ مفید، ص204.

5 . «انی خرجت لطلب الاصلاح فی امت جدی». (بحارالانوار، ج44،ص329)

6. «انی لا اری الموت الاسعادة الحیاة و مع الظالمین الابرما». (تحف العقول، ص249)

8 .بحار، ج68، ص364.

9 . انتظار، شماره13، ص274، به نقل از بحار، ج52، ص309.

10 بحار، ج51، ص120.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | سه شنبه پنجم آذر 1392 - 21:28 |


بصیرت، درس مهم عاشورا برای منتظران
بصیرت حسینی

یكی از درس های مهم عاشورا كه ویژگی یاران حضرت امام حسین  علیه السلام و یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و بایستی سرلوحه منتظران قرار گیرد، بصیرت است. بصیرت یكی از خصلت های ستودنی حضرت عباس علیه السلام است كه در زیارت ایشان و در  وصفی كه حضرت سجاد علیه السلام از ایشان دارد، به آن تأكید شده است؛ «كان عمنا نافذ البصیره؛ عموی ما ، اهل بصیرت بود». بصیرت به معنای ورود دقیق و آگاهانه است. بصیرت جلوه هایی دارد كه به برخی از آنها اشارتی می شود.

 

امام شناسی

معرفت به امام در اوج جلوه های بصیرت است. بصیرت به آنكه امام چه جایگاهی دارد؟ چه اهدافی را دنبال می كند؟ چه دغدغه ای دارد؟ منتظر چیست؟ چگونه باید او را یاری كرد؟ وظیفه دیگران در قبال او چیست؟

منتظر وقتی جایگاه بی بدیل ولی خدا را دریافت كه سخن و رفتار او نشانة الهی دارد و رفتار او باذن و ادارة الهی است جز بر مسیر الهی نمی گوید و نمی رود وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ J إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحى‏ [1]؛ «از هوا و هوس سخن نمی گوید،سخنان او وحی الهی است».

چون فهمید ولی خدا، تنها راه هدایت است نه یكی از راه ها و كشتی نجات امّت است كه جز همراهی با آن، طوفان بلاست و غرق شدن هرچند اگر پسر نوح باشی با كشتی و نوح اگر نباشی غرقی.

«السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا سَبِیلَ اللَّهِ الَّذِی مَنْ سَلَكَ غَیْرَهُ هَلَك‏[2]؛سلام بر تنها راه الهی كه اگر كسی جز آن رود هلاك می شود».

« مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیكُمْ كَمِثْلِ سَفِینَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِق[3]؛ اهل بیت من، چون كشتی نوح اند، كه هر كه سوار كشتی نوح گردد، نجات یافته و هر كه آن را ترك گوید، غرق شود».

آن گاه خود را با تمام وجود همراه ولی خدا می كند « فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَا مَعَ غَیْرِكُم‏[4]؛ با شماییم، با شما، نه با غیر شما».


چون دریافت ولی خدا دلسوزترین و مهربانترین است؛

با تمام وجود به او عشق می ورزد، عشقی آگاهانه به ولی خدا كه مهربان و دلسوز است و جز او راهی به هدایت نیست. پس باتمام وجود خود را تسلیم راه و مسیر او می كند.«فَأَبْذُلَ نَفْسِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ أَهْلِی وَ جَمِیعَ مَا خَوَّلَنِی رَبِّی[5]‏؛ فدایت پدر و مادرم، اهل و مال و خانواده ام و آنچه خدا به من داده است».

بصیرت این كه امام از او چه می خواهد؟ چه وظیفه ای در قبال او دارد. ولو امام او در دوران غیبت است، ولی از منظر او غیبت به مثابه مشاهده و دیدار اوست .چرا كه به وظیفه آشنا و به آن عمل می نماید.

یار
زمان شناسی

«الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِس[6]؛ آنكه زمان و زمانه خود را بشناسد، دچار تردیدها و سردرگمی نخواهد بود.»در برخی روایات، زمانی به معنای سلطان و حكومت آمده است كه «إِذَا تَغَیَّرَ السُّلْطَانُ تَغَیَّرَ الزَّمَانُ [7]؛ چون حكومت تغییر می كند،زمان تغییر می یابد». حتی آمده است: «إذا تغیرت نیة السلطان تغیر [فسد] الزمان [8] ؛ چون نیت و اداره حاكمان تغییر می یابد، زمان و زمانه تغییر می یابد». ارادة آنان در زمان تأثیر دارد . اهل بصیرت به زمان و اوضاع سیاسی و اجتماعی زمان خود آگاهند.

حضرت امیرالمۆمنین علیه السلام به فرزندش فرمود: «عاقل بایستی كه ... اهل زمان خود را بشناسد».[9]‏

یار امام حسین علیه السلام و یار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و منتظر واقعی، اهل بصیرت است. چون بصیرت دارد و در حد توان شناخت به امام و جایگاه بی بدیل او دارد؛ در می یابد كه چرا ولی خدا «صلح حدیبیه» را می پذیرد و آنگاه بر او نمی آشوبد و بر او اعتراض نمی كند.

فهم اینكه ولی خدا به دنبال حفظ دین است. روزی دین با شهادت او حفظ می شود و روزی با عدم شهادت او و ماندن و تحمل كردن اذیت و آزارها، روزی حفظ دین با شهادت حسین علیه السلام است و روزی با آتش بس امام حسن علیه السلام و باقی اهلبیت  علیهم السلام تا مهدی  عجل الله تعالی فرجه الشریف كه عمری تحمل می كند و روزی ظهور می نماید.


دشمن شناسی

دشمنان امام و حقیقت و خوبی ها ـ آنان كه ارزش ها را به مسلخ می برند و با خرافه سازی و بدعت سازی و تحریف، پلیدی ها را به جای دین و به جای هادیان قرار می دهند ـ دلسوزان دین و ولایت را دشمن و دشمنان دین و اهلبیت را دوست معرفی می كنند.

شهیدان و مجاهدان میدان های مختلف تاریخ از جمله انقلاب اسلامی را ناجوانمردانه بیگانه از دین و مسیر اهل بیت، حسین علیه السلام و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی می‌كنند. و دشمنان راحت طلب عزلت گزیده، جان و دل به بیگانه داده و به دلیل ترس از میدان گریزان را ولایتی معرفی می‌كنند. (بصیرت جبهه واحد دشمنان در شكل استكبار (صهیونیسم و نفاق) و چهره دجال گونه تفرقه افكنی و اتهام كفر و شرك به این و آن).

 

آینده نگری و برنامه ریزی

« یَخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَیُوطِئُونَ لِلْمَهْدِیِّ یَعْنِی سُلْطَانَه‏[10]؛ گروهی از مشرق برمی خیزند و زمینه ساز تسلط و حكومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می گردند».

حركت برای ظهور و زمینه سازی ظهور بدون برنامه ریزی معنا ندارد. بدون آینده نگری و برنامه ریزی انتظار ادعایی بیش نیست كه منتظران واقعی خستگی ناپذیر، پنهان و آشكارا در تلاش و كوششند.« الدُّعَاةُ إِلَى دِینِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْرا».[11]

 

پی نوشت:

1.سوره نجم ،آیه 3و4.

2. بحار الانوار،ج99،ص 98 .

3.  بحارالأنوار،ج 23 ،ص 105 .

4. بحارالأنوار،ج97 ،ص341 .

5 .بحارالأنوار،ج99 ،ص 118 .

6. الكافی ،ج1 ،ص26 .

7. بحارالأنوار،ج72 ،ص358 .

8. غررالحكم، حكمت 343 .

9. سوره حجرات،آیه 1.

10. بحارالأنوار،ج51،ص87.

11. بحارالأنوار،ج36 ، ص386.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | دوشنبه چهارم آذر 1392 - 12:25 |


چرا امام زمان منتقم امام حسین است؟
امام حسین

سوگند به خدا که خون امام حسین(علیه السلام) از حرکت و جوشش نمی‌ایستد تا اینکه خداوند مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را برانگیزد. امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به انتقام خون امام حسین(علیه السلام) از منافقان، فاسقان، کافران انتقام می‌گیرد.

امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) عهده دار تمام خون‌هایی است که به ناحق در طول تاریخ ریخته شده است و با ایجاد عدالت و پایان دادن به جریان ظلم سبب می‌شود انتقام مظلومان جهان را بگیرد. مظلوم‌ترین فردی که در عالم کشته شده است، حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) است از این رو امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خونخواه و منتقم خون امام حسین(علیه السلام) است.

از امام رضا(علیه السلام) سۆال کردند آن افرادی که امام حسین(علیه السلام) را کشتند. نیستند که از آنها انتقام بگیرند. در قرآن می‌خوانیم نباید گناه دیگری را به گردن فرد دیگری انداخت؛ امام رضا(علیه السلام) می‌فرمایند که هرکسی در عصر ظهور راضی باشد به کاری که یزید و یزیدیان با امام حسین(علیه السلام) انجام دادند، امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از آنها انتقام می‌گیرد.

حال که ما به امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چنین لقبی می‌دهیم معنایش این نیست که ما می‌گوییم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) منتقم است، امام سجاد(علیه السلام) فرمودند: سوگند به خدا که خون امام حسین(علیه السلام) از حرکت و جوشش نمی‌ایستد تا اینکه خداوند مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را برانگیزد. امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به انتقام خون امام حسین(علیه السلام) از منافقان، فاسقان، کافران انتقام می‌گیرد و در روایات این چنین آمده است و لقب منتقم را ائمه اطهار(علیه السلام) در روایات به امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نسبت دادند.

ابوحمزه ثمالی به امام باقر(علیه السلام) عرض می‌کند: ای فرزند پیغمبر آیا شما قائم نیستید؟ حق را به پا نمی دارید؟ پس چرا تنها ولی عصر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را قائم می‌خوانند. امام محمد باقر(علیه السلام) می‌فرمایند: چون جدم امام حسین(علیه السلام) کشته شد، فرشتگان صدا به گریه و ناله بلند و عرض کردند پروردگارا! آیا قاتلان بهترین بندگانت و برترین اشرف برگزیدگانت را رها می‌کنید و خداوند فرمود: ای فرشتگان من ناراحت نباشید، به عزت و جلالم سوگند از آنها انتقام خواهم گرفت. هر چند بعد از گذشت زمان‌ها باشد.

آن لحظه خداوند حجاب را از مقابل دیدگان فرشتگان برداشت و امامان از فرزندان امام حسین(علیه السلام) را یکی پس از دیگری به آنها نشان داد، فرشتگان وقتی دیدند، جریان ولایت و امامت امام حسین(علیه السلام) بعد از شهادتشان ادامه دارد شاد شدند، دیدند یکی از فرزندان امام حسین(علیه السلام) ایستاده مشغول نماز است، خداوند فرمود با این قائم یعنی همین شخص ایستاده، از قاتلان امام حسین(علیه السلام) انتقام خواهیم گرفت، این روایت در بحارالانوار، دلایل الامامه و... بسیاری از کتب آمده است، از این رو می‌بینیم در روایات آمده است که امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قائم و انتقام‌گیرنده خون حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) است.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 - 16:35 |


پیشگویی حضرت زهرا درباره حوادث آخرالزمان

امام دوازدهم شیعیان، در شرایطی به امامت رسید که سال‌های زیادی از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌گذشت و پس از انحرافی که در امر جانشینی پیامبر(صلی الله علیه و آله)، بلافاصله پس از رحلت ایشان، صورت گرفته بود، یازده امام پیشین همواره برای اجرای رسالت پیشوایی خویش در جامعه اسلامی‌ با شرایط سخت و پیچیده‌ای مواجه بودند. به عبارت دیگر جامعه در عصر امامان پیشین، درک و دریافت شایسته‌ای از جایگاه والای معصومان(علیهم السلام) نداشت.

بنابراین امام مهدی(علیه السلام) به عنوان «قائم آل محمد» و «آخرین ذخیره الهی»، با مردمی مواجه شد که از جهات مختلف قابلیت پذیرش ایشان و زمینه قیام الهی شان را دارا نبودند. مشکلات اساسی اجتماع در آن زمان، انحراف جامعه از عدالت اسلامی، فاصله گرفتن از ارزش‌های اسلامی، آماده نبودن برای تطبیق و پیاده کردن برنامه‌های اسلام در زندگی و فداکاری نکردن در راه آن است (1)، تا جایی که به اعتقاد برخی صاحب نظران:

«اگر امام مهدی(علیه السلام) در آن زمان ظهور می‌کرد، با آن جو تیره‌ای که وجود داشت، قطعا کشته می‌شد و به هدف خود که تسلط بر تمام جهان و گسترش عدل در آن است، نمی‌رسید، زیرا جز عده انگشت‏شماری به طرفداری وی بر نخواسته و توده اجتماع به ندای حضرت پاسخ نمی‌داد بلکه چه بسا که به طرفداری از دولت بر می‌آمدند، در حالی که خداوند وعده داده است که ظهور حضرت در وقتی خواهد بود که افرادی نیرومند و دل‌هایی سرشار از عشق و عقل‌هایی پر، به طرفداری از حضرت به پا خیزند که بتواند با نیروی آن‌ها و نیروی خدایی بر تمام جهان مسلط شده و دادگری را در سراسر گیتی بگستراند.» (2)

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در یکی از بیانات خود پس از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، افعال و اعمال امت اسلامی ‌را آبستن مجموعه‌ای از وقایع اجتماعی شوم در آینده می‌داند، که روند رو به انحطاطی را برای جامعه اسلامی‌ ترسیم می‌کند؛ روندی که ناگزیر به غیبت امام دوازدهم شیعیان می‌انجامد و تا ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) ادامه می‌یابد:

«أَمَا لَعَمْرِی لَقَدْ لَقِحَتْ قنطرةٌ رَیْثَمَا تُنْتَجُ ثُمَّ احْتَبلوا مِلاءَ الْقَعْبِ دَماً عَبِیطاً وَ رعَافاً مبِیداً هُنَالِكَ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ یُعْرَفُ الْبَاطِلُونَ غب مَا أُسِّسَ الْأَوَّلُونَ ثُمَّ طِیبُوا عَنْ دُنْیَاكُمْ أَنْفُساً وَ اطْمَأَنُّوا لِلْفِتْنَةِ حاشاً وَ أَبْشِرُوا بِسَیْفٍ صَارِمٍ وَ سَطْوَةِ مُعْتَدٍ غَاشِمٍ وَ بِهَرْجٍ شَامِلٍ وَ اسْتِبْدَادٍ مِنَ الظَّالِمِینَ یَدَعُ فَیْئَكُمْ زَهِیداً وَ جَمْعَكُمْ حَصِیداً فَیَا حَسْرَتَى لَكُمْ وَ أَنَّى بِكُمْ وَ قَدْ عَمِیَتْ عَلَیْكُمْ أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُون

آگاه باشید! به جان خودم سوگند که راه اعراض و روگردانی از خیر و حقیقت و احکام اسلام (از همین اعمال مردمان، مبنی بر غصب خلافت حضرت علی(علیه السلام) و ابداع نوآوری‌ها) مهیا می شود، و به زودی نتیجه آن که ریختن خون بسیار است، ظاهر می شود در این جنگ و ستیزهایی که در آن هیچ نفع و اثری نیست، مردم توسط سموم هلاک کننده ای به سرعت می میرند، اینجاست که افراد باطل، زیان می بینند و از دیگران شناخته می شوند این ها همه نتیجه اعمال پس از رحلت رسول خداست که به ظواهر مادی دنیا دل خوش داشتند و به چند روز ریاست آن راضی شدند. حاشا! بشارت دهید آن زمان را به اختلاف و هرج و مرجی که ایجاد می گردد، و کشتار زیادی که دامنگیر امت اسلام می شود، و استبداد ستمکاران. بى‏شكّ منافع شما نابود و مزارعتان محصود و بهره شما افسوس و دریغ خواهد بود، به زودی گریبان ندامت بدرید و هیچ نمى‏دانید به كجا اندر افتادید، بى‏گمان كوركورانه در ظلمت خانه ضلالت اسیر و در چاه جهالت دستگیر گشتید، چگونه شما را ملزم كنیم به سوى راه هدایت و حال آنكه از شنیدن كلمات ما كراهت دارید؟» (3)

به نظر می‌رسد که این روایت و برخی روایات رسیده از این گونه (4) مبین سنن الهی هستند که به واسطه پیمان شکنی امت اسلامی ‌پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در جامعه اسلامی‌ به جریان درآمد. به عبارت دیگر از چنین متونی می‌توان مجموعه‌ای از قوانین الهی را کشف و دریافت کرد که سیر تاریخ اسلامی را به ناگزیر به سرگردانی امت اسلامی، فاصله گرفتن ایشان از اسلام واقعی و غیبت حجت الهی از جامعه پیش می‌برد.

امام علی(علیه السلام) نیز در خطبه طالوتیه به روشنی این مساله را بیان می‌کند. بر اساس این دسته روایات اگر معصومان(علیهم السلام) زمینه تشکیل حکومت اسلامی‌ با تمام ابعادش را در جامعه می‌یافتند، زمین و آسمان برکات و خیرات را از مردم دریغ نمی‌کرد و مردم خوش و فراوان می‌خوردند و هیچ‌گاه گرفتار فقر نمی‌شدند و حق هر کس به خودش می‌رسید. ولی مردم این زمینه را فراهم نکردند، بنابراین تنگدستی بر آن‌ها چیره شد و گروهی اموال عمومی‌ را به نفع خود جمع‏آوری کردند و حق دیگران را به ناحق خوردند، بنابراین جامعه دو قطبی شد، گروهی فقیر و گروهی ثروتمند شدند. به علاوه وقتی مردم پیشوایان حق را رها کردند، هر کسی به خلافت طمع ورزید و برای به دست آوردن آن خون‌ها ریخته شد و افراد شرور بر مسلمانان تسلط یافتند. نکته آخر آن که اگر مردم از امامان بر حق پیروی می‌کردند، در تشخیص حق و باطل دچار خطا نمی‌شدند و اسلام با تمام ابعادش در جامعه پیاده می‌شد ولی از آنجا که امت اسلامی ‌پیشوای بر حق را رها کردند و به دنبال امامان باطل حرکت کردند، در تشخیص حقیقت و ارزش‌های اسلامی‌ دچار لغزش و سرگردانی شدند و این سرگردانی تا ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) ادامه دارد. (5)

 

پی نوشت ها:

1. درباره مشکلات اساسی اجتماع درآن دوره ر.ک: صدر، پژوهشی در زندگی امام مهدی (ع) و غیبت صغری (فلسفه غیبت صغری)، پیشین، ص 145

2.همان، ص 255

3.با نگاهی به کتاب امام مهدی (ع) و بانوان حریم ولایت (ع)، نشر موعود عصر، 1384

4.طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، پیشین، ج1، ص 109

5.طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، پیشین، ج2، ص 289، کلینی، الکافی، پیشین، ج8، ص 32، ح5 و ص 53، ح 16

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 - 16:52 |


اولین سخنان امام عصر(عج) بعد از ظهور!

مفضل از امام صادق (علیه السلام) روایت مى کند که فرمود: قائم (علیه السلام) پشت خود را به دیوار کعبه تکیه داده مردم جهان را مخاطب قرار مى دهد و مى فرماید: هر کس بخواهد آدم و شیث را ببیند اینک منم آدم و شیث. هر کس بخواهد نوح و سام را ببیند اینک منم نوح و سام. هر کس بخواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند اینک منم ابراهیم و اسماعیل. هر کس بخواهد موسى و یوشع را ببیند اینک منم موسى و یوشع. هر کس بخواهد عیسى و شمعون را ببیند اینک منم عیسى و شمعون. هر کس بخواهد محمد و على (علیهما السلام) را ببیند اینک منم محمد و على. هر کس بخواهد حسن و حسین را ببیند، اینک منم حسن و حسین. هر کس بخواهد امامها را از اولاد حسین ببیند، اینک منم آن امامان معصوم از نسل پاک حسین.


در این مقاله به طرح دو سوال از مباحث مهدویت می پردازیم و به طور خلاصه به آن پاسخ می گوییم:

چطور عیسى که یک پیامبر است پشت سر امام زمان نماز مى خواند؟

حضرت عیسى (علیه السلام) و امام مهدى (عجل الله فرجه) هر دو، دو پیشوا مى باشند. یکى پیغمبر ودیگرى امام. اگر آنها در محلى اجتماع کنند وامام سِمَت پیشوایى پیدا کند، قهرا نسبت به دیگرى که پیغمبر است مقتدا و پیشوا است؛ و مى دانیم که امام و پیغمبر، هر دو از ارتکاب افعال زشت و ریا و نفاق، معصوم و پیراسته مى باشند، و هیچکدام عملى را که از حریم شریعت بیرون و مخالف خواسته خدا و رسول باشد براى خود ادعا نمى کنند.

لذا، از این رو امام، برتر از مأموم، یعنى حضرت عیسى (علیه السلام) است که پشت سر وى نماز مى گزارد. زیرا از پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده است که فرمود: (امام جماعت باید پیشواى جماعت باشد، اگر دو نفر مساوى بودند، آنکه عالم تر است، و چنانچه هر دو در علم مساوى بودند آنکه فقیه تر است، و اگر هر دو نفر مساوى بودند، آن را که خوش صورت تر است باید مقدم داشت وبا او نماز گزارد).

پس اگر امام زمان (علیه السلام) بداند که عیسى از او برتر است، جایز نیست که بر او پیشى گیرد، چه اینکه امام از هر کس آشناتر به مسائل دین و منزه تر از ارتکاب فعل مکروه است.

همچنین اگر عیسى (علیه السلام) بداند که امام مهدى (عجل الله فرجه) از او برتر است، جایز نیست که در نماز به وى اقتدا کند، زیرا پیغمبر از عمل ریا ونفاق ونیرنگ پیراسته است.

بنابراین امام زمان (عجل الله فرجه) به خوبى مى داند که از عیسى (علیه السلام) برتر مى باشد، از این رو بر او مقدم مى شود، و عیسى هم مى داند که مهدى از او برتر است وبه همین جهت او را برخود مقدم مى دارد وپشت سر او نماز مى گزارد، واگر جز این بود معنى نداشت که به او اقتدا کند.

اما درباره جهاد عیسى بن مریم (علیهما السلام) در رکاب امام زمان (عجل الله فرجه) باید دانست که جهاد عبارت است از جان دادن در راه خدا به فرمان کسى که براى خدا مى جنگد، واگر جز این بود، معنى نداشت کسى به فرمان پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) جهاد کند.

و از طرفى نیز، امام (علیه السلام) در میان امت اسلام، نماینده پیغمبر (صلى الله علیه وآله وسلم) است وبراى حضرت عیسى (علیه السلام) جایز نیست که بر پیغمبر اسلام (صلى الله علیه وآله وسلم) که اشرف مخلوقات و خاتم پیامبران است، پیشى بگیرد، همچنین بر نماینده او نیز نمى تواند مقدم باشد.

مۆید این سخن روایت مفصلى است که حافظ ابن ماجه قزوینى به نزول عیسى (علیه السلام) از آسمان، نقل کرده است که قسمتى از آن این است: ام شریک، دختر ابى عسکر، عرض کرد: یابن رسول الله! در آن روز قوم عرب کجا هستند؟ فرمود: (عرب در آن روز عده کمى هستند، بیشترشان در بیت المقدس مى باشند. امام آنها هر صبح با آنها نماز مى خواند، چون عیسى فرود آید، امام آنها به عقب برگشته تا عیسى جلو آمده وبا مردم نماز گزارد، ولى عیسى دست خود را روى شانه هاى او مى گذارد و مى گوید: بایست تا ما با شما نماز بگزاریم).( کفایه الطالب، به ضمیمه البیان، گنجى شافعى، ص 498)

 

اولین سخنانى که امام بعد از ظهور مى فرمایند چیست؟

هنگامى که خداوند اذن ظهور به امام مهدى (عجل الله فرجه) بدهد، آن حضرت براى اصلاح جهانى قیام مى کند و در کنار خانه خدا در میان رکن و مقام از سیصد و سیزده یار با وفایش که فرماندهان لشکرى و کشورى حکومت حقه هستند بیعت مى گیرد، و نخستین جمله اى را که بر زبان جارى مى فرماید، آیه (بقیة الله...) است. چنان‌که امام باقر (علیه السلام) مى فرماید: (هنگامى که مهدى (علیه السلام) ظاهر شود، پشت خود را به خانه کعبه تکیه مى دهد و اولین سخنى که مى گوید، این آیه شریفه است: (بقیة الله خیر لکم ان کنتم مۆمنین).(1)

و نیز مفضل از امام صادق (علیه السلام) روایت مى کند که فرمود: قائم (علیه السلام) پشت خود را به دیوار کعبه تکیه داده مردم جهان را مخاطب قرار مى دهد و مى فرماید: هر کس بخواهد آدم و شیث را ببیند اینک منم آدم و شیث. هر کس بخواهد نوح و سام را ببیند اینک منم نوح و سام. هر کس بخواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند اینک منم ابراهیم و اسماعیل. هر کس بخواهد موسى و یوشع را ببیند اینک منم موسى و یوشع. هر کس بخواهد عیسى و شمعون را ببیند اینک منم عیسى و شمعون. هر کس بخواهد محمد و على (علیهماالسلام) را ببیند اینک منم محمد و على. هر کس بخواهد حسن و حسین را ببیند، اینک منم حسن و حسین. هر کس بخواهد امامها را از اولاد حسین ببیند، اینک منم آن امامان معصوم از نسل پاک حسین.

اینک به سخنانم گوش فرا دهید تا شما را از آنچه شنیده ومى دانید و آنچه تا کنون نشنیده و نمى دانید، خبر دهم... هر کس کتابهاى آسمانى را مى شناسد گوش فرا دهد..).

آنگاه امام مهدى (عجل الله فرجه) به خواندن کتابهاى آسمانى مى پردازد، و صحیفه آدم و شیث و نوح و ابراهیم - علیهم السلام - را مى خواند، و هم تورات و انجیل و زبور را... و سپس قرآن کریم را...).(2)

 

پز نوشت:

(1) المهدى فى القرآن، سید صادق شیرازى، ص 76.

(2) بحار الانوار، ج 53، ص 9.


لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 - 18:54 |


یاران امام حسین الگوی یاران امام مهدی
کربلا

یكی از نیازهای اساسی منتظران در عصر غیبت، لزوم برخورداری از الگوهای عملی، در مسیر خودسازی و نیز همراهی و مساعدت امام معصوم است، كسانی كه توانسته باشند در عرصه عمل، برای تحقق اهداف و آرمان‌های امام خود، جان فشانی كنند و نمونه‌های روشنی در طریق اطاعت و سرسپردگی باشند و به راستی، چه كسانی شایسته‌تر از یاران امام حسین علیه السلام؟!

یارانی كه امام خود را در تحقق بخشیدن به اهدافش یاری كردند؛ یاران بزرگ و مجاهدی كه عقل بشری از درك مقامشان عاجز است؛ آن‌هایی كه امام معصوم علیه السلام، در وصفیشان فرمود: «فَإنی لا أعلمُ أصحاباً أوفی و لا خیراً أصحابی...؛ من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمی‌شناسم.»1

در حقیقت یاران اباعبدالله علیه السلام، معیارهایی را در اختیار ما قرار داده‌اند تا به وسیله‌ آن‌ها، خود را محك زده و با عمل به آن‌ها، خود را برای قیام جهانی و روز باشكوه ظهور، آماده‌تر سازیم.

معرفت و محبت

محبت، حالتی بین محب و محبوب است كه اگرچه از درون و قلب، سرچشمه می‌گیرد، اما در ظاهر و افعال و اعمال محب، به روشنی بروز پیدا می‌كند. محبتی پایدار و حقیقی است كه در پی معرفت باشد؛ چراكه هرچه شناخت بیشتر باشد، محبت شدیدتر و عمیق‌تر خواهد بود. راه ایجاد و تعمیق محبت به ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آن است كه انسان به صاحب الزمان به عنوان مطلوب كامل خویش، معرفت حاصل كند و ابعاد وجودش را بشناسد.

معرفتی كه مورد تأكید ائمه علیهم السلام واقع شده، معرفتی سطحی نیست كه عموم مردم به آن آشنا هستند، بلكه مقصود، معرفتی خاص، با ویژگی‌ها و توصیفاتی است كه در احادیث و ادعیه وارده شده است. مشكل امت اسلام، پس از پیامبر صل الله علیه و آله ، عدم معرفت واقعی به حجت زمان خود بود. كوفیان، امام حسین علیه السلام را می‌شناختند، اما شناخت آنان، محدود به اسم و نسب امام بود، بدون هیچ بصیرت و آگاهی نسبت به مقام والای ایشان.

در مقابل، یاران حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام از چنان معرفتی به امام زمان خویش برخوردار بودند كه شهادت در راه او را بر زندگی جاودانه در دنیا، بر می‌گزیدند؛ چنان‌چه یكی از یاران امام، این‌گونه به این حقیقت تصریح می‌كند: «الحمدالله الذی شرفنا بالقتل معك و لو كانت الدنیا باقیه و كنا فیها مخلدین لاثرنا المحفوظ معك علی الإقامة فیها؛ خدا را سپاس كه این شرافت را نصیب ما كرد تا در كنار شما به شهادت برسیم و اگر دنیا باقی باشد و ما در آن جاودان باشیم، قیام با شما را بر ماندن در این دنیا ترجیح می‌دهیم.»2

آنان، وجود امام را نعمتی بزرگ از جانب خدا و مورد سفارش پیامبر صل الله علیه و آله  می‌دانستند.3 در تاریخ آمده است كه در دومین روز محرم الحرام، پس از ورود امام و یارانش به كربلا، آن حضرت خطبه‌ای خواند. آن‌گاه، بُرَیْر از جای برخاست و گفت: «یابن رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم! لقد منّ الله بك علینا أن نقاتل بین یدیك نقطع فیك أعضائنا ثم یكون جدك شفیعنا یوم القیامة؛ ای پسر رسول خدا صل الله علیه و آله! خدای تعالی وجود مباركت را بر ما منت نهاده است تا در ركاب شما نبرد كنیم تا در راه شما اعضای بدنمان تكه تكه شود، برای آن‌كه در روز قیامت، جد شما شفیع ما گردد.»4

اشعاری كه هریك از یاران، در موقع نبرد به زبان می‌آوردند نیز، اشاره به عمق معرفت آنان از امام دارد. برای مثال، یكی از یاران امام، هنگام خروج برای جهاد، این رجز را می‌خواند: «أمیری حسینٌ و نِعمَ الأمیر؛ سرورٌ فۆادِ البَشیر النّذیر؛ حسین علیه السلام امیر من است و چه خوب امیری است، او موجب شادی و سرور دلِ بشارت دهنده و ترسانند از خطرها ( پیامبر اكرم صل الله علیه و آله ) است.»5

حجاج بن مسروق جُعفی نیز از دیگر یاران امام می‌باشد كه ایشان را این‌گونه معرفی می‌كند: «أقدم حسیناً هادیاً مهدیاً، ألیومَ تَلقا جدّك نبیاً، ثُمَّ أباك ذالنَّدا علیاً، ذاك الذی تَعرِفُهُ وصیاً؛ای حسین! ای امامی كه هم هدایت‌یافته‌ای و هم دیگران را هدایت می‌كنی؛ امروز، جدت، پیامبر صل الله علیه و آله  را ملاقات خواهی كرد و سپس پدرت، علی علیه السلام را كه صاحب فضل و جود و احسان است و ما او را وصی رسول صل الله علیه و آله  و جانشین بر حق او می‌دانیم

یاران امام مهدی  نیز، معرفتی عمیق به ایشان دارند. امام سجاد علیه السلام در وصف آنان می‌فرماید: «القائلین بأمامَتِه؛ آنان به امامت امام مهدی  اعتقاد راسخ دارند»6 و این معرفت عمیق، سرچشمه‌ محبتی حقیقی به امام می‌شود؛ به گونه‌ای كه به تعبیر امام صادق علیه السلام«یحفون به و یقونه بأنفسهم فی الحرب؛ آنان در میدان رزم، او (حضرت مهدی) را در میان می‌گیرند و در كشاكش جنگ، با جان خود، از ایشان محافظت می‌كنند.»7

کربلا
معرفت و پارسایی

زهد و پارسایی از ویژگی‌های برجسته‌ یاران ائمه علیهم السلام می‌باشد. معرفت هنگامی پیروی از امام را به دنبال دارد كه آمیخته به حب دنیا نباشد. از این‌رو، منتظران واقعی، كسانی هستند كه در سایه‌ كسب معرفت، نفس خویش را از دنیازدگی خالص كنند.

یاران امام حسین علیه السلام انسان‌هایی بودند كه دل‌بستگی به دنیا و فرزند و مال را كنار گذاشته و همه را، همراه جان خویش، تقدیم امام نمودند. هنگامی كه اباعبدالله الحسین علیه السلام به فرزندان عقیل فرمود: « شهادت مسلم، خانواده شما را بس است. من به شما رخصت می‌دهم كه به سوی خانه‌های خود بروید»8 فرزندان عقیل در پاسخ امام گفتند: «آیا به مردم بگوییم امام و رهبر و بزرگ خود را در میان دشمنان تنها گذاردیم و از او دفاع نكردیم؟ سوگند به خدا، چنین نخواهیم كرد؛ بلكه جان و مال خود را فدای تو خواهیم نمود.»

در مقابل نیز، كسانی را می‌بینیم كه در اثر دل‌بستگی به دنیا و با وجود معرفت به حقانیت امام، حاضر به پیروی از ایشان نیستند. یكی از این اشخاص، عبیدالله بن حر جُعفی است. او كسی بود كه كاروان امام حسین علیه السلام در مسیر خود با او برخورد كرد. امام با او به گفت‌وگو نشست و او را به همراهی خود فراخواند؛ اما عبیدالله در جواب گفت: «به خدا سوگند می‌دانم كه هر كه شما را دنبال كند، در آخرت سعید و خوشبخت خواهد شد... اما این طرح و نقشه را بر من تحمیل مكن، چراكه نفس من بر مرگ آمادگی ندارد.»9

مردم كوفه نیز كه با امام علیه السلام بیعت كرده بودند و به ایشان قول همكاری داده بودند، به جهت دل بستگی به دنیا، به ایشان خیانت كردند؛ چنان‌چه در تاریخ نقل شده است كه امام از چند تن از اهالی كوفه ـ كه پس از شهادت مسلم، به ایشان پیوسته بودند-درباره‌ رأی و نظر مردم كوفه پرسیدند و آن چند نفر در پاسخ گفتند: «در بین اشراف، رشوه‌های بزرگ، رد و بدل می‌شود و اگرچه دل‌های سایر مردم با شماست، اما شمشیرهایشان علیه شما آماده گشته است.» 10

آن‌گاه حضرت اباعبدالله علیه السلام فرمود: «النّاس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم...؛ مردم، بنده‌ دنیایند و دین، لقلقه‌ زبان آن‌هاست… .»11

در هنگامه‌ ظهور، نیز كسانی كه به ظاهر، منتظر امام علیه السلام بوده‌اند، از ایشان جدا می‌شوند. چنان‌چه امام صادق علیه السلام در این‌باره می‌فرمایند: «إذا خَرَجَ القائم خَرَجَ مِن هذا الأمر من كان یری من أهله...؛ هنگامی كه قائم  قیام كند، كسانی كه به نظر می‌رسید از یاران او باشند، از امر (ولایت) بیرون می‌روند...»12

کربلا
عبادت و راز و نیاز با پروردگار

از مخنف نقل شده كه در ظهر عاشورا و در كشاكش جنگ، ابوثمامه‌ صاعدی نزد امام آمد و گفت: «من دوست دارم در حالی كه نماز آخرم را با شما به جای آورده‌ام، خدا را ملاقات كنم.»13 حضرت در جواب فرمود: «ذكرت الصلاة جعلك الله من المصلین الذاكرین؛ نماز را یاد آوردی، خدا تو را از نمازگزارانی كه به نماز تذكر می‌دهند، قرار دهد.» آن‌گاه امام حسین علیه السلام به همراه نیمی از یاران خود به نماز ایستادند و سعید بن عبدالله حنفی، خویش را سپر امام قرار داد و تیرهای رها شده از سوی دشمن را به جان خرید تا آن‌كه به شهادت رسید.

در شب عاشورا نیز، تمام اصحاب در خیمه‌های خود به راز و نیاز و عبادت مشغول بودند. راوی می‌گوید: «و بات الحسین علیه‌السّلام و اصحابه تلك اللیلة و لهم دوی كدوی النحل ما بین راكع و ساجد و قائم و قاعد؛ حسین علیه السلام و یارانش، آن شب را در حالی به صبح رساندند، كه زمزمه‌ آنان در حالات ركوع و سجود و ایستاده و نشسته، مانند زمزمه‌ زنبوران عسل، شنیده می‌شد.»14

در وصف یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از پیامبر اكرم صل الله علیه و آله  نقل شده است: «مُجِدُّون فی طاعة الله؛ آنان در راه اطاعت خداوند، اهل جدیت و تلاش هستند..»15 امام علی علیه السلامدر توصیفشان فرموده‌اند: «رجال لا ینامونَ الیل لهم روی فی صلواتهم كروی النحل یبیتون قیاماً علی أطرافهم و یسبحون علی خیر لهم؛ مردان شب‌زنده‌داری كه زمزمه‌ نمازشان، مانند نغمه‌ زنبوران عسل به گوش می‌رسد. شب‌ها را با شب‌زنده‌داری سپری می‌كنند و بر فراز اسب‌ها خدا را تسبیح می‌كنند.»16

 

وفای به عهد

امام علیه السلام در شب عاشورا به خیمه‌ حضرت زینب علیها السلام رفتند و میان ایشان، گفت‌وگویی صورت گرفت. از آن‌جمله، حضرت زینب علیها السلام به امام علیه السلام عرض كرد: «آیا شما نیات یاران خود را امتحان كرده‌اید؟ می‌ترسم كه در هنگامه‌ درگیری، شما را به دشمن تسلیم كنند.» امام حسین علیه السلام در جواب فرمودند: «اما والله لقد نهرتهم و بلوتهم و لیس فیهم الأشوس الأقعص یستأنسون بالمنیة دونی استئناس الطفل بلبن أمّة؛ به خدا سوگند، ایشان را آزموده‌ام و آنان را انسان‌هایی سینه‌سپركرده یافته‌ام، به گونه‌ای كه به مرگ زیرچشمی می‌نگرند و شوقشان به مرگ، كمتر از شوق كودك به شیر مادرش نیست.»17

در آن شب، زیباترین و ماندگارترین صحنه‌های تاریخ اسلام، شكل گرفت. امام علیه السلام بیعت خود را از همه‌ یاران برداشت و از ایشان خواست تا در تاریكی شب پراكنده شوند. اما هریك از اهل بیت علیهم السلام، اصحاب و یاران در سرسپردگی عاشقانه‌ خویش، بار دیگر ابراز وفاداری كردند. مسلم بن عوسجه عرض كرد: «یابن رسول الله صل الله علیه و آله ! در جهان كسی از ما لئیم‌تر نباشد، اگر این‌جا تو را رها كنیم. پناه می‌بریم به خدا از این‌كه از ركاب همایونی تو دوری كنیم. خدا هرگز روزی را نیاورد كه من چنین كنم.... حتی اگر سلاحی به دست نداشته باشم، با پرتاب سنگ به جنگشان خواهم رفت ... و هرگز از تو جدا نخواهم شد، تا در ركاب تو كشته شوم.» سعید بن عبدالله حنفی نیز عرض كرد: «سوگند به خدا، هرگز تو را رها نمی‌كنیم، تا برای خدا مشخص شود كه سفارش پیامبر صل الله علیه و آله  را نسبت به تو عمل كرده ایم و اگر بدانم كه در راه تو به شهادت می‌رسم و سپس زنده می‌شوم و ذرات وجودم را بر باد می‌دهند و هفتاد بار با من چنین كنند، باز از تو جدا نخواهم شد...»18

و اینك ما در زمان انتظار سرورمان، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سر می‌بریم. به راستی، آیا ما مدعیان منتظر، به اندازه‌ یاران سیدالشهداء علیه السلام، از جان و مال خود، خواهیم گذشت؟ منتظر واقعی در میدان عمل، به سوی ظهور گام بر می‌دارد و در هر صبح با امامش بیعتی تازه می‌بندد و به خدا خویش قول می‌دهد كه هرگز از این عهد و پیمان برنگردد، تا از یاران و دفاع‌كنندگان از مولایش باشد و در این راه از همه پیشی بگیرد؛ عهدی كه حتی مرگ هم نتواند آن را بشكند: «اللهم إنی اجدد له فی صبیحة یومی هذا و ما عشتُ من أیامی عهداً و عقداً و بیعةً له فی عنقی لا أحول عنها و لا أزول ابداً اللهم اجعلنی من أنصاره و أعوانه و الذّابینَ عنهُ و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و الممتثلینَ لِأوامره و المحامین عنه و السابقینَ إلی ارادته و المستشهدین بین یدیه اللهم إن حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادك حتماً مقضیاً فأخرجنی من قبری مۆتزراً كفنی شاهراً سیفی مجرداً قناتی ملبیاً دعوة الداعی فی الحاضر و البادی...»19

 

پی نوشت:

1. الكامل فی التاریخ، ج 2، ص 577

2. مقتل الحسین، مقرم، ص 59

3. پیامبر اكرم صل الله علیه و آله  در حدیث ثقلین از امام، به عنوان یكی از امانات خویش نام می‌برد و عنوان می‌كند كه در قیامت، شفیع كسی خواهند بود كه به این امانت چنگ زند.

4. اللهوف، ص 35

5. ابصار العین، ص 96

6. منتخب الأثر، آیت الله صافی گلپایگانی، ص 244

7. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 52، ص 308

8. ارشاد شیخ مفید، ص231

9. تاریخ الامم و الملوك، ج 5، ص 407

10. همان، ص 405

11. بحار، ج 44، ص 383

12. الغیبة، نعمانی ص 317

13. ابصار العین، ص 120

14. الهوف، ص 130

15. بحارالانوار، ج 36، ص 207

16. همان، ج 52، ص 308

17. مقتل الحسین  علیه السلام ، مقرم، ص 219

18. الهوف، صص 127-129

19. مفاتیح الجنان، دعای عهد

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | دوشنبه بیستم آبان 1392 - 12:59 |


کربلای انتظار
درباره وجوه تشابه امام حسین (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) روایات متعددی وجود دارد و پژوهشگران در این باره تالیف های ارزشمندی دارند. این نوشتار نیز بر آن است که بخشی از پیوند عاشورای امام حسین (علیه السلام) و انتظار حضرت مهدی (ارواحنا فداه) را باز گوید. پیوندی که رمز حیات شیعه و راز بقای آن است و به اعتقاد برخی صاحب نظران:« "عاشورا" انتظار برآورده نشده ی شیعه است و "انتظار" عاشورای برآورده شده شیعه »

زمانه

زمانه امام حسین (علیه السلام) عصر بدعت ها و غفلت ها است. سنت رسول (صلی الله علیه وآله) ترک شده است و کسی چون یزید بر مسلمین حکومت می کند و تنها شیوه زنده ماندن اسلام این است که حسین و یارانش به قربان گاه بروند.

حضرت مهدی (علیه السلام) نیز وقتی قیام می کند مردم به عصر جاهلیت بازگشته اند و معارف قرآن و دین را تحریف کرده‌اند. زمانه حسین و مهدی(علیهماالسلام) در انحراف فکری، فساد اجتماعی، رواج بی دینی و بدعت مشابه یکدیگر است.

امام حسین (علیه السلام) در خطبه کوتاهی در مسیر کربلا می فرمایند:«براستی این دنیا سخت دگرگون و ناآشنا شده، خیر از آن رخت بسته و جز مقدار ناچیزى، همانند ته‏مانده ظرف، و زندگى پستى چون چراگاهى، از آن باقى نمانده. مگر نمى‏بینید كسى به حق رفتار نمى‏كند و از باطل دست نمى‏كشد. تا مۆمن، به حق، مشتاق لقاى خدا شود؟ من مرگ را جز سعادت نمى‏بینم و زندگى با ستمكاران را جز محنت نمى‏دانم. مردم بندگان دنیا هستند، دین لعابى است كه تا زندگى روبراه است، به دور زبان مى‏گردانند و چون دوران آزمایش رسد دینداران كمیاب شوند. (1) »

حضرت علی(علیه السلام) نیز درباره دوران ظهور می فرمایند:«وقتی مهدی(علیه السلام) قیام کند خواهش نفسانى را به هدایت آسمانى بازگرداند، و آن هنگامى است كه - مردم- رستگارى را تابع هوى ساخته‏اند  و رأى آنان را پیرو قرآن كند، و آن هنگامى است كه قرآن را تابع رأى خود كرده‏اند. ...پس روش عادلانه را به شما بنماید و آنچه از كتاب و سنّت مرده است زنده فرماید. (2)»

«اى گروه شیعه! شیعه آل محمد! شما همچون سرمه‏اى كه به چشم میكشند خالص می شوید. زیرا كسى كه سرمه به چشم می كشد می داند سرمه كى وارد چشم مى‏شود ولى نمیداند چه وقت از بین میرود. شما نیز (روزگارى خواهید داشت) كه یك نفر از شما صبح، خود را در راه دین حق مى‏بیند، ولى شب از دین بیرون رفته است، و در وقت شب در راه دین حق می باشد ولى صبح از دین خارج شده است‏»

همچنین فضیل بن یسار از حضرت صادق(علیه السّلام) روایت نموده كه فرمود:«هنگامى كه قائم ما قیام میكند با مردم نادانى روبرو می‌گردد كه در نفهمى از جهال جاهلیت كه پیغمبر با آنها مواجه بود؛ بدترند عرض كردم: چطور؟ فرمود: وقتى پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) مبعوث شد مردم بتهائى از سنگ و صخره‏ها و چوبهاى تراشیده را پرستش می كردند و زمانى كه قائم قیام میكند، همه مردم كتاب خدا (قرآن) را به میل خود تأویل نموده به آن استدلال می كنند (3)».

طلب یاری

فریاد طلب یاری امام حسین (علیه السلام) در صحنه کربلا مشهور است، حضرت مهدی (علیه السلام) نیز وقتی قیام کند و همچنین در دوران غیبت، در طلب یار است.از امام صادق (علیه السّلام) نقل شده فرمود: «هنگامى كه امام حسین (علیه السّلام) با عمر سعد روبرو شد، و آتش جنگ شعله‏ور گردید، خداوند امداد غیبى پیروزى را بر فراز سر حسین (علیه السّلام) فرو فرستاد، به طورى كه بالهاى خود را بر بالاى سر حسین (علیه السّلام) گشودند، سپس همان امدادها، امام حسین علیه السّلام را بین دو چیز- پیروزى بر دشمن و لقاى خدا- مخیّر نمودند، امام حسین علیه السّلام لقاى خدا را برگزید. امام حسین (علیه السّلام) در این هنگام فریاد زد:

«اما من مغیث یغیثنا لوجه اللَّه، اما من ذابّ یذبّ عن حرم رسول اللَّه‏

آیا فریادرسى نیست كه براى خوشنودى خدا به فریاد ما برسد، آیا دفاع‏كننده‏اى نیست كه از حریم حرم رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم دفاع نماید؟ (4)»

حضرت مهدی (علیه السلام) هم در روز ظهور تكیه به خانه خدا می دهد و در حالى كه پناه به او برده است، می گوید:«اى مردم! ما از خداوند و هر كس كه دعوت ما را بپذیرد استمداد مى‏كنیم. من از خانواده محمد پیغمبرتان هستم. ما از هر كس به خداوند و محمد نزدیكتریم.... من از هر كس به سنت پیغمبر آشناترم. شما را به خدا سوگند می دهم كه هر كس سخن مرا شنید حاضران به غائبان برسانند من شما را به حق خدا و رسول و خودم كه از دودمان رسول خدا میباشم قسم می دهم كه ما را یارى نمائید و ستمگران را از ما دور كنید، زیرا ما (آل محمد) را ترسانیده و بر ما ستم نموده و ما و فرزندانمان را از خانه‏هامان آواره كردند. به ما تعدى نمودند و از رسیدن بحق خود بازداشتند. اهل باطل ما را به وحشت انداختند، پس خدا را به نظر بیاورید و به ما آزار نرسانید، بلكه یارى كنید تا خدا هم شما را یارى نماید. (5)»

همچنین حضرت مهدی (علیه السلام) ضمن یکی از توقیعات خویش خطاب به شیعیان در عصر غیبت می فرماید:«ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی و اهمال نکرده و یاد شما را از خاطر نمی‏بریم. اگر جز این بود، دشواریها و مصیبتها بر شما فرود می‏آمد و دشمنان، شما را ریشه کن می‏کردند. تقوای خدا پیشه کنید و ما را برای رهایی بخشیدنتان، از فتنه‏ای که به شما روی آورده است، یاری دهید. (6)».

«هنگامى كه قائم ما قیام میكند با مردم نادانى روبرو می‌گردد كه در نفهمى از جهال جاهلیت كه پیغمبر با آنها مواجه بود؛ بدترند عرض كردم: چطور؟ فرمود: وقتى پیغمبر (صلّى اللَّه علیه و آله) مبعوث شد مردم بتهائى از سنگ و صخره‏ها و چوبهاى تراشیده را پرستش می كردند و زمانى كه قائم قیام میكند، همه مردم كتاب خدا (قرآن) را به میل خود تأویل نموده به آن استدلال می كنند »

آن ها که پیوستند، آن هاکه پیمان گسستند

به کاروان حسین (علیه السلام) کسانی پیوستند که امیدی بهشان نبود همچون زهیر و حر که یکی عثمانی بود و در صفین بر علیه علی شمشیر زده بود و دیگری فرمانده سپاه عمر سعد بود. وکسانی هم به بهانه های واهی از یاری امام سر باز زدند و یا در میانه راه از مولایشان بریدند چه آنانی که در میانه راه جداشدند و یا کسانی که از میدان نبرد گریختند.

در مورد قیام حضرت مهدی (علیه السلام) نیز امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ خَرَجَ مِنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ كَانَ یَرَى أَنَّهُ مِنْ أَهْلِهِ وَ دَخَلَ فِی سُنَّةِ  عَبَدَةِ الشَّمْسِ وَ الْقَمَر

هنگامی که قائم قیام کند از امر(ولایت) او کسانی بیرون می روند که همواره چنین به نظر می رسید که از یاران او باشند و به امر (ولایت) او در میایند کسانی که مانند خورشید پرستان و ماه پرستانند(7).

امام محمد باقر (علیه السلام) نیز درباره امتحان شیعیان در آخرالزمان می فرماید:«اى گروه شیعه! شیعه آل محمد! شما همچون سرمه‏اى كه به چشم میكشند خالص می شوید. زیرا كسى كه سرمه به چشم می كشد می داند سرمه كى وارد چشم مى‏شود ولى نمیداند چه وقت از بین میرود. شما نیز (روزگارى خواهید داشت) كه یك نفر از شما صبح، خود را در راه دین حق مى‏بیند، ولى شب از دین بیرون رفته است، و در وقت شب در راه دین حق می باشد ولى صبح از دین خارج شده است‏.(8)»

امید آن است که در کربلای انتظار ندای "هل من ناصر" مهدی را لبیک گوییم و از کسانی باشیم که تا پیروزی در رکاب قائم آل محمد می مانند.

 

 

 

پی نوشت:

1) تحف العقول، حرانی، حسن بن علی، ص 245

2) نهج البلاغة / ترجمه شهیدى ، ص  138

3) بحار الأنوار) ،ج 52، ص 362

4) غم نامه كربلا (ترجمه االهوف على قتلى الطفوف)، ص 126

5) بحارالانوار، ج 52، ص 238

6) بحارالانوار، ج 53، ص 178

7) بحار الانوار، ج 52، ص 364

8) بحارالانوار، ج 52، ص 101

منابع:

عاشورا و انتظار، مجله انتظار موعود، سال دوم، شماره سوم، مسعود پور سید آقایی

مجلسی، بحارالانوار، ج52و 53

حرانی، تحف العقول

ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | دوشنبه بیستم آبان 1392 - 12:52 |


فرهنگ انتظار در برابر فرهنگ ابتذال
یکی از مهمترین خصوصیات دوره غیبت امام عصر (ع) وجود تعارضات و فتنه های فرهنگی اخلاقی و دینی و رواج و تکثیر انواع مکاتب و باندهای ضد اخلاقی و ضد خانواده است. در این دوره ناهنجاری ها و قانون شکنی های دینی، بی حیایی (1) و سنت شکنی ملی رواج می یابد و هویت فردی، خانوادگی و اجتماعی افراد و جوامع در مخاطره ی شدید قرار می گیرد. یکی از بدترین حملات و تخریب ها در این دوره، متوجه کانون خانه و خانواده است و گروهها و مکاتب فاسد در این خصوص پایه گذاری می گردد.


یکی از شایعترین مکاتب امروزی در جهان غرب که در دنیای شرق و در بین مسلمین نیز بی تأثیر نبوده، نهضت فمینیستی و در کنار آن شیطان پرستی با شاخه های گوناگون خود می باشد. اساسی ترین هدف این گروهها و باندها فروپاشی نهاد خانواده و ایجاد گسست فرهنگی بین نسلهای گذشته و حال و آینده و تکثیر و تولید نسلهای آلوده وغیر قانونی و ترویج شهوت پرستی و خطاکاری و استحاله فرهنگی در کارکرد زن و مرد و نظام خانواده و خانه داری است.

آنان برای تحقق استحاله فرهنگی تلاش می کنند تا انسانها را از مدار فطرت و قانون طبیعت خارج نمایند و عصیان و تمرد در برابر خدا، قانون، نظم و خانواده و اصالتهای آن را نهادینه و عادی نمایند و در یک کلام فرهنگ ابتذال را جانشین فرهنگ و تمدن و اخلاق اصیل نمایند. در روایات اهل بیت(ع) این دوران و شاخصه های آن پیش بینی شده است و به عنوان هشدار و ایجاد آماده باش از آن خبر داده شده است.

از مؤلفه های خانواده های مهدی باور، شناخت آسیب ها و آفات این دوره و حفاظت و تنزّه از آنها بویژه در موضوع خانه و خانواده و جایگزینی فرهنگ «انتظار» در برابر فرهنگ «ابتذال» است.
در روایات اهل بیت (ع) ناهنجاری خانوادگی دوره آخرالزمان و دوران غیبت تبیین شده تا محبّان اهل بیت (ع) با مراقبت شدید، خانواده های خود را از اینگونه آسیب ها محافظت نمایند.
در روایتی امام صادق(ع) پس از آن که به نشانه ها، علامات، اوضاع و احوال دوره ی آخرالزمان اشاره می کنند، می فرمایند:
(فَکُن عَلی حذَرٍ واطلُب إلی الله النَّجاهَ واعلَم أنَّ الناسَ فی سُخطِ الله عزَّو جلَّ...وَاجتهِد أن یَراکَ الله عزَّو جلَّ فیِ خِلافِ ما هُم عَلَیهِ.) (2)
[(در چنین زمانی) از خشم خدا برحذر باش و از خداوند نجات بطلب و بدان که مردم مورد خشم و غضب پروردگار هستند و... تلاش کن که خداوند تو را در وضعی برخلاف وضع آنها ببیند.]

ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزمان

1. بی غیرتی
غیرت در لغت به معنای کراهت انسان از تصرف بیگانه در حقوق اوست و در اصطلاح به معنای تلاش انسان برای مراقبت از ناموس، آبرو، مال و حق خویش می باشد و بی غیرتی نیز به معنای کوتاهی در نگهبانی از آن ارزشهائی _چون: ناموس، آبرو و....) است که حفظش واجب است.
شهید مطهری (ره) در تعریف غیرت می فرمایند: « غیرت نوعی پاسبانی است که آفرینش برای مشخص بودن و مخلتط نشدن نسلها در وجود بشر نهاده است.»(3)
در دوره ی آخرالزمان زنان و مردان و جوانان دچار نوعی بی حسی و بی میلی در دفاع از ارزشهای اسلامی و انسانی خود و از کیان خود و خانواده خود می شوند و با بی تفاوتی و گاهی در معرض نامحرمان قرار دادن شرافت و ناموس خود، به ساختارشکنی نظام و حقوق و مبانی اخلاقی خانواده می پردازند.
قال علی (ع): (وَ یَری الرَّجل من زَوجَته القبیح فَلا یَنهاها و لایَرُدُّها عنه و یَأخذُ ما تأتی مِن کدِّ فَرجها و مِن مُفسِد خِدرِها حَتّی لَو نُکِحَت طولاً و عرضاً لم یَنهَها و لا یَسمَعُ ما وَقَعَ، فَذاک هُوَ الدَّیُّوثُ.) (4)
«مرد از همسرش انحرافات جنسی را می بیند و اعتراضی نمی کند، از آنچه از طریق خود فروشی به دست آورده می گیرد و می خورد، اگر انحراف سراسر وجود را فرا گیرد، اعتراض نمی کند، به آنچه انجام می شود و در حقش گفته می شود گوش نمی دهد. پس او کسی است که دیوّث است (بیگانگان را بر همسر خود وارد می کند.»
قال علی (ع) : (إذا رأیتَ الرَّجُل یَأکُلِ مِن کَسبِ إمَرأتِهِ مِنَ الفُجُور، یَعلَمُ ذلک و یُقیمُ عَلَیه! بَل یَکری إمرأَتَهُ و خادِمَتَهُ و جارِیتَهُ و یَرضی بِالدَّنِیّ مِن طَعامِهِ و شرابِهِ و مَلَذّاتِهِ.) (5)
«هنگامی که زن از راه نامشروع پول به دست آورد و مرد از درآمد او بخورد! وضع نامطلوب او را بداند و با او زندگی کند! زن و کنیز و دخترش را به کرایه بدهد و به لذایذ پست دنیا راضی شود.»
قال رسول الله (ص): (... و إذا رأیتَ المرأهَ تَصانِعُ زَوجَها عَلی نِکاح الرِّجال !... رأیتَ خَیرَ بیتٍ یُساعِدُ النِّساءَ عَلی فِسقِهِنَّ!!!) (6)
«هنگامی که ببینی زن از همسرش مطلع است که او با هم جنس خود رابطه دارد و به روی او نمی آورد و می بینی که در بهترین خانه ها زن تشویق می شود که فسق و فجور کند!!!»
شهید مطهری (ره) در خصوص اهمیت و تعریف غیرت می فرمایند:
«افرادی که با خودخواهی ها و شهوات نفسانی مبارزه می کنند و به تمام معنی انسان و انسان دوست می گردند و خود را وقف خدمت به خلق می کنند و حسّ خدمت به نوع در آنها بیدار می شود، چنین اشخاصی غیورتر و نسبت به همسران خود حساس تر می گردند. این گونه افراد حتی نسبت به ناموس دیگران نیز حساس می گردند یعنی وجدانشان اجازه نمی دهد که ناموس اجتماع مورد تجاوز قرار گیرد. ناموس اجتماع، ناموس خودشان می شود. علی (ع) جمله ی عجیبی دارد. می فرماید: « ما زَنی غیورٌ قَطُّ» « هرگز یک انسان شریف و غیور زنا نمی کند...» چرا؟ برای اینکه غیرت یک شرافت و یک حساسیت انسانی است نسبت به پاکی و طهارت جامعه. انسان غیور همان طور که راضی نمی شود دامن ناموس خودش آلوده گردد، راضی نمی شود دامن ناموس اجتماع هم آلوده شود.» (7)
بر اساس روایات اهل بیت (ع)، این صفت اخلاقی در آخرالزمان به شدت مورد آسیب قرار می گیرد و زنان، مردان و جوانان نه تنها غیرت خویش را از دست می دهند، بلکه به نداشتن آن نیز افتخار می کنند، به همین دلیل جهت حراست از کیان و قداست خانواده لازم است با پناه بردن به فرهنگ انتظار و غیرت ورزی از ابتذال و بی غیرتی، خانواده ها را مصونیت بخشیم.

2. زن پرستی و شهوت پرستی
به تعبیر روایات یکی از آفات و ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزمان، زن سالاری تا سرحد قبله قرار دادن زن می باشد.
قال رسول الله (ص):
* (یکونُ الرَّجُل هَمُّهُ بَطنُهُ و قِبلَتُهُ زوجَتُهُ و دینُه دراهِمُهُ!) (8)
[(در آخرالزمان) تمام همت یک مرد شکم او خواهد بود و قبله اش همسر او و دینش، درهم و دینار او.]
* (یُطیعُ الرَّجل زوجَتهُ و یَعصِی والِدَیه فیِ هَلاکِ أخیه و یَجفُو جارَهُ و یَقطَعُ رَحِمهُ و تَرتَفِعُ أصواتُ الفُجّار!) (9)
«مرد از همسرش اطاعت می کند ولی پدر و مادرش را نافرمانی می کند و برای به هلاکت رسانیدن برادرش تلاش می کند، به همسایه اش ستم روا می دارد و پیوند خویشاوندی را قطع می کند و صدای فاجران بلند می شود.»
تعبیر به قبله قرار دادن زنان، چندین معنا می تواند داشته باشد:
1. پرستش و آلهه قرار دادن زن، همانگونه که قرآن درباره ی هواپرستی می فرماید: (أفرأیتَ من اتَّخذَ إلهَهُ هواهُ...) (10)
«آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده.»
2. کانون توجه قرار دادن زن در همه زندگی به طور مطلق همانند رو به سوی قبله ایستادن در نماز و از همه به غیر از زن، سلب توجه و علاقه نمودن
3. تواضع و ذلت افراطی در برابر زن همانند فردی که در حال نماز رو به سوی قبله در برابر خداوند رکوع و سجود می کند.
قال رسول الله (ص):
* (إذا رأیت المرأهَ تَقهُرُ زَوجَها و تَعمَلُ مالایَشتَهی و تُنفِقُ عَلیه مِن کَسبِها فَیَرضی بِالدَّنیءِ مِنَ الطَّعام و الشَّرابِ!) (11)
«آخرالزمان هنگامی است که زن را ببینی با خشونت با همسرش رفتار می کند. آنچه را که او نمی خواهد انجام می دهد و از درآمد شخصی خود به شوهرش انفاق می کند و شوهرش برای چیزی اندک از متاع دنیا خشنود می شود و ناملایمات همسرش را تحمّل می کند.»

3. عدم احسان در رسیدگی به والدین
یکی از مشکلات خانوادگی در آخرالزمان ایجاد گسست و گسیختگی بین اعضاء خانواده و بی توجهی فرزندان نسبت به والدین می باشد.
قال رسول الله(ص):
* (....و رأیتَ العُقُوقَ قَد ظَهَرَ و استُخِفَّ بِالوالدین.) (12)
« و می بینی که عاقّ والدین شدن رواج یافته، پدر و مادر سبک شمرده می شوند.»
* (یَفتَری الوَلَدُ عَلی أبیه و یَدعُو عَلی والِدَیه و یفرَحُ بِمَوتِهِما.) (13)
«فرزند به پدرش تهمت می زند، پدر و مادرش را نفرین می کند و از مرگ آنها مسرور می شود.»

4. عدم توجه به معنویت و تربیت دینی فرزندان
یکی از ناهنجارهای دوره آخرالزمان، کم توجهی والدین به امور معنوی و دینی فرزندان و مانع تراشی آنان برای آشنایی علمی و گرایش های دینی می باشد. رسول خدا (ص) می فرمایند:
(یکونُ هلاکُ الرَّجُل عَلی یَدَی أبَوَیه فَإن لَم یَکُن لَهُ أبوانِ فَعَلی یَدَی زوجَتِهِ و وَلَدهِ فإن لم یکن له زوجَهٌ و وَلَدٌ فعلی یَدَی قَرابَتِهِ و جِیرانِهِ.) (14)
«هلاکت انسان به دست پدر و مادرش تحقق می یابد، اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست همسر و فرزندانش و اگر همسر و فرزندی نداشته باشد، به دست خویشان و همسایگانش.»
روایت شده که روزی رسول خدا (ص) به برخی از کودکان نظری کرد و فرمود:
(ویلٌ لأولاد آخرالزّمان مِن آبائِهم ! فقیل: یا رسول الله! من آبائِهم المشرکین؟ فقال: لا مِن آبائِهم المؤمنین، لا یُعَلِّمُونَهُم شَیئاً مِنَ الفرائضِ و إذا تَعَلِّموا أولادَهم مَنَعُوهُم و رَضُوا عنهم بِعرَضٍ یَسیر مِن الدُّنیا فَأنَا مِنهم بَریءٌ وهم مِنّی براءٌ.) (15)
«وای بر فرزندان آخرالزمان از روش پدرانشان! عرض شد: یا رسول الله ! از پدران مشرک آنها؟ فرمود: نه، از پدران مسلمانشان که چیزی از فرائض دینی را به آنها یاد نمی دهند و اگر فرزندان خود از پی فراگیری بروند منعشان می کنند. و تنها از این خشنودند که آنها درآمد مالی داشته باشند هر چند ناچیز باشد. سپس فرمود: من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.»

5. قطع رحم
از معضلات و آسیب های خانوادگی دوره ی آخرالزمان، قطع رحم و ناآشنایی با آشنایان و بی وفائی و کم توجهی و عدم ارتباط بین اقوام و خویشان می باشد.
این معضل خانوادگی در حالی است که ارتباطات اجتماعی و روابط با غیر اقوام در برخی موارد جدی گرفته شده و در آن افراط می شود.
رسول خدا (ص) در این زمینه می فرمایند:
(إذا قَطَعُوا الأرحام و مَنُّوا بِالطَّعام....) (16)
«هنگامی که پیوند خویشاوندی قطع شود و برای اطعام و میهمانی دادن بر یکدیگر منت گذارند...»

6. همسایه آزاری
یکی از آفات خانواده ها در آخرالزمان، عدم رعایت حقوق همسایگان و همسایه آزاری به طرق گوناگون می باشد. امام صادق (ع) فرمودند:
(یُؤذِی الجارُ جارَهُ، لَیسَ لَهُ مانِعٌ.) (17)
«همسایه به همسایه اش آزار و اذیت می کند و کسی جلوگیری نمی کند.»
* (و رأیتَ الجارَ یُؤری جارَهُ خوفاً من لسانِهِ.) (18)
« و همسایه را می بینی که همسایه اش را اذیت می کند و همسایه از زبان او وحشت دارد.»

7. کثرت طلاق
از دیگر آفات و آسیب های خانوادگی آخرالزمان، سست شدن نهاد خانواده و فروپاشی روابط خانوادگی و گسستگی و سپس گسیختگی خانواده هاست و اخبار آخر الزمان از شیوع طلاق در آن دوره خبر می دهد.
رسول خدا (ص) می فرمایند:
* (إذا کَثُرَ الطَّلاقُ و لا یُقامُ حَدٌّ.) (19)
«هنگامی که طلاق بسیار باشد و حدود الهی اقامه نشود.»

8. لذت گرائی افراطی و غیر مشروع
امام صادق (ع) می فرمایند:
(یکونُ هَمُّ النَّاسِ بُطُونُهُم و فروجُهُم، فَلا یُبالُونَ بِما أکَلُوا و لا بِما نَکَحُوا.) (20)
«هم و غم مردم (در آخرالزمان) همه همت مردم به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه می شود، دیگر اهمیت نمی دهند که آنچه می خورند حلال است یا حرام؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟!»

9. حرام خوری
یکی از وظایف والدین، هدیه رزق حلال و پاک به فرزندان و کسب تقوای اقتصادی است، به طوری که بایستی پرورش و تربیت فرزندان توأم با تقوی اقتصادی باشد، چرا که رزق ناپاک و آلوده، تأثیرات تخریبی عمیقی بر روح و روان و معنویت گرائی افراد خواهد داشت.
قرآن کریم در این زمینه می فرمایند:
(یا أیُّها الرُّسل کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَاعمَلُوا صالِحاً...) (21)
«ای پیامبران، از غذاهای پاکیزه بخورید و کار شایسته انجام دهید....»
در دوره آخرالزمان بحران معنوی به عرصه اقتصاد خانواده کشیده می شود و خانواده ها تقوای اقتصادی را از دست داده و خود را به انواع آلودگی های اقتصادی دچار می سازند، آلودگیهایی همچون ربا، کم فروشی، رشوه خواری، گران فروشی و... که اهل البیت (ع) به گوشه هایی از این انحرافات اشاره کرده اند.
قال الصادق (ع):
* (... وَ رَأیتَ الرَّجُل إذا مَرَّ به یومٌ و لَم یکسِب فیه الذَّنبَ العظیم مِن فُجورٍ أو بَخس مکیالٍ أو میزانٍ أو غَشیانِ حَرامٍ أو شُربٍ مُسکرٍ، کئیباً حزیناً، یحسِبُ أنَّ ذلک الیوم علیه ضَیعَهٌ مِن عُمرهِ.) (22)
«هنگامی که ببینی که اگر مردی یک روز گناه بزرگی انجام نداده باشد از قبیل: فحشاء، کم فروشی، کلاهبرداری و شرب خمر، بسیار غمگین و اندوهگین می شود که گوئی آن روز عمرش تباه شده است.»
* (و رأیتَ الرَّجلَ معیشتُهُ مِن بَخس المِکیال والمیزان) (23)
« و می بینی که زندگی مرد از کم فروشی و تقلب تأمین می شود.»
قال رسول الله (ص):
* (إذا شارکَتِ النِّساءُ ازواجهنَّ فی التِّجاره حِرصاً عَلَی الدُّنیا.) (24)
«هنگامی که زن ها برای طمع دنیا در داد و ستد همسرانشان شرکت کنند.»
* (و عِندها یَظهَرُ الرِّبا و یَتَعامَلونَ بِالرُّشی و یُوضَعُ الدّینُ و تُرفَع الدُّنیا.) (25)
« در آن زمان وبا شایع می شود. کارها با رشوه انجام می یابد، مقام و ارزش دین تنزّل می نماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا می کند.»
* (لَیَأتینَّ عَلَی النّاسِ زمانٌ، لا یبقی أحَدٌ إلاّ أکَلَ الرِّبا فَإن لَم یَأکُلهُ أضابَهُ غبارُهُ.) (26)
«برای مردم زمانی پیش می آید که أحدی یافت نمی شود جز اینکه به ربا آلوده گردد، اگر مستقیماً هم ربا نخورد، گرد ربا به او می رسد.»

پی‌نوشت‌ها:

1. از آنجا که «حیا» به معنای التزام به قانون عقل و عرف است، « بی حیایی» به معنای شکستن قوانین عقل و عرف است.
2. روزگار رهایی، حدیث 1095.
3. حجاب، ص 62.
4. روزگار رهایی، حدیث 1087.
5. همان، حدیث 1090.
6. همان، حدیث 1106.
7. مجموعه آثار شهید مطهری (ره)، ج 19، ص 416.
8. روزگار رهایی، حدیث 1069.
9. روزگار رهایی، حدیث 1068.
10. جاثیه / 23.
11. روزگار رهایی، حدیث 1109.
12. روزگار رهایی، حدیث 991.
13. همان، حدیث 994.
14. همان، حدیث 997.
15. جامع الأخبار، ص 106.
16. روزگار رهایی، حدیث 996.
17. همان، حدیث 1042.
18. همان، حدیث 1043.
19. روزگار رهایی، حدیث 1013.
20. همان، حدیث 1058.
21. مؤمنون / 51.
22. روزگار رهایی، حدیث 1093.
23. همان، حدیث 1094.
24. همان، حدیث 1097.
25. روزگار رهایی، حدیث 969.
26. همان، حدیث 970.
منبع: نیلی پور، مهدی؛ (1388)، خانواده مهدوی، اصفهان: مرغ سلیمان، چاپ سوم 

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | شنبه هجدهم آبان 1392 - 19:25 |


به انتظار تو می مانم تا بیش از این نگاهم غریب نماند

دلم خسته‌تر از ديروز و دلتنگ‌تر از جمعه‌هاي قبل، براي ظهورت لحظه‌ شماري مي‌کند و چشمان پر از اشکم، اشکبار‌تر از سه‌شنبه گذشته به گنبد فيروزه‌اي مسجد جمکران، ملتمسانه مي‌نگرد و تو را فرا مي‌خواند.يا صاحب الزمان! بيا و نرگس‌هايي را که نثار راهت کرده‌ام با قدومت معطر کن تا تبرکي باشد براي ابديتم، چشمان آلوده‌ام و قلب سياه و سنگي‌ام.يا مهدي! حضورت را با تمام وجود حس مي‌کنم، بيا و ظهور کن تا با افتخار، تو را به دشمنان نشان دهم و عظمتت را به رخ ظالمان بکشم.خليل آتشين سخن! با فصاحت کلامت، سخنان پوچ و بيهوده را از تخته سياه افکارمان پاک کن و شب تاريک دل‌هايمان را به روزي روشن، مبدل بگردان.آقاي ثانيه‌هاي منتظر! بيا و با شجاعتت، پرچم عدالت و صلح را در سرتا سر جهان به احتراز درآور.اي تنها ترين راه! صداي خسته و بغض آلوده را بشنو و ببين چگونه در غم نبودت، زانوي غم بغل گرفته و ضجه مي زنم.

اي مهربان‌ترين! تو آن‌قدر مهربان و بزرگ هستي که با همه رو سياهي‌ام باز به من نظر داري و در سخت‌ترين شرايط و بدترين مشکلات، آرام جانم مي‌شوي و همانند هميشه، شرمسار مهربانيت هستم.مي‌دانم روزي تو مي‌آيي و تمامي بغض‌هاي کهنه و در گلو خفته، به اشک شوق تبديل مي‌شود و دل‌هاي همه منتظران، آرامشي عميق و ابدي مي‌گيرد.



جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند

نام مهدی صد هزاران درد درمان می کند

مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار

من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند

دوباره اضطراب است و من و چشمان بارانی

تمام جمعـــه‌ها با من دعای ندبه می‌خوانی

کنار پنجـــره یاسی همیشه منتظــــر مانده

دوباره قطره‌ای اشک است و اندوه و پریشانی

هزاران بغض در نایم گلوگیرم کند هــر شب

چرا ای ماه من امشب به پشت ابر می‌مانی

بسان یک کبوتـــــر با هزاران زخم بر دوشم

شکسته هــر دو بال من از این پرواز طولانی

غریبی بی‌پناهم کــــرد و تنهایی از آن بدتر

و اهل کوچه می‌دانــد که دردم را تو میدانی

دعا، امن یُجیب است و غزل مضمون تنهایی

چه مضمونـی از این زیبا که پیدایی و پنهانی



امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) فرمودند:نفع بردن از من در زمان غیبتم، مانند نفع بردن از خورشید هنگام پنهان شدنش در پشت ابرهاست و همانا من ایمنی بخش اهل زمین هستم، همچنانكه ستارگان ایمنی بخش اهل آسمانند. (بحارالأنوار ، ج 53 ، ص 181)

کویر، دل بزرگی دارد که بی « امید » دق نمی‌کند.ما؛ سال‌هاست آواز « انتظار » از حلقوم ساعت‌هایمان می‌تراود.سال‌هاست دود غلیظی از بغض فراق در گلویمان می‌پیچد.سال‌هاست با کسالت‌های آنی، با دل‌مشغولی‌های کال، گاهی با غم نان مدارا می‌کنیم.سال‌هاست با تو و بی‌ تو هستیم... اما با « امید » نفس می‌کشیم.گاهی می‌گویم: نکند کفش‌های تحملمان پاره شود و چشم دلمان از مدار انتظار بلغزد...

نـــه، نمی‌شود...

فردا باز هم خورشید در آسمان قدم می‌زند...

تو را به خدا بیا و تا جام این فصل دل‌تنگی ما خالی نشده، آیه‌های عدالت را در گوش زمین نجوا کن.

اگـــر چه روز مــن و روزگــــار می‌گذرد

دلـم خوش است که با یاد یار می‌گذرد

چقدر خاطره انگیز و شاد و رویایی است

قطار عمـــــر کـــه در انتـــــظار می‌گذرد

به ناگهــــانیِ یک لحظه عبــــور سپیـد

خیال می‌کنــــم آن تک سوار می‌گذرد

کسی که آمدنی بود و هست، می‌آید

بدین امیـــد، زمستان، بهــار، می‌گذرد

نشسته‌ایم به راهی که از بهشت امید

نسیــــم رحمـــــت پـــروردگار می‌گذرد

به شوق زنده شدن، عاشقانه می‌میرم

دوباره زیستنم زیـــــن قــــــرار می‌گذرد

همان حکایت خضر است و چشمه ظلمات

شبـــی که از بَرِ شـــب زنـــده‏دار می‌گذرد

شبت همیشه شب قدر باد و، روزت خوش

کـــه بـــا تـــو روز مــن و روزگـــار می گذرد

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 - 23:10 |


آخرین نیلوفر از برکه‌ی غدیر خم
امام زمان

یَأَیهّا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ [1]

روز غدیر، روز نور، روز سرور، روز سرشارى و اكمال، روز بارورى و اتمام، روز رهبرى و ولایت است.

غدیر، خود بركه‌ى نور و عشق است، دریاى شور و جوشش، آن هم‌در كویر كور و ریگزار مرگ.

غدیر، این نام مقدس، عنوانِ عقیده واساس دین ما است.

غدیر عصاره ونتیجه ى خلقت وچكیده ى تمام ادیان الهى وخلاصه ى مكتب وحى است.

غدیر اعتقاد ماست، و فقط یك واقعه ى تاریخى نیست.

غدیر، ثمره ى نبوّت ومیوه ى رسالت است.

غدیر، تعیین خط مشى مسلمین تا آخرین روز دنیا است.

غدیر، نه فراموش شدنى است نه كهنه شدنى!!

هزار و چهارصد سال است كه شیعه زلال پر بركت غدیر را به پاى درختان ولایت مى افشاند و از آن بیابانِ خشك، باغهاى پر ثمر اعتقادى و گلهاى زیباى محبت را پرورش مى دهد. خار و خس كینه هاى دشمن على علیه السلام را با برائت و لعن آنان ریشه كن نموده، و با حجتى قوى كه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله به دستش داده مرزهاى غدیر را به روى معاندین بسته و جرأت تعرّض را از آنان سلب نموده است.

شهیدان غدیر در عرصه ى هزار و چهارصد ساله ى آن، دنباله روى اوّلین شهیدان آن فاطمه و محسن علیهماالسلام و پیرو شهیدان با عظمت غدیر در كربلا هستند. عاشورا مولود غدیر و حافظ آن است؛ سنگرى رو در روى سقیفه!.

هر آنچه در خطبه ی غدیر برای مردم ذکر شده الزاما باید دارای اهمیت ویژه ای باشد که پیامبر رحمةٌ للعالمین به خاطر آن، مسلمین را در آن شرائط خاص بدان توصیه فرموده است.

در بخشی از این خطبه مبارک، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) به معرفی آخرین وصی خویش و فرج و ظهور آن حضرت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پرداخته اند که مجموع آن به حدود 25 جمله می رسد و در این مقال به 14 مورد از آن اشاره ای اجمالی خواهد شد؛

أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِی؛ آگاه باشید! همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست.

امام باقر (علیه السلام) در این خصوص فرموده است: قائم 313 نفر را به تمام اقطار و اکناف عالم می‌فرستد که تا زمانی که این شایستگان به وجود نیایند، اصولاً ظهور حضرت با اشکال اساسی مواجه خواهد بود. براساس خصوصیات اعضای کابینه حضرت مهدی(عج) و سیمای یاران آن حضرت وجود عنصر شایسته‌سالاری کاملاً رعایت خواهد شد

1) یکی از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله)

2) قیام کننده به حق

نبی مکرم اسلام در زمان حیات پربرکت خویش، بارها آخرین وصی خود را معرفی فرمودند ولی با این وجود، مسلمانان و حتی شیعیان در مراحل مختلف تاریخ گاهی دچار اشتباه شده و به انحراف می رفتند. مۆید این ادّعا تاریخ پیدایش برخی از مذاهب است که تا این زمان نیز پیروان آن ها موجود هستند.

أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَی الدِّینِ ؛ آگاه باشید! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.

3) غالب بر اساس دین الهی

مۆید این صفت در قرآن کریم نیز وارد شده است. خداوند در این آیه می فرماید:

« هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ  کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ » ؛ «او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند؛ هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.» [2]

امام باقر علیه السلام در ذیل آیه فوق فرمود: « اِنَّ ذلِکَ یَکُونُ عِنْدَ خُرُوجِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ صَلَواتُ اللّهِ فَلا یَبْقی اَحَدٌ اِلاَّ اَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله » ؛ « این مسئله (فراگیر شدن دین اسلام) در زمان قیام مهدی علیه السلام از آل محمد ـ که درود خدا بر او و آل او باد ـ خواهد بود. پس احدی باقی نمی ماند، مگر آن که اقرار به [رسالت] محمد صلی الله علیه و آله می کند.» [3]

أَلاإِنَّهُ الْمُدْرِكُ بِكُلِّ ثارٍ لاَوْلِیاءِالله ؛ او خونخواه تمام اولیای خداست.

4) خونخواه تمام اولیائی که در طول تاریخ، مورد ستم واقع شدند.

در دعای شریف ندبه نیز چنین وصفی برای آن حضرت ذکر شده و می فرماید:

أَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیَاءِ أَیْنَ الطَّالِبُ [الْمُطَالِبُ‏] بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ

كجاست خواهنده خون پیامبران و فرزندان پیامبران،كجاست خواهنده خون‏ كشته در كربلا ...

أَلا إِنَّهُ الْغَرّافُ مِنْ بَحْرٍ عَمیقٍ، أَلا إِنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَالمُحیطُ بِكُلِّ فَهْمٍ ؛

آگاه باشید! او از دریایی ژرف (علوم بی نهایت الهی) پیمانه هایی افزون گیرد. او وارث دانش ها و حاكم بر ادراك هاست.

5) عالم به علم بی نهایت الهی

6) وارث دانش گذشتگان

7) حاکم بر ادراک ها

امام زمان

بنابر نقل روایات این باب، حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کتب آسمانی آئین های الهی قبل از اسلام از جمله کتاب حضرت آدم و شیث و تورات و انجیل و زبور را به صورت حقیقی و تحریف نشده، برای پیروان آن ها تبیین می‌فرماید و در پایان قرائت هر کتاب آسمانی، پیروان آن آئین بر حقیقت آنچه توسط ایشان خوانده شده، گواهی می‌دهند و به آن حضرت ایمان می آورند. [4]

أَلا إِنَّهُ یَسِمُ كُلَّ ذی فَضْلٍ بِفَضْلِهِ وَ كُلَّ ذی جَهْلٍ بِجَهْلِهِ ؛ هشدار! كه او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او، و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیكی كند.

8) شایسته سالار و لیاقت محوری

در این باب نیز روایاتی ذکر شده است. امام باقر (علیه السلام) در این خصوص فرموده است:

قائم 313 نفر را به تمام اقطار و اکناف عالم می‌فرستد که تا زمانی که این شایستگان به وجود نیایند، اصولاً ظهور حضرت با اشکال اساسی مواجه خواهد بود.

براساس خصوصیات اعضای کابینه حضرت مهدی(عج) و سیمای یاران آن حضرت وجود عنصر شایسته‌سالاری کاملاً رعایت خواهد شد.

أَلا إِنَّهُ المُخْبِرُ عَنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُشَیِّدُ لاَمْرِ آیاتِهِ ؛ هان! بدانید كه او از سوی پروردگارش سخن می گوید و آیات و نشانه ی او را برپا كند.

9) سخنگو از جانب پروردگار

10) برپا کننده ی آیات الهی

همان طور که آیات کریمه قرآن کریم برای بشر حجت هستند، روایات و کلام گهربار معصومین (علیهم السلام) نیز به همان اندازه از حجیت برخوردارند. و این همان مسأله ای است که در علم فقه «سنت» نامیده می شود. (به معنای قول یا فعل یا تقریر معصوم)

أَلا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَیْهِ ؛ بیدار باشید! هموست كه [اختیار امور جهانیان و آیین آنان ] به او واگذار شده است.

بنابر نقل روایات این باب، حضرت بقیة الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کتب آسمانی آئین های الهی قبل از اسلام از جمله کتاب حضرت آدم و شیث و تورات و انجیل و زبور را به صورت حقیقی و تحریف نشده، برای پیروان آن ها تبیین می‌فرماید و در پایان قرائت هر کتاب آسمانی، پیروان آن آئین بر حقیقت آنچه توسط ایشان خوانده شده، گواهی می‌دهند و به آن حضرت ایمان می آورند

11) حاکم بر تمامی امور عالم امکان

چه بسا این جمله، پاسخی باشد برای افرادی که شیعه را به دلیل اهتمام به زیارت معصومین (علیهم السلام) و عرض ارادت به ساحت قدسی ایشان محکوم به شرک می کنند.

أَلا إِنَّهُ قَدْ بَشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرونِ بَیْنَ یَدَیْهِ ؛ آگاه باشید! كه تمامی گذشتگان ظهور او را پیشگویی كرده اند.

12) ظهور او مورد بشارت گذشتگان بوده است.

خداوند عز و جل در قرآن کریم می فرماید:

وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون‏ ؛ و در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‏ام وارث (حكومت) زمین خواهند شد! »

غالب مفسران در تفسیر این آیه شریفه فرموده اند: منظور از بندگان صالح ؛ یاران قائم علیه السّلام هستند.

أَلا إِنَّهُ الْباقی حُجَّةً وَ لاحُجَّةَ بَعْدَهُ وَلا حَقَّ إِلاّ مَعَهُ وَلانُورَ إِلاّعِنْدَهُ.

آگاه باشید! كه اوست حجّت پایدار و پس از او حجّتی نخواهد بود.[5] درستی و راستی و نور و روشنایی تنها نزد اوست.

13) پایان دهنده و ختم کننده ی سلسله ی شریف امامت

14) حق با او و او با حق است

بنابر روایات عدیده، اولین کلام حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از ظهور موفور السرورشان این آیه شریف است: (بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُۆْمِنِینَ) [6] . سپس می فرمایند: من بقیة الله و خلیفة الله و حجة الله برای شما در زمین هستم. [7]

 

پی نوشت:

[1] سوره مائده / 67‏

[2] این آیه شریف در چند سوره از قرآن کریم بیان شده است. از جمله : توبه / 33  .  صف / 9

[3] التفسیر الصافی / ج 2 / ص 338

بخش ششم از خطبه غدیر

[3] یَخْرُجَ فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً

[4] مختصر البصائر / 444

[5] این تعبیر به عنوان حجّت و امامت است و نظرى به رجعت دیگر امامان ندارد زیرا آنان حجّت هاى پیشین اند كه دوباره رجعت خواهند نمود.

[6] هود / 86

[7] كمال الدین و تمام النعمة / ج‏1 / 331

منابع:

تفسیر اطیب البیان. سید عبدالحسین طیب

کمال الدین و تمام النعمة . شیخ صدوق

اسرار غدیر . محمد باقر انصاری

غدیر . علی صفایی

مهدی علیه السلام در آیینه خطبه غدیر . حسین تربتی

مبانی و اهداف حکومت جهانی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف). منصور طالبی، مسعود چوپان‌نژاد

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | دوشنبه ششم آبان 1392 - 0:39 |


شعر رهبر انقلاب در مدح حضرت ولی عصر


امام زمان

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است     

  جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سر داده ام فغان    

بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است

دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم          

باری علاج شکر، گریبان در یدن است

شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت         

  خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی                    

     مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفته آب و رنگ ز فیض حضور تو           

  هر گل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم         

         تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به جام هوس گشت آشنا         

روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | چهارشنبه یکم آبان 1392 - 9:3 |


امکان ملاقات با امام زمان در دوران غیبت

ارتباط با حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه ـ از نظر حالات، سه نوع می باشد: 1. ارتباط روحی و عرفانی. 2. ارتباط در عالم خواب. 3. ارتباط فیزیكی و رۆیت با چشم ظاهری. آنچه میان علمای شیعه محل اختلاف است و در كتابها و حكایات مطرح می باشد، ناظر به نوع سوم از ملاقات در عصر غیبت كبری است.

 

دلیل منكران امكان ملاقات حضرت

كسانی كه منكر امكان ارتباط و ملاقات با حضرت در غیبت كبری هستند، برای اثبات ادعای خود به تعدادی از روایات، از جمله توقیع آن حضرت ـ علیه السلام ـ به یکی از نائبان خاص استناد می‌كنند، چون حضرت مدعی مشاهده را تكذیب نموده است «ألا فمن ادعی المشاهده قبل خروج السفیانی و الصیحه فهو كاذب مفتر.»[1] یعنی «آگاه باشید هر كس قبل از خروج سفیانی و ندای آسمانی مدعی دیدار من بشود، او دروغ گفته و افترا بسته است

طبق این دیدگاه نقل ملاقات‌هایی كه در كتابها و قصص و حكایات، وجود دارد را نمی توان پذیرفت.

 

دلیل معتقدان امكان ملاقات حضرت

در مقابل، اكثریت علما و بزرگان شیعه، قائل به امكان ملاقات می باشند و وقوع آن را فی الجمله می پذیرند و دلیل اصلی تحقق ملاقات را، ‌حكایات تشرفات می دانند كه از سوی اشخاص موثق و مورد اعتماد نقل شده است.

از نظر كسانی كه امكان ملاقات با حضرت را ممكن می دانند و بر آن صحه می گذارند، دلیل معتبری بر نفی امكان ملاقات وجود ندارد. طبق این دیدگاه در مورد تكذیب ملاقات، روایاتی در كار نیست بلكه طبق تحقیق فقط یك روایت است و آن نیز توقیع حضرت می باشد.[2]

از این توقیع نیز پاسخ‌های مختلفی داده شده است كه بهترین پاسخ این است كه به تناسب حكم و موضوع با استفاده از لفظ «مفتر» منظور حضرت، صرف دیدار و ملاقات نیست، بلكه دیداری است كه همراه با نیابت باشد، مثل اینكه شخصی مدعی نیابت خاصه می شود و می گوید: من امام ـ علیه السلام ـ را مشاهده می كنم و حضرت من را وكیل خود قرار داده است و شما باید در كارها به من مراجعه كنید، حضرت چنین ادعایی را دروغ و افترا خوانده است.

اصل صدور توقیع نیز در مقام نیابت است و امام ـ علیه السلام ـ به «علی بن مهر سمری» فرموده است كه كسی را از جانب ما نصب مكن؛ زیرا دوران غیبت صغرا و و نیابت خاصه به پایان رسیده است، در چنین شرایطی اگر كسی ادعای مشاهده و رۆیت داشته باشد معلوم است كه منظورش مشاهده حاكی از نیابت نمی باشد.[3]

بنابراین، رۆیت شخصی كه در دنیا با بدن مادی زندگی می كند و در میان مردم حضور دارد، امری است طبیعی و ندیدن برخلاف عادت روی مصالحی است كه غیبت را اقتضا كرده است. در توقیع حضرت نیز گرچه مشاهده، نفی و تكذیب شده است، ولی این مشاهده به قرینه ذیل توقیع و سوء استفاده های احتمالی، حمل بر مشاهده همراه با ادعای نیابت می شود.[4]

 

مقدمه‌ی مشاهده امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

باید به این نكته توجّه داشت كه شناخت و ایمان نسبت به امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه ـ و استواری در آن، بر هر چیز دیگر، مقدم است چرا كه در مورد امامان پیشین كسانی بودند كه در كنار آنها زندگی كرده‌اند ولی چون نسبت به آن خوبان خدا، معرفت و ایمان نداشته‌اند، بهره‌ای از آنها نبرده و چه بسا با آنها هم مخالفت كرده‌اند.

دو امر اساسی موجبات نزدیك شدن به محضر مبارك امام زمان ـ عجل الله تعالی – را فراهم می آورد که به قرار زیر است:

تقوا

1. تقوا

تقوا به معنای ترس از پروردگار و نگهداری نفس می‌باشد یعنی اطاعت كامل خداوند و فرمانبرداری از دستوران او كه خلاصه‌اش انجام واجبات و ترك محرمات می‌شود، البته تقوا مراتبی دارد و اگر این نردبان را آدمی تا آخرین پله‌اش طی كند به سعادت بزرگی دست خواهد یافت كه در نهایت این می‌شود كه خدا می‌فرماید: ای بنده من اطاعتم كن تو را مثل خودم قرار می‌دهم. من زنده هستم و نمی‌میرم، تو را هم زنده قرار می‌دهم و نمی‌میری و من بی‌نیاز هستم و محتاج نمی‌شوم، تو را هم بی‌نیاز قرار می‌دهم كه محتاج نمی‌شوی. من هر چه را اراده كنم تحقق پیدا می‌كند، تو را هم به صورتی قرار می‌دهم كه هر چه را بخواهی تحقق پیدا می‌كند.[5]

برای رسیدن به این مرحله علاوه بر انجام واجبات و ترك محرمات تا حد امكان مستحبات را هم انجام دهد و از شبهات هم دوری كند. (چیزهایی كه احتمال حرمت در آنها بدهیم ولی یقین به حرمت آنها نداشته باشیم).

تقوا سبب نورانیت و قرب به آن جناب و اتصال روحی با آن حضرت می‌شود در توقیع شریف امام زمان به شیخ مفید می‌فرماید: «پس هر فردی از شما عمل كند به آن چیزی كه به وسیله آن به محبت ما نزدیك می‌شود و دوری كن از آن چیزهایی كه به وسیله آن به اكراه و خشم ما نزدیك می‌شود. پس به درستی كه امر ظهور ما یك دفعه و ناگهانی است در وقتی كه توبه برای فرد، نفعی ندارد و نجات نمی‌دهد او را از عقاب ما، پشیمانی بر رفتارهای ناپسند. خداوند شما را با الهامات غیبی خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمتش نصیب شما فرماید.»

در تشرف علی بن ابراهیم بن مهزیار امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه ـ همین نكته را باز تذكر نموده‌اند كه حضرت صاحب الامر ـ عجل الله تعالی فرجه ـ در قسمتی از سخنانشان خطابه به او می‌فرماید: ای ابوالحسن شب و روز توقع و انتظار آمدن تو را داشتم، چه چیز آمدنت را نزد ما تأخیر انداخت؟ پسر مهزیار در جواب می‌گوید: ای آقای من تا الان كسی را نیافته بودم که مرا راهنمایی كند. حضرت فرمودند: كسی را نیافتی كه راهنمایت كند؟ آنگاه با انگشتان مباركشان بر روی زمین فشار دادند و سپس فرمودند: و لكن شما اموالتان را زیاد نمودید، ضعفاء مۆمنین را دچار حیرت ساختید و بین خود قطع رحم نمودید پس الان برای شما چه عذری مانده است.[6]

2. عشق و محبت به آن سرور

امر دوّم برای نزدیك شدن به محضر مبارك امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه ـ عشق به آن حضرت و ایجاد محبت در خود نسبت به آن مقام مقدس می‌باشد.

در حدیثی بسیار گران‌بها كه در مورد رابطه قلبی بین امام معصوم و شیعه مضامین زیبایی در آن نقل گردیده است، راوی سۆال می‌كند: «آیا شما برای من دعا می‌نمایید؟ امام رضا می‌فرماید: آیا تو غیر از این را گمان می‌كنی؟ راوی جواب می‌گوید: خیر و سپس حضرت می‌فرماید: اگر خواستی كه دریابی كه مقام محبت من با تو و اهتمام داشتن من در امر تو چقدر است، پس به قلب خود نظر كن و ببین كه در قلبت و در كارهایت چقدر به من محبت داری و به فكر من هستی.»[7]

بارالها بر محمد و آلش درود فرست و دوری از محرمات و انجام واجبات به همراه عشق و محبت به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را توشه راهمان بساز. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

 

پی نوشت ها:

[1] كمال الدین، ج 2، ص 294، باب 45، حدیث 45.

[2] سیمای آفتاب، حبیب الله طاهری، ص 180، «با اندك تغییر و تلخیص».

[3] همان، ص 181.

[4] مهدی تجسم امید و نجات، عزیزالله حیدری، ص 209.

[5] مستدرك وسائل‌الشیعه ج 11، ص 258.

[6] دلائل الامامه، ص 296 محمد بن جریر طبری.

[7] اصول كافی، ج 2، ص 652.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 - 18:55 |


ویژگی‌های جامعه مهدوی

در جامعه مهدوی، آزادی کار، مسافرت، تجارت، نوآوری، ابداع و امکانات به همه مردم ارزانی می گردد. و میدان کار و تلاش و ابتکار برای همه استعدادها فراهم می شود. و سستی و تن پروری و بیکارگی جای خود را به کار و تلاش و نشاط و تحرّک می دهد.

عصر امام مهدی (علیه السلام) پس از ظهور و قیام جهانی اش، براستی از درخشان ترین و دوست داشتنی ترین و زیباترین عصرها برای جهان، از آغاز آفرینش جهان و انسان است. و کاملاً بجا و درست است که نام عصر ظهور و جامعه مهدوی را «عصر حاکمیت نور و دانش و بینش» به مفهوم واقعی آن نام گذاریم، نه روزگاری را که ما در آن زندگی می کنیم که براستی عصر تاریکی هایِ جهل، انحراف، فجایع بیداد و گمراهی که عصر نگون سازی و اسارت انسان است.

در جامعه مهدوی جهنّم زندگی، جای خود را به بهشت نیکبختی و سعادت می دهد و پژمردگی و افسردگی ها، جای خود را به طراوت و نشاط می سپارد و امن و امان در همه ابعاد زندگی جهان گستر می شود. فرشته عدالت بر سر بشریّت سایه می افکند و ظلم و ستم یکسره نابود می شود.

حضور حضرت و حكومت جهانی ایشان در عصر ظهور دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است كه با وجود آنها جامعه بشری و بی‌نظمی‌های موجود در عالم هستی اصلاح گردیده و نظم خاصی پیدا می‌كند. در ذیل اجمالاً به تعدادی از ویژگی‌های حكومت جهانی حضرت اشاره می‌شود كه با جمع آنها، نظم موجود در آن هم تبیین می‌شود.

1ـ خدمتگزاران و كارگزاران حكومت جهانی، از بزرگان و خوبان امت و اولیاء الهی هستند.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: «هنگامی كه حضرت قائم آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ قیام كند، هفده تن را از پشت كعبه زنده می‌گرداند كه عبارتند از: پنج تن قوم موسی ـ علیه السّلام ـ آنان كه به حق قضاوت كرده و با عدالت رفتار می‌كنند، هفت نفر از اصحاب كهف، یوشع وصی موسی، مۆمن آل فرعون، سلمان فارسی، ابادجانه انصاری و مالك اشتر». (بحار الانوار، ج 52، ص 346)

و در روایتی تعداد آنان بیست و هفت نفر گفته شده است و قوم موسی را چهارده نفر بیان می‌كند؛ «یا این كه از اصحاب كهف به عنوان وزیران مهدی (عج) یاد شده است». (آیة الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 485)

از این روایات و احادیث هم خانواده آنها فهمیده می‌شود كه بار سنگین حكومت موعود، بر دوش افرادی است كه بارها آزمایش شده‌اند و شایستگی خود را در آزمایش‌های گوناگون به اثبات رسانده باشند از این رو می‌بینیم كه در رأس حكومت مهدی (عج)، حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ قرار دارد كه یكی از پیامبران اولو العزم است.

2. مردم در این عصر از رشد معنویت و اخلاق برخوردارند.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرموده‌اند: هنگامی كه قائم ما قیام كند، شخص شب را به صبح می‌رساند، در حالی كه نادان، ترسو و بخیل است و به هنگام صبح داناترین مردم، شجاع ترین و بخشنده‌ترین انسان‌هاست و از دستورات امام تخلف نمی‌كند. یا این كه حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: هنگامی كه قائم ما قیام می‌كند كینه‌های بندگان نسبت به یكدیگر از دلهایشان زدوده می‌گردد.

امام باقر ـ علیه السّلام ـ هم می‌فرمایند: هنگامی كه حضرت قائم (عج) ما قیام می‌كند دستش را بر بندگان خدا می‌گذارد و خردهایشان جمع كرده و اخلاقشان را كامل می‌كند.

ظهور

3. در حكومت جهانی حضرت امنیت فراگیر حاكم می‌شود.

پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: «... زمین را از عدالت پر می‌كند تا جایی كه مردم به فطرت خویش باز می‌گردند، نه خونی به ناحق ریخته می‌شود و نه خوابیده‌ای را بیدار می‌كنند». (بحار الانوار، ج 52، ص 290)

و امام باقر ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: به خدا سوگند، یاران مهدی (عج) آن اندازه می‌جنگند تا خدا به یگانگی پرستیده شود و به او شرك نورزند و تا آن جا كه پیرزنی سالخورده از این سوی جهان به آن سوی رهسپار شود و كسی متعرض او نشود». (بحار الانوار، ج 52، ص 345)

4. در عصر ظهور فقر ریشه كن می‌شود.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ در این باره می‌فرماید: «... زمین گنج‌های خود را بیرون ریخته و آشكار می‌كند، به گونه‌ای كه مردم با چشم خود، آن را می‌بینند و دارندگان زكات سراغ كسی می‌گردند كه نیازمند باشد تا زكاتشان را به او بدهند، ولی كسی یافت نمی‌شود و مردم ـ از فضل و بخشش خداوند ـ از دیگران بی‌نیاز می‌گردند». (بحار الانوار، ج 52، ص 337)

5. قضاوت حضرت همانند قضاوت حضرت داود است.

یعنی حضرت از انسان‌ها دلیل و شاهد نمی‌خواهد و به باطن و طبق واقع حكم می‌كند و امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: «دنیا به پایان نمی‌رسد مگر این كه مردی از ما اهل بیت خروج كند و به شیوه داود ـ علیه السّلام ـ حكم نموده و از مردم بیّنه نمی‌خواهد».

6. شورشی علیه دولت حضرت پای نمی‌گیرد.

امام باقر ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «هیچ چیز نیست مگر مطیع یاران مهدی (عج) است، حتی حیوانات وحشی در زمین، و پرندگان وحشی در هوا، همه خشنودی یاران قائم (عج) را می‌خواهند، تا آن جا كه بخشی از زمین به بخشی دیگر افتخار نموده و می‌گوید: امروز یكی از یاران قائم (عج) از من عبور كرد.»

7. حضرت مهدی (عج) از ارتشی قدرتمند برخوردار است.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «آن روز كه لوط پیامبر ـ علیه السّلام ـ گفت: ای كاش قدرتی می‌داشتم، یا به پناهگاهی محكم دست می‌یافتم، تمنایی جز قدرت قائم ـ علیه السّلام ـ نداشت. او در آن خواهش از توان فوق العاده اصحاب مهدی (عج) یاد نمود، زیرا هر مرد آنان، قدرت چهل مرد را داراست. شمشیرها را باز نخواهند داشت تا آن كه خدا را خشنود كنند».

آن چه كه ذكر شد بعضی از امكانات و ویژگی‌های حكومت جهانی حضرت است و امام زمان (عج) با تكیه بر قدرت خدای توانا و چنین امكاناتی نظم عالم گیر را برقرار می‌كنند، زیرا از حكومتی كه رهبرش مهدی فاطمه (عج) و كارگزارانش حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ و مالك اشتر و... و اخلاق و معنویت مردم جامعه‌اش رشد یافته باشند و فقر ریشه كن و امنیت در درجه اعلا و قضاوت دستگاه قضائیه مطابق با حق و واقع باشد جز باران نظم و فراگیر شدن قانون و تن به مقررات دادن انتظار نمی‌رود.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 - 18:43 |


دلنوشته ی یک منتظِر

دلنوشته ی یک منتظِر

انتظار

سال‌هاست كه در انتظار بهاریم و چشم به راه شكفتن شكوفه‌ی نرگس. سال‌هاست كه به امید آمدنش چشم بر آسمان دوخته‌ایم و دل منتظر داریم و نه چشم و دل، كه ذره ذره‌ی وجودمان فریاد «العجل» دارد و ندای «ادركنی» سینه می‌سوزد و نوای «این بقیه الله» [1] می‌خواند. قلب به ناله‌ی «الغوث» می‌تپد و دست، از آسمان دعا فرو نمی‌افتد.

قدم اگر پیش می‌رود، به امید زمینه‌سازی ظهور اوست و زبان اگر كلامی می‌راند، به خیال رضایت اوست و عقل كه سرمست نام خوش اوست، راه عشق در پیش گرفته و دنیا را فدای تار موی دوست می‌خواهد.

انتظار تو نه تنها ما را، كه جهان را در تب و تاب هجر سوخته است. صبح‌ها طلوع خورشید آغازگر عهدی تازه با توست. عهدی كه هر صبح در هر روز بودنمان دوباره و صدباره با تو می‌بندیم و بیعت با تو را تازه می‌كنیم [2] تا هر روز شیرینی این بیعت با حلاوت را دوباره حس كنیم و این امید هر روز در ما زنده شود كه تو می‌آیی، هر چند دیر، در روزهای دور، اما می‌آیی و ما هر روز به اشك تو را می‌خوانیم.

ای زنده‌ترین روح حیات! ای شاداب‌ترین بهار هستی! ای شیرین‌ترین گشایش دنیا! آیا یاوری هست تا به همراهی اش در فراقت ناله و زاری سر دهم؟ [3] آیا چشم گریانی هست تا یار شیون او باشم؟ [4] این اشك‌ها دانه‌های خواهشمند و نشانه‌های نیاز و این فریاد «ادركنی» ناله‌ی كسی است كه در گرداب غفلت اسیر است و یاری تو را می‌طلبد.

بیا، بیا ای چشمه ی سار هستی! ای جویبار معرفت! ای باران خوبی! بیا كه در قدمت جان و مال و فرزند و همه‌ی هستی‌ام را فدا كنم. [5] بیا كه به اشك چشم در قدمت مروارید خیر مقدم بپاشم. بیا ای همه‌ی خوبی‌ها! هستی‌ام و مادر و پدرم به فدای قدمت. [6]

این انتظار توست كه ما را در برابر این دشمن پر زرق و برق نگه دار است و اگر نبود امید آمدنت، هزار باره در گرداب هلاكت او غرق بودیم. گشایش كار ما در همین انتظار آمدن توست. آن روز كه بهاری شویم و سبز، آن روز كه آسمان دلمان آبی باشد، آن روز نسیم انتظار تو بر دلمان وزیده است

كاش می‌آمدی و ما آماده‌ی آمدنت می‌شدیم. كاش بوی بهار در هوا می‌پیچید.كاش پا جای پای تو می‌نهادیم و در منش تو سیر می‌كردیم. [7] كاش خدا یاری‌مان كند از سستی و تنبلی دست برداریم و راه بهار را به خانه‌ی دلمان بگشاییم. كاش خدا لطفی كند و تو بیایی.گاهی با همه ی انتظاری كه دل‌هامان را شرحه شرحه كرده است، این دنیای پرفریب صدرنگ چشممان را به خویش می‌خواند و دستمان را به خود می‌آلاید یا راه نفوذی به دلمان می‌یابد و ما را در پی خویش فرا می‌خواند و شیطان نیز كه برای همین فریب مهلت گرفته است، در این میان سر از پا نمی‌شناسد.

این انتظار توست كه ما را در برابر این دشمن پر زرق و برق نگه دار است و اگر نبود امید آمدنت، هزار باره در گرداب هلاكت او غرق بودیم. گشایش كار ما در همین انتظار آمدن توست. [8] آن روز كه بهاری شویم و سبز، آن روز كه آسمان دلمان آبی باشد، آن روز نسیم انتظار تو بر دلمان وزیده است.

به خدا كه همین امید آمدنت، حیات جاری در وجود ماست.زندگی سخت است. آسمان تنگ دست و زمین تنگ دل گشته است. و ما اگر در كوران جهالت‌ها و غفلت‌ها با همه‌ی سختی‌های زندگی زنده مانده‌ایم، به همین نسیم حیات است.كی می‌شود كه بیایی و لب‌های عطشناك زنده بودنمان را به زلال هستی جاری‌ات، سیراب كنی؟ كی می‌شود كه بیایی تا آسمان هم ببارد و زمین به یمن قدومت گشاده و زنده گردد و قلب‌های مرده‌ی ما نیز روح تازه بیابد؟ [9]

بیا ای همه‌ی هستی فدای قدمت! بیا كه صبر به پایان رسید و عطش فزونی یافت.

 

پی نوشت:

[1] مفاتیح الجنان، ص 883.

[2] همان، ص 889:«اللهم انی اجدد له فی هذا الیوم و فی كل یوم عهداو و عقدا و بیعه فی رقبتی».

[3] همان،ص 886:«هل من معین فاطیل معه العویل و البكاء».

[4] همان،ص 886:«هل من جزوع فاساعد جزعه».

[5] همان، ص 884: «لك الوفاء و الحمی» و ص 869: «فابذل نفسی و مالی و ولدی و اهلی و جمیع ماخولنی ربی بین یدیك».

[6] همان،ص 884:«بابی انت و امی و نفسی».

[7] همان، ص 905:«واجعلنی ممن یقتص اثاركم و یسلك سبیلكم».

[8] مفاتیح الجنان،ص 221:«و ضاقت الارض و منعت السماء».

[9] مفاتیح الجنان،ص 973:«احی به القلوب المینه».

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | دوشنبه یکم مهر 1392 - 14:0 |


مهمترین وظیفه مان را میدانی؟

مهمترین وظیفه مان را میدانی؟

اولین و مهمترین وظیفه‏اى كه هر شیعه منتظر بر عهده دارد كسب معرفت نسبت به وجود مقدس امام و حجت زمان خویش است. این موضوع تا بدان درجه از اهمیت قرار دارد كه در روایات بسیارى كه به طریق شیعه و اهل سنّت از پیامبر گرامى اسلام، صلّى‏اللّه‏علیه‏وآله، و ائمه معصومین، علیهم السلام، نقل شده، آمده است:

هر كس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به ‏مرگ جاهلى مرده است.

در روایت دیگرى كه مرحوم كلینى از امام محمد باقر، علیه‏السلام، نقل مى‏كند آمده است:

هر كس در حالى كه امامى نداشته باشد بمیرد، مردنش مردن جاهلیت است و هر آنكه در حال شناختن امامش بمیرد پیش‏افتادن و یا تأخیر این امر [دولت آل محمد، علیهم‏السّلام] او را زیان نرساند و هر كس بمیرد در حالى كه امامش را شناخته همچون كسى است كه در خیمه قائم[علیه‏السّلام] با آن حضرت باشد.(1)

توجه به مفاد دعاهایى كه خواندن آنها در عصر غیبت مورد تأكید قرار گرفته است، نیز ما را به اهمیت موضوع شناخت حجت خدا رهنمون مى‏سازد؛ چنانكه در یكى از دعاهاى معروف و معتبرى كه شیخ صدوق آن را در كتاب كمال‏الدین نقل كرده، مى‏خوانیم:(2)

بار الها! خودت را به من بشناسان كه اگر خودت را به من نشناسانى پیغمبرت را نخواهم شناخت. بارالها! پیغمبرت را به من بشناسان كه اگر پیغمبرت را به من نشناسانى حجت تو را نخواهم شناخت. بارالها! حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجتت را به من نشناسانى از دینم گمراه مى‏گردم. خداوندا! مرا به مرگ جاهلیت نمیران و دلم را [از حق] پس از آنكه هدایتم فرمودى منحرف مگردان...

امام صادق، علیه‏السلام، در مورد كمترین حد معرفت امام مى‏فرماید:

كمترین حد معرفت به امام آن است كه [بدانى] امام مساوى با پیامبر، صلّى‏اللَّه‏علیه‏وآله، است مگر در درجه نبوت. امام، وارث پیامبر است و همانا اطاعت از او اطاعت از خدا و رسول خداست و باید در هر امرى تسلیم او بود و به سخن و فرمان او عمل كرد...(3)

مۆلف كتاب ارزشمند مكیال‏المكارم مراد و مقصود از "معرفت امام" را، كه در روایت‏هاى یاد شده بر آنها تأكید شده است، چنین توضیح مى‏دهند:(4)

محبت به خاندان پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله و از جمله حضرت مهدى (عج الله تعالی فرجه الشریف) یكى از وظایفى است كه متوجه همه مسلمانان است و اختصاص به شیعیان ندارد. از این رو، شافعى رئیس مذهب شافعى مى گوید: «اگر محبت آل محمد رفض و خروج از دین است، همه جن و انس شهادت دهند كه من رافضیم»

بدون تردید مقصود از شناختى كه امامان ما - كه درودها و سلام‏هاى خداوند برایشان باد - تحصیل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرموده‏اند، این است كه ما آن حضرت را آنچنانكه هست بشناسیم؛ به گونه‏اى كه این شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهه‏هاى ملحدان و مایه نجاتمان از اعمال گمراه كننده مدعیان دروغین باشد، و این چنین شناختى جز به دو امر حاصل نمى‏گردد: اول، شناختن شخص امام، علیه‏السّلام، به نام و نسب، و دوم، شناخت صفات و ویژگى‏هاى او و به دست آوردن این دو شناخت از اهم واجبات است.

البته امر دومى كه در كلام یادشده بدان اشاره شده، در عصر ما از اهمیت بیشترى برخوردار بوده و در واقع این نوع شناخت است كه مى‏تواند در زندگى فردى و اجتماعى منتظران منشأ اثر و تحول باشد؛ زیرا اگر كسى بحقیقت به صفات و ویژگى‏هاى امام عصر، علیه‏السّلام، و نقش و جایگاه آن حضرت در عالم هستى و فقر و نیاز خود نسبت به او واقف شود، هرگز از یاد و نام آن حضرت غافل نمى‏شود.(5)

امام زمان
بركات محبت و شناخت حضرت حجت

محبت به امام زمان، در حقیقت محبت به ذوى القربى است كه به تعبیر قرآن مزد رسالت است آنجا كه مى فرماید: «قُل لا أَسئَلُكُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربى»(شورى: 23) بگو از شما پاداشى نمى خواهم مگر محبت به خویشاوندانم. روایات زیادى در ذیل آیه مذكور از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله نقل شده كه نشان مى دهد منظور از «قربى» اهل بیت و نزدیكان و خاصان پیامبرند.(6)

 بنابراین، محبت به خاندان پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله و از جمله حضرت مهدى(عج الله تعالی فرجه الشریف) یكى از وظایفى است كه متوجه همه مسلمانان است و اختصاص به شیعیان ندارد. از این رو، شافعى رئیس مذهب شافعى مى گوید:

«اگر محبت آل محمد رفض و خروج از دین است، همه جن و انس شهادت دهند كه من رافضیم.» (7)

علاوه بر این، محبت به هل بیت شرط قبولى اعمال است. پیامبر اسلام مى فرمایند: اگر كسى خدا را در میان صفا و مروه هزار سال و سپس هزار سال و از آن پس هزار سال عبادت كند، تا همچون مشك كهنه شود اما محبت ما را نداشته باشد خداوند او را به صورت در آتش مى افكند. (8)

مرحوم كلینى از امام محمد باقر، علیه‏السلام، نقل مى‏كند: هر كس در حالى كه امامى نداشته باشد بمیرد، مردنش مردن جاهلیت است و هر آنكه در حال شناختن امامش بمیرد پیش‏افتادن و یا تأخیر این امر [دولت آل محمد، علیهم‏السّلام] او را زیان نرساند و هر كس بمیرد در حالى كه امامش را شناخته همچون كسى است كه در خیمه قائم [علیه‏السّلام] با آن حضرت باشد

در زیارت جامعه مى‌خوانیم: «من احبكم فقد احب الله» كسى كه شما خاندان پیامبرصلى الله علیه وآله را دوست داشته باشد، خدا او را دوست مى‌دارد. در مورد اثر شناخت حضرت مهدى(عج) نیز باید گفت: با شناخت آن حضرت، شناخت خداوند میسر مى‌شود، راه معرفت خداوند، معرفت حجت خدا است. از امام حسین علیه‌السلام سۆال كردند معرفت و شناخت خداوند چیست؟ حضرت فرمود: «این كه مردم هر عصر امام زمان(عج) خود را كه اطاعتش بر آنان واجب است، بشناسند.(9)

در روایت دیگر، امام محمدباقرعلیه السلام مى فرمایند: «بنا عبدالله و بنا عرف الله » به وسیله ما اهل بیت علیهم السلام خداوند پرستش مى شود و به وسیله ما شناخته مى شود. (10) آنچه موجب نجات آدمى است معرفت امام امت است كه در دعاى معروف مى خوانیم: «اللهم عرفنى حجتك، فانك الا لم تعرفنى حجتك ظلمت عن دینى » خدایا حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجت خود را به من نشناسانى، از دین خود گمراه مى شوم. (11)

 

پى نوشت ها:

1. الكلینى، محمدبن‏یعقوب، همان، ج1، ص371، ح5.

ص512.16 2. الصدوق، ابوجعفرمحمدبن‏على‏بن‏الحسین، همان، ج2

3.البحرانى، السیدهاشم الحسینى، البرهان فى تفسیر القرآن، ج2، ص34، ح3.

4.الموسوى الاصفهانى، میرزامحمدتقى، همان، ج2، ص107.

5.الكلینى، محمدبن‏یعقوب، همان، ج1، ص194، ح1.

6و 7و 8. تفسیر نمونه، ج 20، ص 410 / ص 417 / 412

9. علل الشرایع، ص 9

10. مرآة العقول، ج 2، ص 121

11. منتخب الاثر، ص 635


لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | دوشنبه یکم مهر 1392 - 13:58 |


منتظر راستین در فساد محیط حل نمى‌شود!
انتظار

امیر المۆمنین (علیه السلام) فرمود: (منتظر فرج باشید و از رحمت خدا ناامید نشوید، به درستى که بهترین عمل نزد خداوند عزوجل انتظار فرج است). (بحار الانوار، ج 52، ص 123)

فواید انتظار برای فرد منتظر

بعضى از نا آگاهان چنین پنداشته اند که انتظار مهدى (عجل الله فرجه)، ممکن است سبب رکود وعقب ماندگى، یا فرار از زیر بار مسئولیت ها و تسلیم در برابر ظلم و ستم گردد. چرا که اعتقاد به این ظهور بزرک مفهومش قطع امید از اصلاح جهان قبل از او وحتى کمک کردن به گسترش ظلم و فساد است تا زمینه ظهور آن حضرت فراهم گردد! در صورتى که چنین نیست و انتظار این ظهور بزرگ آثار و برکات بسیار سازنده اى دارد، که در ذیل به چند نمونه اشاره مى کنیم:

سازندگی فردی

یکی از کارکردهای مهم انتظار، «خودسازی» است؛ آموزه ای که در اسلام، بر آن بسیار تأکید شده است و فلسفه ی ارسال رسولان و نازل شدن کتاب های آسمانی بر آن بوده که نخست، فرد به سازندگیِ خویش بپردازد و صفت های ناپسند را از خود دور سازد و زنگارهای گونه گونی که بر قلب می نشیند، بزداید. چنان که قرآن وظیفه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را همین تهذیب ذکر می کند: (یزکّیهم و یعلّمهم الکتابَ و الحکمة).  (جمعه، آیه 2)

 

خدا پرستی

گام نخست برای فرد منتظر در مسیرِ خودسازی، «خدا پرستی» و اجتناب از شیطان پرستی است. توحید و یکتاپرستی و مبارزه با شیطان است که انتظار را معنا می بخشد و همه ی حرکت های انسان را به سمت و سوی واحدی سوق می دهد.

 

خود یاری‌هاى اجتماعى

منتظران راستین در عین حال وظیفه دارند تنها به خویش نپردازند، بلکه مراقب حال یکدیگر باشند، و علاوه بر اصلاح خویش در اصلاح دیگران نیز بکوشند، زیرا برنامه عظیم و سنگینى که انتظارش را مى کشند یک برنامه فردى نیست، برنامه اى است که تمام عنصر انقلاب باید در آن شرکت جویند، باید کار به صورت دسته جمعى و همگانى باشد، کوشش ها وتلاش ها باید هماهنگ گردد، و عمق و وسعت این هماهنگى باید به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد که انتظار آن را دارند.

پرهیزگاری

پرهیزگاری، ملاک و معیاری است که همه ی رفتارهای آدمی را با آن می سنجند و قوه ای است که آدمی با ایجاد آن، تمام اعمال خویش را جهت دار و پرمعنا می سازد. جای گاه تقوا و پرهیزگاری در آموزه های دینی، چنان رفیع و پرعظمت است که تقرّب و ارجمندی آدمیان در نزد خدا، با آن سنجیده می شود: (إنّ أکرمَکُم عند الله أتقاکُم). (حجرات، آیه 13)

 

اخلاق نیکو

کارکرد مهمی که می توان از «انتظار» توقع داشت، آراستنِ فردِ منتظر به اخلاق پسندیده و حُسنِ معاشرت با مردم است. بی شک منتظرانِ واقعیِ حضرت، وی را همچون پیامبر گرامی اسلام صل الله علیه و آله، تلاش گری بزرگ در جهت تکمیل مکارمِ اخلاق می دانند و اساساً ظهور او را برای همین منظور، لازم می دانند؛ یعنی برای اصلاحِ زشتی های اخلاقی و پلیدی های اجتماعی. از این رو، خود باید به بهترین اخلاق آراسته باشند.

 

مهرورزی

انسانِ منتظری که خود و هستی را شناخته و با این شناخت، «خدا» را دریافته است به او عشق می ورزد و با همین ویژگی، عاشق همه ی موجودات او نیز می شود: «عاشقم برهمه عالم که همه عالم از اوست».

این محبت و مهرورزی باید به بندگان ویژه خدا بیشتر باشد و هر مۆمنی به دلیل ویژگی های فطری خود باید بکوشد با عمل به واجبات و ترک محرمات و نیز دیگر وسیله ها، زمینه های محبت، به اهل بیت را فراهم آورد، امام زمان عجل الله تعالی فرجه می فرماید: «فیعمل کلُّ امرء منکم بما یقرب به من محبتنا». (بحارالانوار، ج 53، ص 175)

زهد
زهد ورزی

سالک با زهد ورزی، مقامات سلوک را چالاکانه می پیماید و به قله های رفیع معنویت، دست می یازد. همه ی سالکانی که در این مسیر گام نهاده اند، ملاک و معیار مهم را «زهد» دانسته اند.

 

منتظران راستین در فساد محیط حل نمى شوند

اثر مهم دیگرى که انتظار مهدى دارد حل نشدن در مفاسد محیط و عدم تسلیم در برابر آلودگی‌ها است.

توضیح اینکه هنگامى که فساد فراگیر مى شود و اکثریت یا جمع کثیرى را به آلودگى مى کشاند، گاهى افراد پاک در یک بن بست سخت روانى قرار مى گیرند، گاهى آنها فکر مى کنند که کار از کار گذشته و دیگر امیدى به اصلاح نیست، وتلاش و کوشش براى پاک نگاه داشتن خویش بیهوده است، این نومیدى و یأس ممکن است آنها را تدریجا به سوى فساد و همرنگى با محیط بکشاند و نتوانند خود را به صورت یک اقلیت صالح در برابر اکثریت ناسالم حفظ کنند و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوایى بدانند!

تنها چیزى که مى تواند در آنان روح (امید) بدمد، وبه مقاومت وخویشتن دارى دعوت کند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به اصلاح نهایى است، تنها در این صورت است که آنها دست از تلاش و کوشش براى حفظ پاکى خویش واصلاح دیگران برنخواهند داشت.

 

انتظار فرج چه فضیلتى دارد؟

در روایات اسلامى فضیلت و ثواب بسیارى براى منتظران آن امام منتظر (عجل الله فرجه) بیان شده است.

ما در اینجا به چند نمونه اکتفا مى کنیم:

1- جعفر بن ابى دلف مى گوید: شنیدم حضرت امام رضا (علیه السلام) مى فرمود: (همانا امام بعد از من پسرم على است، امر او امر من، گفته اش گفته من و اطاعتش اطاعت از من است و امام بعد از او، پسرش حسن است، امر او امر پدرش، و گفته او گفته پدرش و اطاعت او اطاعت از پدرش مى باشد). سپس ساکت شد. عرض کردم: اى فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن (علیه السلام) کیست؟ پس آن حضرت به شدت گریست، سپس فرمود: (البته بعد از حسن پسرش آن که قائم به حق و مورد انتظار است، مى باشد).

گفتم: اى فرزند رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) چرا (قائم) نامیده شده است؟ فرمود: (چون که او به خیزد، پس از آن که یادش مرده باشد وبیشتر معتقدان به امامتش برگشته باشند). گفتم: چرا (منتظر) نامیده شده است؟ فرمود: (زیرا او را غیبتى است که روزهاى بسیار و مدتى طولانى دارد، پس مخلصان منتظر خروجش باشند و اهل تردید انکارش کنند، وجاهلان یاد او را به استهزا گیرند، و وقت گذاران در آن دروغگو شوند، و عجله کنندگان در آن هلاک گردند، و تسلیم شوندگان در آن نجات یابند). (کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق، ص 378)

2- کسى از امام صادق (علیه السلام) پرسید: چه مى گویید درباره شخصى که داراى ولایت پیشوایان است وانتظار ظهور حضرت حق را مى کشد ودر این حال از دنیا مى رود؟

امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: (او همانند کسى است که با رهبر این انقلاب در خیمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد - سپس اندکى سکوت کرد - وفرمود: مانند کسى است که با پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در مبارزاتش همراه بوده است). (اثبات الهداه، شیخ حر عاملى،ج 7، ص 40)

3- فیض بن مختار از امام صادق (علیه السلام) روایت کند که فرمود: (هر کس از شما بمیرد، در حالى که منتظر این امر (ظهور مهدى) باشد، همانند کسى است که با حضرت قائم (علیه السلام) در خیمه اش بوده باشد). سپس چند لحظه اى درنگ کرده وآنگاه فرمود: (نه، بلکه مانند کسى است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند). سپس فرمود: (نه به خدا، همچون کسى است که در رکاب رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) شهید شده باشد). (بحار الانوار، ج 52، ص 126)

4- امیر المۆمنین (علیه السلام) فرمود: (منتظر فرج باشید واز رحمت خدا نا امید نشوید، به درستى که بهترین عمل نزد خداوند عز وجل انتظار فرج است). (بحار الانوار، ج 52، ص 123)


منابع:

یكصد پرسش وپاسخ پیرامون امام زمان ـ علیرضا رجالى تهرانى

سایت تعلیمات اسلامی واشنگتن

سایت راسخون

بحار الانوار، ج 52

اثبات الهداه، شیخ حر عاملى،ج 7

کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | جمعه بیست و نهم شهریور 1392 - 16:10 |


از مهدویت و آخر الزمان چه می دانید؟

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «زمانی بر امت من می آید كه در آن زمان درون های مردم پلید می شود ولی ظاهرشان به طمع مال و دنیا آراسته می گردد؛ به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند، كارشان ریا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نیاید و خداوند آن ها را به عذابی فراگیرد دچار سازد. آن ها چون غریق خداوند را می خوانند ولی خداوند دعایشان را مستجاب نمی كند.» (كافی، ج8، ص 306)

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: هر کس از شما که در بستر خویش بمیرد، در حالی که به طور شایسته معرفت خدا و پیامبر و اهل بیتش علیهم السلام را داشته باشد، شهید از دنیا رفته و اجر و پاداش او بر خداست و ثواب اعمال شایسته ای را که قصد انجام آن را داشته است می برد، و نیتش جانشین ضربات شمشیرش قرار می گیرد.

در این مقاله با برخی راهها و نتایج شناخت امام زمان علیه السلام آشنا خواهیم شد:

ما برای شناخت حضرت ولی عصر (عج) چهار راه معرفی می كنیم:

الف. قرآن كریم: قرآن كریم تجلّی ذات باری تعالی بر نبی مكرّم اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ است. برخی از آیات قرآن ظهور در مسأله مهدویت داشته و مباحث پایان و آینده جهان را بررسی می كنند و برخی دیگر از آیات با عنایت به روایات به تأویل برده شده است.

به عنوان نمونه یک آیه را ذكر می كنیم:

«ما در «زبور» بعد از ذكر «تورات» نوشتیم، سرانجام، بندگان شایسته من، وارث و حاكم زمین خواهد شد» (انبیا، 105)

امام باقر ـ علیه السلام ـ در تأویل و تغییر این آیه شریفه فرموده است: «این بندگان شایسته كه وارثان زمین گردند، حضرت مهدی (عج) و اصحاب او در آخر الزمان هستند.» (مجمع البیان، ج 7، ص 66)

ب. سنت: روایات گسترده ای از منابع حدیثی امامیه همانند كمال الدین و تاج النعمه (شیخ صدوق)، الغیبة (طوسی)، الغیبه (نعمانی)، اصول كافی (كلینی) و... به مسأله مهدویت پرداخته و مباحث آن را شناسانده اند، و در كتابهای حدیثی اهل سنت نیز روایات نبوی متعددی در مورد مسأله مهدویت ذكر شده است كه در ذیل به عنوان نمونه چند روایت ذكر می شود:

حضرت مهدی (عج) در صحیفه فاطمة زهرا ـ سلام الله علیها ـ : جابر می گوید: روزی بر فاطمه ـ سلام الله علیها ـ وارد شدم، صحیفه ای را در دست مبارك او دیدم كه اسم پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ و تمامی اسامی ائمه دوازده گانه ـ علیهم السلام ـ در آن ثبت شده بود. و جابر همه آن اسامی را ذكر كرده كه از جمله اسم مبارك حضرت مهدی (عج) در این روایت این چنین آمده است: «ابا القاسم، م، ح، د بن الحسن و هو حجة الله تعالی علی خلقه و امّه جاریه و اسمها «نرجس».

جابر می گوید: روزی بر فاطمه ـ سلام الله علیها ـ وارد شدم، صحیفه ای را در دست مبارك او دیدم كه اسم پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ و تمامی اسامی ائمه دوازده گانه ـ علیهم السلام ـ در آن ثبت شده بود. و جابر همه آن اسامی را ذكر كرده كه از جمله اسم مبارك حضرت مهدی (عج) در این روایت این چنین آمده است: «ابا القاسم، م، ح، د بن الحسن و هو حجة الله تعالی علی خلقه و امّه جاریه و اسمها «نرجس»

ج. عرفان: عرفان راه دیگری برای شناخت امام زمان (عج) است. عرفای اسلامی كه اصحاب كشف و شهودند مسأله مهدی موعود را مطرح كرده و برعظمت مقام آن تأكید نموده اند. آنان این مطلب را در قالبهای شعر و نثر به دیگران رسانده اند. و در عرفان این موضوع را در حقایق مسلم دین و وقایع حتمی جهان می دانند. از آن حضرت به قطب زمان، ولی دوران و خاتم اولیاء یاد كرده اند.

ح. حكمت: حكماء و فلاسفه اسلامی نیز به مسأله ولی كامل و خلیفه خدا در زمین توجه داشته و بر مبنای اندیشه خود از آن سخن گفته و آن را شناسانده اند.

 

نتایج شناخت امام علیه السلام:

هر کس که هر عملی را مرتکب شود، نتایج آن را نیز خواهد دید، پس برای شناخت امام معصوم علیه السلام نیز نتایج و اثراتی است که می توان از روایات گوناگون آنها را استخراج نمود (در اینجا سعی شده که به مهم ترین آنها بسنده شود) از آن جمله اینکه:

پل صراط

1- شناخت امام علیه السلام مجوزی برای گذشتن از صراط و رفتن به بهشت است

امام صادق علیه السلام می فرماید: ابن کوا، نزد امیرالمۆمنین علیه السلام آمد و گفت: ای امیرالمۆمنین (آیه 46 سوره اعراف) بر اعراف مردانی باشند که همه کس را از رخسارشان بشناسند، یعنی چه؟ فرمود: مائیم اعراف که یاران خود را به رخسارشان بشناسیم، و مائیم اعراف که خدای عزوجل جز از طریق معرفت ما شناخته نشود و مائیم اعراف که خدا ما را در روز قیامت بر روی صراط معرفت قرار دهد، پس داخل بهشت نشود مگر کسی که ما او را بشناسیم و او ما را نشناسد و به دوزخ نرود جز آنکه ما او را ناشناس دانیم،...( اصول کافی، ج1، ص 261 ـ 260)

از این روایت نتیجه می گیریم که: 1- معرفت خدا از طریق معرفت ائمه علیهم السلام خواهد بود. 2- شناخت امام علیه السلام معیاری است جهت عبور از صراط و رفتن به بهشت.

2- شناخت امام، مساوی حکمت است

امام صادق علیه السلام راجع به قول خدای عز و جل (آیه 273 سوره بقره)، به هر که حکمت دادند، خیر بسیاری دادند. فرمود: مراد به حکمت، اطاعت و معرفت امام است.(اصول کافی، ج1، ص 261)

نکات جالب توجه این روایت این است که: 1- معرفت و اطاعت امام، همان حکمت است که اگر به کسی داده شود، خیر فراوانی به او داده شده است. 2- معرفت امام یا حکمت، موجب خیر فراوان است که در این بحث، فواید و نتایج آن (شناخت امام علیه السلام) در دست بررسی است.

3- کار نیکی که بهتر از آن را پاداش می دهند

در سوره نمل آیات (90-89) بیان شده که خداوند می فرماید: «هر که کار نیکی آورد، بهتر از آن را پاداش گیرد و از هراس قیامت ایمن باشد.» و «و هر که کار بدی آورد به رو در دوزخ افتد، مگر ممکن است جز آنچه کرده اید، جزا بینید.»

امام باقر علیه السلام فرمودند که امیرالمۆمنین علی علیه السلام در مورد این آیه به ابوعبدالله جدلی چنین فرمودند که: کار نیک، شناختن ولایت و دوستی ما اهل بیت است و کار بد، انکار ولایت و دشمنی ما اهل بیت.

به فرموده امیرالمۆمنین علیه السلام اجر و پاداش عارفان به شئون والای امام واجب الطاعه، به عهده ی ذات لایزال الهی است، از این عبارت استفاده می شود که شناخت امام زمان، خود عبادتی بلند پایه می باشد که فرشتگان رحمت الهی، وساطت در اجر و پاداش آن ندارند، بلکه خداوند مباشرت در اداء اجر آن خواهد داشت

نکته ای که می توان دریافت کرد، این است که:

1- پاداش شناخت ائمه علیهم السلام و دوستی ایشان چه پاداش عظیمی است.

2- با توجه به اینکه خداوند عادل است و نیز همان طور که در پایان آیه دوم، بیان شده است که «... مگر ممکن است جز آنچه کرده اید، جزا بینید.» به این نتیجه می رسیم که آن پاداش بهتر، که خداوند به آن وعده داده است و در مقابل شناخت ولایت و دوستی اهل بیت پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم می باشد، کاملاً به حق و عادلانه است، که مجددا از این مطلب می توان به اهمیت و جایگاه شناخت ائمه علیهم السلام پی ببریم.

4- کسی که امامش را بشناسد، اگر بمیرد، شهید از دنیا رفته است

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: هر کس از شما که در بستر خویش بمیرد، در حالی که به طور شایسته معرفت خدا و پیامبر و اهل بیتش علیهم السلام را داشته باشد، شهید از دنیا رفته و اجر و پاداش او بر خداست و ثواب اعمال شایسته ای را که قصد انجام آن را داشته است می برد، و نیتش جانشین ضربات شمشیرش قرار می گیرد.

به فرموده امیرالمۆمنین علیه السلام اجر و پاداش عارفان به شئون والای امام واجب الطاعه، به عهده ی ذات لایزال الهی است، از این عبارت استفاده می شود که شناخت امام زمان، خود عبادتی بلند پایه می باشد که فرشتگان رحمت الهی، وساطت در اجر و پاداش آن ندارند، بلکه خداوند مباشرت در اداء اجر آن خواهد داشت.

البته به نوعی نیز می توان از این روایت، اهمیت شناخت امام علیه السلام و نیز عملی که بهتر از آن را پاداش می دهند را نیز دریافت کرد، چرا که عملی را که خداوند بدون واسطه پاداش آن را عطا فرماید، مسلماً عمل مهمی بوده و پاداش آن نیز بهتر از خود عمل است.

مهدویت یعنی چه؟

باور به ظهور شخصی كه جهان را پر از عدل و داد كرده و ریشه های ظلم و ستم را می چیند اختصاص به اسلام نداشته بلكه، شامل ادیان مختلف الهی و آسمانی می شود و در اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشت و... به ظهور این شخص نوید داده شده است.

بنابراین می توان گفت تمامی ادیان به آمدن موعودی مصلح باور دارند كه این موعود در اندیشه زردتشت سوشیاتت، در اندیشه مسیحیت حضرت مسیح و در اسلام حضرت مهدی (عج) است كه قرآن و سنت به آمدن آن بشارت داده اند.

امّا در مورد اینكه مهدویت یعنی چه؟ باید اذعان داشت لغت مهدویت برگرفته از امام مهدی (علیه السلام) است.

"خلاصه و حقیقت مهدویت، منتهی شدن سیر جوامع جهان به سوی جامعه واحد و سعادت عمومی، امنیت و رفاه، تعاون و همكاری، همبستگی همگانی حكومت حق و عدل جهانی، غلبه حق بر باطل، غلبه جنودالله بر جنود شیطان نجات مستضعفان و نابودی مستكبران، و خلافت مۆمنان و شایستگان به رهبری یك ابرمرد الهی است كه موعود انبیاء و ادیان و دوازدهمین اوصیاء و خلفای پیغمبر آخرالزمان است." (لطف الله صافی گلپایگانی، اصالت مهدویت، ج 2)

امّا از آنجا كه نام آن منجی در میان مسلمانان مهدی (عج) است، این اندیشه را اندیشه مهدویت نامیده اند هر چند سایر ادیان به آن اندیشه موعودگرائی و ... می گویند.

به هرحال، مهدویت، یك اندیشه و تفكر برگرفته از كتابهای آسمانی است كه با فطرت و سنن عالم خلقت موافق است.

"خلاصه و حقیقت مهدویت، منتهی شدن سیر جوامع جهان به سوی جامعه واحد و سعادت عمومی، امنیت و رفاه، تعاون و همكاری، همبستگی همگانی حكومت حق و عدل جهانی، غلبه حق بر باطل، غلبه جنودالله بر جنود شیطان نجات مستضعفان و نابودی مستكبران، و خلافت مۆمنان و شایستگان به رهبری یك ابرمرد الهی است كه موعود انبیاء و ادیان و دوازدهمین اوصیاء و خلفای پیغمبر آخرالزمان است"

دوره آخر الزمان یعنی چه؟

به یقین هر آغازی را سرانجامی و هر شروعی را پایانی است جز ذات اقدس خدا كه هم آغاز است و هم انجام، زمان نیز از جمله آفریده شده های خدای تواناست و از این قانون نیز خارج نمی باشد از این رو برگه های پایانی كتاب زندگی را در زمین آخرالزمان می گویند.

قرآن كریم نیز در آیات متعددی به دوران آخرالزمان اشاره كرده است و در معارف ارزشمند اسلامی نیز بارها این واژه آخرالزمان در دو معنای كلی به كار رفته است:

1. مدت زمانی كه با ولادت پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ آغاز می شود و با شروع رستاخیز بزرگ پایان می یابد و از این رو آن پیامبر رحمت را، پیامبر آخرالزمان نیز نامیده اند.

2. مدت زمانی كه با ولادت حضرت مهدی (عج) آغاز می شود و همه اتفاقات عصر غیبت و عصر ظهور را در دل خود دارد و سپس با شروع قیامت پایان پیدا می كند. و اینك نیز از واژه آخرالزمان همین معنا را اراده می كنند و در هین معنا به كار می رود و خود این قسم نیز دارای دو مرحله می باشد:

الف: دوران نخست كه انسان به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی رسیده، فساد اخلاقی و ستم همه جوامع بشری را فرا می گیرد و به تعبیر روایت جهان پر از ظلم و جور می شود.

آخرالزمان

ب: دوران دوم وعده الهی تحقق پیدا می كند و آن منجی اعظم ظهور می كند و حكومتی جهانی تشكیل می دهد و به كفر ستیزی و ظلم ستیزی می پردازد و هستی را از عدالت پر می كند.

امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «خداوند زمین را به دست قائم (عج) از هر ستمی پاك گرداند و از هر ظلمی پاكیزه سازد و میزان عدل را در میان مردم نهد.»

این قطعه از زمان كه آخر الزمان نام گرفته است دارای نشانه هایی است كه به برخی از آنها اشاره می كنیم گفتنی است این خصایص به دوران نخست از عصر آخرالزمان مربوط می شود كه انسان در آن عصر به مراحل پایانی انحطاط اخلاقی و ستم می رسد:

1. روابط سود جویانه و استثماری:

انسان در ارتباط با انسان دیگر، به سود و سرمایه می اندیشد و با همین انگیزه به میدان پیوندهای اجتماعی گام می نهد.

پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمودند: «... در آخر الزمان اقوامی بر مسلمانان سیطره یابند كه تا لب به سخن گشایند آنان را بكشند و اگر لب فرو بندند (خون) ایشان را مباح شمرند تا منابع درآمد آنان (و اموالشان) را ویژه ‌خود سازند...»

امام علی ـ علیه‎ السلام ـ می فرمایند: «و آن زمانی است كه از فتنه ها نجات نمی یابد مگر مۆمنانی كه بی نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند، و اگر غایب گردند، كسی سراغ آن ها را نمی گیرد، آن ها برای سیر كنندگان در شب ظلمانی جامعه ها چراغ های هدایت و نشانه های روشنند، نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز، نه در پی اشاعه فحشایند و نه مردمی سفیه و لغو گو! اینانند كه خداوند درهای رحمتش را به سویشان باز می كند و سختی ها و مشكلاتی را از آن ها برطرف می سازد»

2. گریز از دین:

پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ ویژگی های انسان های این دوران را چنین شمرده است: «زمانی بر مردم خواهد آمد كه دینشان در همهایشان خواهد بود و همتشان شكمشان و قبله هاشان زنانشان، برای طلا و نقره ركوع و سجود به جای می آورند. آن ها همواره در حیرت و مستی خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلمانی اند و نه بر مسلك نصرانی.» (مستدرك الوسایل، ج11، ص 379)

3. دنیا پرستی:

رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «زمانی بر امت من می آید كه در آن زمان درون های مردم پلید می شود ولی ظاهرشان به طمع مال و دنیا آراسته می گردد؛ به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند، كارشان ریا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نیاید و خداوند آن ها را به عذابی فراگیرد دچار سازد. آن ها چون غریق خداوند را می خوانند ولی خداوند دعایشان را مستجاب نمی كند.» (كافی، ج8، ص 306)

4. آزمایشهای بزرگ:

یكی دیگر از ویژگی های آخرالزمان امتحاناتی است كه انسان ها در این دوران پشت سر می گذارند.

امام علی ـ علیه‎ السلام ـ می فرمایند: «و آن زمانی است كه از فتنه ها نجات نمی یابد مگر مۆمنانی كه بی نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند، و اگر غایب گردند، كسی سراغ آن ها را نمی گیرد، آن ها برای سیر كنندگان در شب ظلمانی جامعه ها چراغ های هدایت و نشانه های روشنند، نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز، نه در پی اشاعه فحشایند و نه مردمی سفیه و لغو گو! اینانند كه خداوند درهای رحمتش را به سویشان باز می كند و سختی ها و مشكلاتی را از آن ها برطرف می سازد.» (نهج البلاغه، خطبه 103)

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | شنبه شانزدهم شهریور 1392 - 14:30 |


ساعت قیام امام زمان و نشانه هاى قائم و اصحابش در سوره حج ا
مهدی(عج) روح‌ حج‌ و رمز تمامیت‌ آن‌ است. حج‌ با یاد او طواف‌ دل‌ و بی‌ یاد او طواف‌ گِل‌ است. مکه‌ بی‌ حضور مهدی(عج) بازار عکاظی بیش نیست‌ و کعبه‌ بی‌عطر حضور او بتکده‌ای‌ را می‌ماند که‌ تولیت‌ آن‌ را می‌توان‌ در یک‌ شب‌ نشینی‌ مستانه‌ در ازای‌ مشکی‌ شراب‌ معاوضه‌ کرد.
کاروان‌ سالار قبیلهِ قبله، با حضور هر ساله خود در مراسم‌ پرشکوه‌ حج‌ آن‌ را روحی‌ تازه‌ می‌دمد و با شمیم شهادت خود در منی‌ و عرفات، منتظران‌ را در معرض‌ نسیم‌ رحمت‌خاصهِ الهی‌ قرار می‌دهد و یاد و خاطرهِ آن‌ را بر‌ آنان‌ جاودانه‌ می‌سازد.مگر می شود امت در یک جا اجتماع کنند ولی امام در آنجا حضور نیابد.

او بر اعمال‌ شیعیان‌ خود گواه‌ است و همراه‌ با آنان‌ بر فرج‌ خود که‌ رهایی‌ همهِ اهل‌ آسمان‌ و زمین‌ است، دعا می‌کند. خوشا آنان‌که‌ شهدی‌ از این‌ شمیم‌ شهادت‌ را چشیدند و در نسیم‌ آن‌ روح‌ خود را به‌ طراوت و عروجی‌ رساندند."


باتوجه به اینکه بیش از 130 آیه در قرآن با موضوع مهدویت مرتبط است. برآن شدیم تا درآستانه هفته حج، آیات مهدوی سوره حج را مرور کنیم.
در سوره حج 8 آیه مهدوی (آیات 7- 39- 31- 55- 60- 65- 77- 78) وجود دارد.
وَ أَنَّ السَّاعَهَ آتِیَهٌ لا رَیْبَ فِیها(1)
و اینک رستاخیز (ساعت قیامت) شکى در این نیست. ابى سعید خدرى مى گوید: پیامبر اکرم(ص) فرمود: ساعت قیامت برپا نمى شود مگر اینکه دنیای پر از ظلم و جور را دشمن بگیرد، سپس کسى از اهل بیت من قیام مى کند و دنیا را پر از عدل و داد کند بعد از اینکه پر از ظلم و دشمن شده باشد.(2)
سپس نشانه هاى قائم را بیان مى کند.
پیامبر(ص) فرمود: مهدى از ما اهل بیت(ع) است، داراى پیشانى پهن و بینى کشیده عقابى، عدل و داد را بر زمین مى گستراند همان گونه که از جور و ستم پرشده است تا آخر حدیث. (3)
أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ(4)
به کسانى که بر آنان ستم شده است اجازه نبرد داده شد، و خداوند بر یاریشان تواناست.
امام صادق(ع) در تأویل این آیه شریفه فرمود: این آیه درباره قائم و اصحاب اوست و هنگام قیام، خونب هاى حسین(ع) مى خواهند و گویند: مائیم صاحب اختیاران خون و خونخواهان امام حسین(ع) هستیم. (5) و خداوند متعال به آنان وعده نصر و پیروزى بر کفار و معاندین را داده است.(6)
الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ (7)
و یاران خدا کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را برپا مى دارند و زکات را ادا مى کنند و امر به معروف و نهى از منکر مى نمایند و پایان همه کارها از آن خداست.
ابى جارود از امام باقر(ع) نقل مى کند که فرمود: نزول این آیه در شأن مهدى(عج) و اصحاب اوست، که شرق و غرب زمین را مالک شوند خداوند دین را به وسیله ایشان ظاهر می کند تا آنجا که اثرى از ظلم و بدعت باقى نمى ماند.
از امام صادق(ع) روایت دیگرى همچون این روایت نقل شده است.(8)

وَلَا یَزَالُ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی مِرْیَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِیَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ یَأْتِیَهُمْ عَذَابُ یَوْمٍ عَقِیمٍ(9)
کافران همواره درباره قرآن در شک هستند تا اینکه روز قیامت ناگهان فرارسد، با عذاب روز عقیم (روزى که قادر بر جبران نیستند) به سراغشان بیاید.
زراره بن اعین مى گوید: از امام باقر(ع) درباره (ساعت که ناگهانى مى آید) سئوال کردم حضرت فرمودند: ساعت (قیام) قائم(ع) است که ناگهانى خواهد بود.
ذَلِکَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِیَ عَلَیْهِ لَیَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ (10)
هر کس به همان مقدار که به او ستم شده، مجازات کند، سپس کسى که مورد تعدى قرار گیرد، خدا او را یارى خواهد کرد خداوند بخشنده و آمرزنده است.
از امام صادق(ع) در تفسیر این آیه روایت شده که فرمودند:
هنگامى که رسول خدا(ص) براى رهایى از دست کفار و مشرکین از مکه خارج شدند و به سوى غار رفتند مشرکین حضرت را تعقیب کردند، تا او را بکشند، ولى موفق نشدند.
آنگاه در جنگ بدر درگیرى شدیدى بین پیامبر(ص) و کفار شد و سرانجام "عتبه بن ربیعه" و ((شیبه بن ربیعه)) و ((ولید بن عتبه،) و (( حنظله بن ابى سفیان)) و ابوجهل و عده زیادى از کفار بدست رسول خدا(ص) و اصحاب او به قتل رسیدند.
ولى بعد از وفات رسول خدا(ص) پسر هند دختر عتبه بن ربیعه (معاویه بن ابى سفیان) عقده و کینه خود را اظهار نمود و با اطاعت و پیروى نکردن از امیرالمؤمنین(ع) و جنگ با او و هچنین فرزندش، یزید از روى ظلم و ستم امام حسین(ع) را شهید نمود.
و این دشمنى و کینه دیرینه خود را اظهار نمود و با خواندن این اشعار: (درحالى که سر مقدس امام حسین(ع) مقابل او بود) کینه توزى و دشمنى خود را با اهل بیت بیان نمود:
لیت اشیاخی ببدر شهدوا
وقعه الخزرج من وقع الاسل
لاهلوو استهلوا فرحا
ثم قالوا یا یزید لا تشل
لست من خندق ان لم انتقم
من بنی احمد ما کان فعل
قد قتلنا الاقوم من ساداتهم
و عدلناه ببدر فاعتدل
در پایان این آیه شریفه آمده "لَیَنصُرَنَّهُ اللَّهُ" یعنى:
خداوند متعال او را (پیامبر(ص) خود را) با قائم مهدى که از فرزندان اوست یارى خواهد نمود.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی الْأَرْضِ وَالْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَیُمْسِکُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِیمٌ (11)
آیا ندیده‏اى که خدا آنچه را در زمین است به نفع شما رام گردانید و کشتیها در دریا به فرمان او روانند و آسمان را نگاه مى‏دارد تا [مبادا] بر زمین فرو افتد مگر به اذن خودش [باشد] در حقیقت‏خداوند نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است.

پیامبر(ص) فرمود: امامان بعد از من 12 نفرند اول آنها على بن ابیطالب و آخریشان القائم بالحق (مهدى) است اگرکسى منکر اینها شود، یا منکر یکى از اینها شود منکر من خواهد بود، و به واسطه اینها ( امامان)است که خداوند آسمان را از فرو افتادن بر روى زمین نگه داشته و زمین را حفظ نموده که، به مردم آسیبى نرساند (تمام اینها از سر صدقة 12 معصوم است) سپس آیة فوق تلاوت نمود، "وَیُمْسِکُ السَّمَاء" تا آخر.
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَافْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.

وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکُمْ وَتَکُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاکُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیرُ(12)
ترجمه آیات در متن حدیت آمده است.
در کافى به سند از برید عجلى روایت کرده، که گفت:
به امام ابى جعفر(ع) عرض کردم؟ معناى آیه، "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا" تا آخر آیه، و همچون "و جاهدوا فی الاه حق جهاده" تا آخر آیه چیست؟
امام باقر(ع) فرمود: منظور این آیه، مائیم منتخبان ((اجتباء)) شده و نیز مائیم که خداى تعالى در دین براى ما "حرجى" قرار نداده، "حرج" سختى است شدیدتر از آنچه کلمه "ضیق" افاده مى کند.
در مورد این جمله از آیه شریفه:
"مله ابیکم ابراهیم"، حضرت فرمود: نیز منظور خصوص مائیم "هو سمّاکم المسلمین" خداى عزوجل ما را با آنچه که از ناحیه خداى تبارک و تعالى به ما رسانیده گواه ما کرد. و ما را تا روز قیامت (به آنچه ما به ایشان رساندیم) گواه بر مردم قرار داده است.
پس هر کس روز قیامت را قبول دارد، ما او را تصدیق مى کنیم و هر که منکر قیامت است ما منکر او خواهیم بود.
و در حدیثى دیگر امام باقر(ع) ذیل آیه شریفه فرمود: مراد از کسانى که نماز بپاداشته و زکات می دهند، آل محمد(ع) (که اول آنها امیر المؤمنین على(ع) و آخریشان حضرت قائم(عج) و اصحاب آن بزرگوار مى باشند که خداوند آنها را مالک شرق و غرب عالم مى فرماید و به دست آن حضرت ظلم و ظالم را ریشه کن مى کند و اهل بدعت و باطل را نابود مى سازد و اثرى از ستم باقى نمی گذارد و امر به معروف و نهى از منکر می فرماید و بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص)، عترتش پناه مردم در روى زمین هستند، همانطور که ستارگان در پناه اهل اسمان ها مى باشند، اهل بیت و عترت پیامبر اکرم(ص) امان اهل زمین بوده و اگر یکى از آنها در دنیا نباشد دنیا و اهل دنیا هلاک مى شوند.
 

پی نوشت:
[1] حج آیه7٫
[2] فرائد السمطین ج 2 ص 216٫
[3] همان.
[4] حج آیه 39٫
[5] الف) اثبات الهدی ج 7 ص 104 – ب) غایه المرام ص 742٫
[6] تفسیر صافی ج 3 ص 381٫
[7] حج آیه 41٫
[8] الف) ینابیع الموده ص425 – ب) شواهد التنزیل ج1 ص 400 نزدیک به همین مضمون تقریبا – ج) تفسیر فوات بن ابراهیم کوفی ص 274٫
[9]حج55٫
10- حج60٫
11- حج 65٫
12- حج، 77-


لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | یکشنبه دهم شهریور 1392 - 22:45 |


عصر ظهور عقل ها !

عصر ظهور عقل ها !

ظهور
مقدمه

از جمله مسائلی که به صورت بارز در زمان ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) به وجود می آید رشد و توسعه و تکامل عقول فطری مردم است که بواسطه ی ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) خداوند متعال زمینه را برای شکوفایی عقول فطری جامعه ی بشری فراهم می آورد. در همین راستا فهم دقیق «شکوفایی عقل فطری بشریت» می تواند آینده ی تاریخ را به نحو صحیحی در مقابل دیدگان منتظران حقیقی دولتش ترسیم نماید!

سخن مبارک امام هادی (علیه السلام)

ابو یوسف یعقوب بن اسحاق اهوازی مشهور به «ابن سکیّت» از خواص اصحاب امام جواد (علیه السلام) و امام هادی(علیه السلام) فردی بسیار جلیل القدر و دانشمند بود و در زمان خود پرچمدار ادبیات عرب از لغت و شعر و نحو و منطق به شمار می رفت. وی از امام هادی(علیه السلام) پرسید:

علت اختصاص هر پیامبری به معجزه ای مخصوص چیست؟ موسی بن عمران با عصا و ید بیضاء، عیسی بن مریم با علم طب و شفای کور مادرزاد و احیای مردگان و اختصاص پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) به قرآن.

حضرت هادی(علیه السلام) فرمودند: معجزه ی هر پیامبری با شرایط روز خود متناسب است تا بتواند بر همگان حجت و دلیل و راهنما باشد. در عصر موسی بن عمران جادو و سحر غلبه داشت و موسی بن عمران(علیه السلام) با انداختن عصا بساط جادوگران را بر هم ریخت و قرآن کریم این صحنه پرشور و هیجان را ترسیم فرموده است. (اعراف/ 121- 118) امام (علیه السلام) سپس فرمودند: در عصر حضرت عیسی(علیه السلام) بیماری های فلج و زمین گیر شیوع داشت و حضرت مسیح(علیه السلام) در راستای طب و علاج و درمان بیماران از قوانین عادی و متعارف فراتر رفت و پای را به آن سوی افق گذارد، کور مادرزاد را شفا داد و مردگان را زنده نمود. امّا پیامبر اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) «كانَ الغالِبُ على أهلِ عَصرِهِ الخُطَبَ والكَلامَ فأتاهُم مِن عِندِ اللّه مِن مَواعِظِهِ وحِكَمِهِ ما أبطَلَ بهِ قَولَهُم، وأثبَتَ بهِ الحُجَّةَ علَیهِم» غالب در عصر رسول اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) خطبه و کلام بوده است پس از جانب خداوند متعال پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) برایشان مواعظ و حکمتی آورد که با آن ها باطل شوند.

نکته ی کلیدی بیان امام هادی(علیه السلام) در سوال ابن سکیّت این است که پرسید: فما الحجة علی الخلق الیوم؛ بنابراین امروز حجت خدا بر مردم چیست؟

امام عصر(عج) یک کار اساسی که می کند همان شکوفایی عقل هاست که بر آن اساس همگی او را پیروی کرده و به سوی کمال حقیقی حرکت می کنند!

پاسخ امام هادی (علیه السلام)

امام فرمودند: «العقل یعرف به الصادق علی الله فیصدقه و الکاذب علی الله فیکذبه ... »

عقل که راه صحیح  را از غلط جدا می کند و صراط مستقیم الهی را از پرتگاه ها و جاده های هولناک باز می شناسد و راه صحیح را تأیید و راه غلط را رد می نماید. این عقل فطری برای انسان حجت خدا و راهگشاست.

 

عاقل کیست؟

امّا به راستی عقلی که امروز حجت خدا بر مردم است چیست و عاقل که چنین وصفی را داراست، کیست؟ در روایتی شریف امیرالمومنین(علیه السلام) عقل و عاقل را تعریف فرموده اند. از آن حضرت(علیه السلام) پرسیدند: «صف لنا العاقل، فقال: هو الّذی یضع الشیء مواضعه. ثم قیل له: صف لنا الجاهل، فقال قد فعلت؛ عاقل کسی است که جایگاه و منزلت هر چیز را می شناسد و آن را در جای خودش می نهد و در نتیجه نادان کسی است که راه را گم کرده است، غلط می فهمد و غلط عمل می کند

 

عصر ظهور و عاقل ها!

بر اساس روایات شریفه در زمان ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) عقول بشری به حد بلوغ و کمال می رسد: «اذا قام قائمنا وضع الله یده علی رووس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به أحلامهم»؛ هنگامی که قائم (عجل الله تعالی فرجه شریف)، ظهور کند خداوند دستش را بر روی سرهای بندگان قرار می دهد پس به این طریق عقل های آن ها جمع می شود و آرامش خاطر برای ایشان به کمال می رسد.

بنابراین روایت شریف و برخی روایات دیگر با این مضامین، عصر ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه شریف) زمانه ی رشد و تکامل و شکوفایی عقل بشری است. حال با توجه به تعریف عقل از بیان نورانی امیرالمومنین(علیه السلام) معلوم می شود که در عصر ظهور حضرت مهدی (عج) بشریت به جایگاه و منزلت هر چیز پی می برد و آنها را در جای خودش قرار می دهد و به این ترتیب بر اساس فرموده ی امام هادی (علیه السلام) حجت خدا بر مردم همان عقل های شکوفایشان خواهد بود که به راحتی حق و باطل را از هم تشخیص می دهند و به دنبال امام حق حرکت می نمایند.

بر اساس روایات شریفه در زمان ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) عقول بشری به حد بلوغ و کمال می رسد: «اذا قام قائمنا وضع الله یده علی رووس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به أحلامهم»؛ هنگامی که قائم (عجل الله تعالی فرجه شریف)، ظهور کند خداوند دستش را بر روی سرهای بندگان قرار می دهد پس به این طریق عقل های آن ها جمع می شود و آرامش خاطر برای ایشان به کمال می رسد

قیام عقلی!

بنابراین قیام امام زمان(عج) قیام عقلی و فرهنگی است و پیروزی ایشان نیز از همین رهگذر است. از طرف دیگر از مجموع بیانات نورانی حضرات معصومین (علیهم السلام) معلوم می شود که عقل در انسان موهبتی الهی است که همان راهگشای انسان به سوی سعادت ابدی و حقیقی است و همان است که بر اساس آن آدمی به امام حق گرایش پیدا می کند. پس امام عصر(عج) یک کار اساسی که می کند همان شکوفایی عقل هاست که بر آن اساس همگی او را پیروی کرده و به سوی کمال حقیقی حرکت می کنند!

 

نتیجه گیری

بر اساس آنچه گذشت برای هدایت بشریت در هر زمانی بایستی ابزار متناسب با آن زمان را در دست داشت، آنچنان که پیامبران الهی با معجزات خویش بشریت را هدایت نمودند. پس از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) حجت خدا بر مردم و سبب هدایت ایشان «عقل» است که گوهری شریف است که قدر و منزلت هر چیز را می داند و هر چیز را در جایگاه خود قرار می دهد. امام عصر(عج) در هنگام ظهور همین حجت خدا بر مردم یعنی عقل ها را مورد بهره برداری قرار می دهد و آن ها را شکوفا می کند؛ یعنی انسان ها را به طوری قرار می دهد که پرده های غفلت از برابر عقل هایشان کنار رود و ایشان قدر و منزلت هر چیز را به خوبی بدانند و بتوانند حق و باطل را تشخیص دهند. آن گاه خود مردمند که به دنبال امام حق مسیر تکامل حقیقی را طی خواهند کرد و به سعادت ابدی الهی خواهند رسید!


منابع و مآخذ:

1- خطامان- آیت الله امامی کاشانی

2- نهج البلاغه- شرح علامه جعفری (ره)- حکمت ها

3- اصول کافی- شیخ کلینی (ره)

4- عصاره ی خلقت- آیت الله جوادی آملی

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | دوشنبه چهارم شهریور 1392 - 14:27 |


چند وظیفه مهم !

چند وظیفه مهم !

امام زمان

گر چه حفظ وجود مبارك آن بزرگوار به اراده و مشیت الهى بستگى دارد ولی دعا كردن براى سلامتى آن حضرت ضامن برقرارى و استحكام پیوند معنوى انسان با حجت خداست و مایه سلامتى خود فرد و دفع ناگوارى ها و شداید خواهد بود.

در این مقاله به چند وظیفه مهم شیعیان در مقابل امام زمان علیه السلام اشاره کرده و آنها را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم:

كسب رضایت امام عصر (عج)

رسالت اصلى شیعیان در عصر غیبت آن است كه تلاش كنند عملى را بر خلاف رضاى امام عصر (عج) انجام ندهند و پیوسته رفتار و سلوكى مورد تأیید و رضایت آن حضرت داشته باشند، زیرا خشنودى آن امام همام چیزى جز رضاى ذات اقدس الهى نیست و رضاى خداوند در عمل به فرمان ها و احكام نورانى اسلام است.

امام مهدى(عج) در این رابطه مى فرماید: «فَلیَعمَل لِكلِّ امرئ مِنْكُم ما یُقرَّبُ بهِ مِن مَحَبَّتِنا و لْیَجتَنِبْ عمَّا یُدنیه مِنْ كِراهَتِنا و سَخَطِنا»; هر یك از شما باید به آن چه كه به وسیله آن به دوستى ما نزدیك مى شود عمل كند و از آن چه كه موجب ناخشنودى و غضب ما مى شود پرهیز نماید.

 

‌ارجاع مردم به امام زمان (علیه السلام)

صِرف اینكه انسان به یاد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و متوسل به اوست و در هر صبح و شام او را زیارت می كند كافی نیست، بلكه تكلیف دیگری هست كه (البته این تكلیف عمدتاً متوجه روحانیت و رهبران دینی و متدینان صاحب نفوذ در جامعه است) باید سعی كرد تا جامعه را جامعه امام زمانی (علیه السلام) قرار داد و مردم را متوجه امام زمان كرد .

اگر می خواهیم امام هر چه زودتر ظهور كند و ما از یاران و دوستان او باشیم باید خود را از هر جهت بسازیم و یك انسان خود ساخته و عبد صالح خدا باشیم و گرنه نه تنها نمی توانیم از یاوران و اصحاب امام زمان باشیم بلكه ممكن است از دشمنان او بشمار آمده و زیر پرچم مخالفان در آییم و از قهر امام در امان نمانیم

در ایام تبلیغ محرم و صفر و ماه رمضان و در هر فرصت متناسب از امام عصر (علیه السلام) سخن به میان آورد و بخشی از منبر و وعظ و خطابه خود را به آن حضرت اختصاص داد و مردم را نسبت به اصل وجود او و عظمت و جلال و جمال او گاه ساخت .

دستور توسل به آن حضرت را به مردم آموخت و مردم را نسبت به آن امام همام امیدوار كرد . همچنین شبهات را در مورد وجود آن حضرت برطرف نمود و در مورد طول عمر آن حضرت و غیبت و فواید وجودی او، در عین اینكه در پرده غیبت است، سخن گفت و ابهامات را بر طرف نمود تا همه افراد شیعه نسبت به امام گاهی پیدا كرده و مبلغ او شوند .

در این راه یك بسیج عمومی لازم است كه همه اهل سخن و قلم یكصدا شوند ، همنوا شوند و به مردم بفهمانند كه ما بی صاحب نیستیم تا جامعه ، یكپارچه جامعه امام زمانی شود ،نه آنكه تنها دعای ندبه بخوانند ، آنهم پس از مدتی در اثر گرایشهای نابجا مورد طعن دیگران قرار گیرند.

یا یك روحانی و واعظ در میلاد آن حضرت به چند جمله یا داستان اكتفا نماید ، بلكه باید كاری كرد كه زن و مرد شیعه دائم به فكر امامشان بوده و مبلغ او باشند و درهر حادثه قبل از هر كسی به یاد امام زمان بیفتند و از او كمك بخواهند، نه آنكه پس از آنكه نزد همه اطبا رفته و تمام اموالشان را در این راه تباه كردند و پاسخ منفی و مأیوس كننده شنیدند، تازه به یاد مسجد جمكران و امام زمان بیفتند. ما باید مردم را به گونه ای بسازیم كه در تمام زمینه ها نخست به یاد امام زمان افتاده، سپس با توسل به آن حضرت به طبیب مراجعه كنند و دارو مصرف نمایند، نه آنكه نخست به دارو پناه ببرند، نگاه به امام زمان (علیه السلام) مراجعه نمایند .

امام زمان

البته ما منكر اسباب و علل طبیعی نیستیم و نمی خواهیم بگوییم هر كه بیمار شد، و با اینكه مثلاُ نیاز به عمل جراحی دارد به دكتر مراجعه نكند، و فقط به امام زمان متوسل شود، بلكه می گوئیم نخست توسل برای اینكه امام عصر عنایتی بفرماید كه طبیب درست مرض را تشخیص دهد و داروی مناسب تحویز نماید و عمل جراحی موفقیت میز باشد.

به هر حال، دارو از طبیب، ولی شفا از خدا با وساطت امام عصر (علیه السلام) است .

 

احترام به منتسبین به امام زمان (علیه السلام)

از جمله وظایف ما منتظران در مقابل امام زمان علیه السلام این است كه كسانی را كه منتسب به امام عصر (علیه السلام) هستند محترم شمرده و نسبت به آنها بخاطر امام زمان احترام خاصی قائل باشیم ، حال آن شخص نسبت جسمانی به امام زمان داشته باشد ، مانند سادات و یا نسبت روحانی، مانند علما و فقها كه نماینده او هستند و طلاب علوم دینی كه سربازان آن حضرتند و مۆمنان كه در بین مردم معروف به امام زمانی بوده و واقعاً علاقه مند به آن حضرت اند . چرا كه احترام به آنان بخاطر آن حضرت ، احترام به امام زمان علیه السلام است .

در این راه یك بسیج عمومی لازم است كه همه اهل سخن و قلم یكصدا شوند ، همنوا شوند و به مردم بفهمانند كه ما بی صاحب نیستیم تا جامعه ، یكپارچه جامعه امام زمانی شود ،نه آنكه تنها دعای ندبه بخوانند ، آنهم پس از مدتی در اثر گرایشهای نابجا مورد طعن دیگران قرار گیرند

‌‌خودسازی

شیعه در طول غیبت كبری به انتظار نشسته كه كی یوسف گم گشته باز ید و غم هجران یعقوبی آنها به سرور وصال مبدل شود و عزت از دست رفته باز گردد . همه امید شیعه این است كه روزی در زیر پرچم امام عصر به جهاد علیه دشمنان خدا و دین پرداخته و از جمله یاران امام و شهداء در ركاب حضرت باشد.

می دانیم كه این مقامات با آلودگی و پلیدی سازگار نیست و از سوی دیگر چون آمدن امام معلوم نیست و ممكن است ناگهان صدای دلربای او طنین انداز شود، پس شیعه منتظر باید در تمام ابعاد زندگی خودسازی كند، هم در بعد عقیده و هم در بعد نفسانیات و اخلاق و هم در بعد عمل، چرا كه نه شخص فاسد العقیده در حریم امام راه دارد و نه شخص فاسد الاخلاق و نه انسان لوده به گناه .

بنابراین اگر می خواهیم امام هر چه زودتر ظهور كند و ما از یاران و دوستان او باشیم باید خود را از هر جهت بسازیم و یك انسان خود ساخته و عبد صالح خدا باشیم و گرنه نه تنها نمی توانیم از یاوران و اصحاب امام زمان باشیم بلكه ممكن است از دشمنان او بشمار آمده و زیر پرچم مخالفان در آییم و از قهر امام در امان نمانیم.

چنانكه خیلی ها قبل از انقلاب دم از دوستی با امام خمینی (ره) را می‌زدند، ولی وقتی كه امام آمد نه تنها با امام خمینی همكاری نكردند، بلكه نتوانستند قوانین اسلامی او را تحمل كنند و در ردیف مخالفان قرار گرفتند.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | دوشنبه چهارم شهریور 1392 - 14:26 |


خدا کند که بیاید مسافری که نیامد

 خدا کند که بیاید مسافری که نیامد

                                    وکوچه کوچه بنازم به عابری که نیامد

دوباره مثل گذشته تمام فاصله ها را

                                     غزل غزل بنویسم به شاعری که نیامد

همیشه غربت اینجا فقط نصیب دلم شد

                                    شریک غربت من کو مهاجری که نیامد

شکست بغض غرورم درانتظار عزیزی


                                      دعا کنیم که بیاید مسافری که نیامد...


آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به این نوشته بگویید «داستان»

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر
باران بیار و باز بباران از آسمان

اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو!
آقا اجازه! ما که نه در این و نه در آن!

«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»
یا زیر دستهای نجیب تو در امان!

آقا اجازه!............................
.......................................!

باشد! صبور می شوم اما تو لااقل
دستی برای من بده از دورها تکان...

آقا اجازه! خسته‌ام از این همه فریب
از های و هوی مردم این شهر نانجیب


آقا اجازه! پنجره‌ها سنگ گشته‌اند
دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب

آقا اجازه! باز به من طعنه می‌زنند
عاشق ندیده‌های پر از نفرت رقیب

«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می‌کنند
«فرهاد»های کینه پرست پر از فریب

آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود
«آدم» نمی‌شویم! بیا: ماجرای «سیب»!

باشد! سکوت می‌کنم اما خودت ببین ... !
آقا اجازه! منتظرند اینهمه غریب ....

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | یکشنبه سوم شهریور 1392 - 11:25 |


طواف گرد کعبه مقصود، یادآور طواف مهدی یاوران به مقصود کعبه ا
سرزمین مکه از دیرباز شاهد حاکمیت دو قطب متضاد شرک و توحید، بت پرستی و خداپرستی، ائمه ایمان و کفر، ولایت و نفاق بوده است و گویا این تقابل نور و ظلمت تا ظهور دولت مهدوی همچنان ادامه خواهد داشت و در این بین، کعبه به عنوان محوریت امتحانات الهی همواره بین دولت های حق و باطل دست به دست شده است.
مکه و کعبه یادآور ظهور خداپرستی و آغاز ظهور رسالت خاتم الانبیاء و ولایت خاتم الاوصیاء و نقطه آغازین قیام آخرین ذخیره الهی "قائم، آل محمد (ص)" است. توجه به اصل مهدی باوری و مهدی یاوری و یادآوری ظهور و فَرَج حضرت صاحب الأمر(ع) در رکن حجرالأسود و تجمع یاران خاص آن حضرت در این مکان، نویدبخش تحقق پیروزی حق مطلق و حکومت جهانی مهدوی است.
از سوئی باب کعبه و رکن حجر سیر تاریخی بعثت رسولان الهی، قیام جهانی امام عصر(ع) و لحظه های شیرین آدینه موعود و جمعه ظهور را تداعی می نماید؛
همچنان که امام باقر(ع) درباره قیام امام زمان(ع) در کنار کعبه می فرمایند:
"و القائِم یَومَئذٍ بمَکّه و قَد أسنَدَ ظَهرَهُ إلی البَیتِ الحرام مُستَجیراً فَیُنادی یا ایّها النّاس! أنا نَستَنصِرُ اللهَ وَ مَن أجابَنا مِنَ الناسِ فأنّا أهل بیتِ نَبیّکُم مُحمّدٍ و نَحنُ أولی الناسِ بِاللهِ و بِمُحمَّدٍ(ص)، فَمَن حاجَّنی فی آدَمَ فَأنا أولی الناسِ بآدَمَ وَ مَن حاجَّنی فی نوحٍ فَأنا أولی النّاس بِنُوحٍ وَ من حاجَّنی فی ابراهیم فَأنا اُولی النّاس بِابراهیمَ وَ مَن حاجَّنی فی محمّدٍ فَأنا أولی النّاس بَمحمّدٍ وَ مَن حاجَّنی بالنَّبییّن فأنا أولی النّاس بالنّبییّن، ألَیس الله یَقُولُ فی مُحکَم کتابِهِ: «إنَّ اللهَ اصطَفی آدَمَ و نوحاً و آلَ ابراهیمَ و آل عمران علی العالمین* ذُرّیهً بَعضُها مِن بَعضٍ و اللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ» فَأنا بقیهٌ مِن آدَمَ و ذَخیرَهٌ مِن نوحٍ و مُصطَفی مِن ابراهیم وَ صَفوهٌ مِن مُحمَدٍ صلّی الله علیهم أجمعین..."(1)
"در آن روز قائم(ع)، در مکّه به خانه خدا تکیه زده و بدان پناهنده می شود و ندا می دهد: ای مردم! من از خدا برایتان یاری می طلبم، هر کس از مردمان که ما را اجابت کند پس (بداند که) ما اهل بیت پیامبرتان محمد(ص) هستیم و ما سزاوارترین مردم به خدا و محمد(ص) هستیم، هر کس درباره آدم بر من احتجاج کند (بداند) من سزاوارترین مردم به آدمم و هر کس درباره نوح بر من احتجاج کند، (بداند) من سزاوارترین مردم به نوح هستم و هرکس درباره ابراهیم بر من احتجاج کند (بداند) من سزاوارترین مردم به ابراهیم هستم و هر کس درباره محمد(ص) بر من احتجاج کند (بداند) من سزاوارترین مردم نسبت به محمد(ص) هستم، و هر کس درباره ی پیامبران بر من احتجاج کند، (بداند) من سزاوارترین مردم نسبت به پیامبران هستم، آیا خداوند در کتاب محکمش نفرموده است: "خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید* فرزندانی که برخی از برخی دیگرند و خداوند شنوا و داناست." پس من باقیمانده ای از (نسل) آدم و ذخیره ای از نوح و برگزیده ای از ابراهیم و منتخبی از (آل) محمد هستم که درود خداوند بر همگی آنان باد.)
و از سوئی لحظه آغازین قیام حضرت و بیعت 313 نفر از یاوران امام را تداعی می کند.
پیامبر (ص) فرمودند: (یُبایع الرَّجُلَ بین الرُّکن و المقامِ عِدَّهُ أهل البَدرِ...)(2)
"گروهی که تعدادشان به اندازه جنگجویان بدر (313) است بین رکن حجرالأسود و مقام ابراهیم با مردمی (الهی) بیعت می کنند."
و از سوی سوم، باب کعبه یادآور وجه الله حقیقی، و باب الله انسانی حضرت بقیه الله(عج) است، چنانچه در دعای ندبه می خوانیم:
اَین بابُ الله الّذی منه یُؤتی
این وَجه الله الّذی إلیه یتوجَّهُ الأولیاء
همچنان که طواف به گرد کعبه مقصود، یادآور طواف مهدی یاوران به مقصود کعبه است، ما باید با تقویت مهدی باوری در خود و دیگران، در عمل نیز مهدی یاوری را تمرین کنیم و منتظر امام قائم خود باشیم.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | جمعه یکم شهریور 1392 - 22:43 |


همه او را می خواهند!

همه او را می خواهند!

انتظار
مقدمه

فطرت بخش مهم و اساسی وجود همه ی انسان هاست. چه نسبت به آن آگاه باشند و چه از آن غفلت یابند! ندای فطرت درونی همه ی آدم ها می تواند یک کلید طلایی برای نیاز انسان به مصلح جهانی و امام و راهنما را در دستان او قرار دهد! چگونگی دلالت فطرت بر وجود امام و مصلح جهانی موضوعی است که با درک و فهم آن می توان قدم های بلندی را در جهت امام شناسی برداشت!

 

گرایش به مصلح جهانی فطری است!

انسان به حکم عقل و به مقتضای ضمیر باطنی خود یعنی جان فطرت درونی خویش همواره در جستجوی امنیت و عدالت است. این مطلب به راحتی قابل اثبات است! زیرا بر اساس علوم زیستی نیروی حیات در همه ی موجودات وجود دارد. این نیرو همواره موجودات را بر آن می دارد تا حیات خویش را ادامه دهند و از این رو همه ی موجودات به طور زیستی با موانع حیات خود به مقابله بر می خیزند!

 

امنیت و عدالت سبط حیات بشری!

بشریت به حکم عقل و فطرت می‌یابد که بی عدالتی و عدم وجود امنیت کافی و لازم در همه ی زمینه ها از بزرگ ترین موانع حیات و تکامل اوست از این رو به مقتضای ادراک خویش به دنبال برقراری امنیت و عدالت برای حیات خویش است!

 

آخرالزمان و عدالت خواهی!

از جمله ویژگی های اساسی که در آخرالزمان رخ می دهد و روایات بسیاری آن را تأیید می کند آن است که بشریت به جایی می رسد که می بیند همه ی تئوری پردازی هایش برای استقرار امنیت و عدالت برای ارتقای حیات دچار خدشه شده و با شکست مواجه می گردد!

بن بست نظریه های بشری در زمینه عدالت و امنیت و حیات برتر برای بشریت به معنای آن است که انسان ها براساس همان ندای فطری خویش و نیازمندی به عدالت و امنیت، به دنبال مصلحی جهانی و عدالت گستری حقیقی می گردند. بنابراین اگر بگوییم گرایش ذاتی انسان به امنیت و عدالت او را به دنبال پیشوایی عادل و مصلحی جهانی می کشاند، سخن حقّی بر زبان رانده ایم!

گرایش به مصلح جهانی براساس گرایش ذاتی و فطری به امنیت و عدالت، گرایشی فطری است و امام با ظهور خود فطرت آدمی را شکوفا می کند و عقل ها را رشد می دهد. پس برای سعادت حقیقی آدمی بایستی عقل فطری اش را به راهنمایی و هدایت امام (عجل الله تعالی فرجه شریف) شکوفا نماید!

گرایش به امن و عدل جهانی!

بنابراین با گرایش ذاتی انسان به استقرار امنیت و عدالت در سراسر جهان، ایمان به وجود پیشوا و رهبر به عنوان مصلحی شایسته و الهی امری فطری است. امّا شناسایی شخص این مصلح و نشانه ها و تعیین مصداق و هویّت او البته مستلزم رجوع به منابع معتبر دینی و تاریخی است. پس باید اذعان نمود که گرایش به موعود مصلح گرایشی فطری است و لذا در همه ی انسان ها وجود دارد!

 

امام فطرت را شکوفا می کند!

فطرت به امام گرایش دارد یعنی امام می تواند فطرت آدمی را بیدار کند و آن را شکوفا نماید! به عبارت دیگر امام انسان ها را متوجه فطرت خداجوی خود می کند که با رو آمدن گرایش های فطری در انسان راه تکامل توسط او پیموده خواهد شد. تکامل عقل فطری در عصر ظهور (عجل الله تعالی فرجه شریف) از جمله برکات ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) و ویژگی مختص جامعه ی بشریت در زمان ظهور است. در حدیثی شریف و معتبر از ابی جعفر (علیه السلام) نقل شده است که: «اذا قام قائمنا وضع یده علی رووس العباد مجمع به عقولهم و اکمل به اخلاقهم؛ هنگامی که قائم (عجل الله تعالی فرجه شریف) ما قیام کند دستش را بر سرهای بندگان می کشد پس به این ترتیب عقل های ایشان جمع می شود و اخلاق شان تکامل می یابد.» بر اساس این روایت شریف و روایاتی نظیر آن، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) با ظهور خود زمینه ی بیداری بشر و بلوغ خرد و درک جامعه را فراهم می آورد که در نتیجه رفتار نیک و اخلاق پسندیده در اجتماع بشری رخ می نماید. بنابر این گرایش ها فطری در بشریت با ظهور امام (عجل الله تعالی فرجه شریف) در مسیر صحیح خود به جریان می افتد و انسان را به سوی کمال راهنمایی می نماید.

از جمله ویژگی های اساسی که در آخرالزمان رخ می دهد و روایات بسیاری آن را تأیید می کند آن است که بشریت به جایی می رسد که می بیند همه ی تئوری پردازی هایش برای استقرار امنیت و عدالت برای ارتقای حیات دچار خدشه شده و با شکست مواجه می گردد!

فطرت و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف)

براساس آنچه گفته شد گرایش به امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) به عنوان مصلحی عدالت گستر گرایشی برخاسته از فطرت و عقل سلیم آدمی است که با ظهور موعود (عجل الله تعالی فرجه شریف) گرایش های فطری آدمی در مسیر صحیح می افتد و عقل فطری انسان شکوفا می شود. از این دو مطلب که در یک راستا هستند و هر دو به رابطه ی فطرت و امام (عجل الله تعالی فرجه شریف) اشاره دارند می توان این مطلب را استفاده نمود که برای تکامل و سعادت حقیقی امام راهنمای فطری است که عقل راه هدایت می کند و با تکامل عقل انسان به سعادت حقیقی می رسد و امام خود کسی است که عقل کامل است!

 

نتیجه گیری

گرایش به مصلح جهانی براساس گرایش ذاتی و فطری به امنیت و عدالت، گرایشی فطری است و امام با ظهور خود فطرت آدمی را شکوفا می کند و عقل ها را رشد می دهد. پس برای سعادت حقیقی آدمی بایستی عقل فطری اش را به راهنمایی و هدایت امام (عجل الله تعالی فرجه شریف) شکوفا نماید!

منابع و مآخذ:

1- فطرت- شهید مطهری (ره)

2- خط امان- آیت الله امامی کاشانی- ج1

3- امام عصر (عجل الله تعالی فرجه شریف) عصاره ی خلقت- آیت الله جوادی آملی

4- موعود شناسی- سلسله بحث های حجة الاسلام پناهیان

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | جمعه یکم شهریور 1392 - 12:6 |


امام زمان از یاران خود چه پیمانی می‌گیرد؟

وظیفه اصلی منتظران ظهور امام زمان(عج) در انتظار ظهور حضرت صاحب‌الزمان(عج) دوگونه است: یکی انتظار اعتقادی و شعاری و دیگری انتظار عملی و فراهم کردن زمینه ظهور آن حضرت.آنچه که مهم‌تر و ماموریت اصلی منتظران ظهور است، انتظار عملی و زمینه‌سازی برای برپایی حکومت عدل جهانی، در ظهور حضرت مهدی(عج) است.علی‌ بن محمد از محمدبن ‌علی بن‌ ابراهیم و او از عبدالله بن صالح نقل می‌کند که گفت: "امام زمان(عج) را در کنار حجرالاسود مشاهده کردم که مردم همگی جذب نورانیت وجود او شده بودند، در حالی که ایشان را نمی‌شناختند، چنین مجذوب بودند".

در حالی که حضرت صاحب‌الزمان(عج) می‌فرمود: "ما بهذا امروا"؛‌ "به این کار امر نشده‌اند"، کنایه از اینکه شیعیان به کارهای عملی، جهت فراهم کردن زمینه ظهور آن حضرت مأمور هستند و باید همه به دنبال آن کار بروند و صرف ایستادن و به گفتن کافی نیست. (فرهنگ سخنان حضرت مهدی(عج)، محمد دشتی(ره) ص72، به نقل از اصول کافی، ج 1، ص 331)

 

شرایط بیعت یاران خاص با امام زمان(عج)

حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) درخطبه معروف به "خطبةالبیان" که در بصره ایراد فرمودند، در بیان علائم و نشانه‌های ظهور امام زمان(عج) و نیز وقایع هنگام و بعد از ظهور آن حضرت، مطالبی فرمود که در بخشی از آن آمده است:پس از آن‌که حضرت صاحب‌الزمان(عج) در ابتدای ظهور، یاران خاص خویش، یعنی همان 313نفر را مورد آزمایش قرار می‌دهد و آنان را در طلب آن حضرت از مکه به مدینه، 3 بار رفت و آمد می‌کنند، آن بزرگوار بین صفا و مروه بر آنان ظاهر می‌شود و خطاب به آنان می‌فرمایند: "انی لست قاصعاً امراً حتی تبایعونی علی ثلاثة خصلةٍ تلزمکم لا تغیّرون منها شیئاً و لکم علیّ ثمان خصالٍ فقالوا: سمعنا و اطعنا فاذکر لنا ما انت ذاکره، یا ابن رسول الله!"؛

"هیچ برنامه روشنی برای شما ارائه نمی‌دهم،‌ مگر این که با من هم‌پیمان شوید که سی خصلت را همواره مراعات کنید و هرگز هیچ یک از آنها را تغییر ندهید و رها نکنید، در برابر پیمانی که شما با من می‌بندید، من هم با شما پیمان می‌بندم، هشت خصلت را همواره مدنظر داشته باشم".آنان عرض می‌کنند: ‌ما گوش به فرمان و مطیع هستیم، ای پسر پیامبر خدا! هر شرطی که می‌خواهی مطرح فرما، پس از آن که یاران اعلان آمادگی کردند، حضرت صاحب الزمان(عج)، به طرف کوه صفا حرکت می‌کند و آنان نیز همراه آن حضرت حرکت می‌کنند، در آنجا امام زمان(عج) خطاب به آنان می‌فرماید: "اما آن 30 نکته‌ای که باید منشور هم‌پیمانی شما با من باشد، مواردی است که در ذیل می‌آید:

1.هرگز از اطاعت من سرپیچی نکنید و از هیچ یک از اصول توافقات عقب نشینی نکنید.

2. هرگز دست به دزدی نزنید.

3.هرگز به زناکاری آلوده نگردید.

4. هرگز فعل حرام انجام ندهید.

5. هرگز به فحشا و فساد گرایش نداشته باشید.

6.به ناحق هیچ کس را نزنید.

7. به زراندوزی و جمع کردن طلا مبادرت نکنید.

8.به جمع کردن نقره مشغول نشوید.

9. گندم را احتکار نکنید.

10. هرگز جو را احتکار نکنید.

11. هیچ مسجدی را خراب نکنید.

12. هرگز شهادت باطل ندهید.

13. هرگز از مومنین بدگویی نکنید.

14. هرگز ربا نخورید.

15.   در سختی‌ها بردبار باشید.

16. بر هیچ خداپرستی لعنت نفرستید.

17. هرگز شراب نخورید.

18. هرگز لباس زربافت (بافته شده از تاروپود طلا) نپوشید.

19. هرگز پارچه ابریشمی را به روی خود نیندازند.

20. لباسی که از دیباج «پارچه ابریشمی رنگ شده» دوخته شده است را نپوشید.

21.  دشمن شکست خورده در حال فرار را تعقیب نکنید و نکشید.

22. هیچ خون ناحقی را نریزید.

23. با هیچ مسلمانی به حیله و نیرنگ برخورد نکنید.

24. حتی بر کفار هم تجاوز و ستم نکنید.

25.با منافقان به تجاوز و ستم برخورد نکنید.

26. هرگز لباس دوخته شده از ابریشم بر تن نکنید.

27.در زندگی ساده‌زیست باشید و خاک، فرش زندگی شما باشد.

28. از فساد و فحشا همواره بیزاری بجویید.

29. امر به معروف را سرلوحه زندگی خویش قرار دهید.

30.همواره نهی از منکر کنید.

هرگاه شما نسبت به این 30 مورد ذکر شده با من پیمان بستید، این حق را خواهید داشت که من هم در مورد هشت چیز با شما پیمان بسپارم:

1.متعهد می‌شوم، شما دوستان خاص من باشید و دیگران را بر شما ترجیح ندهم.

2.لباس‌هایی را که می‌پوشم، مانند لباس‌های شما باشد.

3.غذا و خوراکم مانند غذای شما باشد.

4. مرکب سواری من همطراز مرکب شما باشد.

5.در همه حال و هر زمان با شما باشم.

6.همواره همراه با شما حرکت کنم.

7. در زندگی به مقدار کم راضی باشم.

8. زمین پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد کنم.

پس همگان، خدا را آن گونه که شایسته است، عبادت می‌کنیم، من به عهدم با شما وفا می‌کنم و شما هم به عهدتان با من وفادار بمانید."

حال آیا ما منتظر واقعی امام عصر(عج) هستیم؟ می‌توانیم با توجه به این تعهدات خود را بیازماییم.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | جمعه بیست و پنجم مرداد 1392 - 11:35 |


درس هایی نهفته در دعای عهد

علامه مجلسی در کتابی فضیلت خواندن دعا عهد را از امام صادق نقل کرده اند:

هرکس چهل صبح این دعا را بخواند از یاران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد خدا او را از قبر بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد و حق تعالی به هر کلمه آن هزار حسنه به او کرامت فرماید؛ و هزار گناه او را محو می‌کند.

رابطه «گناه» و «فساد»

هر کار نادرست، چه در مقیاس محدود و چه گسترده، عکس العمل نامطلوبى دارد، و یکى از تفسیرهاى آیه «ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النّاسِ» همین است (این رابطه طبیعى «گناه» و «فساد» است).

در فرازهایی از دعای عهد می خوانیم:

فانك قلت و قولك الحق ظهر الفساد فی البر و البحر بما كسبت ایدی الناس فاظهر اللهم لنا ولیك و ...."

ای خدای من!

زیرا تو گفته بودی:

( و تو حق می گوئی)

" به سبب دست آورد مردم، در دریا و خشکی، تباهی پدیدار شده است". 

پس، حال که چنین است، ولی خودت را، برای ما، هویدا ساز،

ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ

به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشكى و دریا نمودار شده است تا [سزاى] بعضى از آنچه را كه كرده‏اند به آنان بچشاند باشد كه بازگردند.

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلُ كَانَ أَكْثَرُهُم مُّشْرِكِینَ

بگو در زمین بگردید و بنگرید فرجام كسانى كه پیشتر بوده [و] بیشترشان مشرك بودند چگونه بوده است.(41 و 42 روم)

سرچشمه فساد، اعمال خود مردم است!

ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاس (به واسطه ی آنچه که مردم کسب کرده اند، فساد در خشکی و دریا آشکار گشته).

نکته ی بسیار مهمی درباره‌ی عبارت بما کسبت أیدی الناس وجود دارد که بالاخره باید بفهمیم که مردم چه چیزی را کسب کرده اند تا به وسیله ی آن در خشکی و دریا، به این مقیاس عظیم فساد تولید کنند تا حدی که آشکار شود؟

در حقیقت این عبارت قسمتی از یک آیه ی قرآن است که ادامه ی آن در دعا نیامده، ادامه ای که بسیار بسیار جالب است. آیه کامل این است:

ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (روم . 41)

به واسطه ی آنچه که مردم کسب کرده اند، فساد در خشکی و دریا آشکار گشته تا خدا هم كیفر بعضى اعمالشان را به آنها بچشاند، باشد كه باز گردند.

از رنسانس به این طرف بشر به یک باره بی خیال ربوبیت خدا میشود و می گوید خدایا هستی یا نیستی من باهات کاری ندارم، من میخوام خودم، خودم را ربوبیت کنم، به هر شکل که به عقل خودم میرسد دلم می خواهد در عالم دخل و تصرف کنم و تغییرو تحول بدم، قوانین زندگی اجتماعی را خودم به میل خودم بنویسم و جهانی را بسازم، زاده ی میل و خواست خودم، با قائده ی کلی لا اکراه فی الدین و قد تبین الرشد من الغی بشر آزاد گذاشته شد برای به فعلیت در آوردن نیاتش در این عالم، البته هر شخص و امت و اجتماعی می توانند هر گونه که خواستند زندگی کنند اما باید بهای این مدل زندگی را هم بپردازند و معنی این قسمت آیه که (کیفر بعضی اعمالشان را می چشاند) هم همین است. اما رفته رفته بشر می فهمد که نمی تواند بدون وحی و هدایت خدا به سعادت حتی دنیایی رسید و اینجاست که (لعلهم یرجعون) یعنی (باشد که باز گردند) رخ می دهد و تشنه و پذیرای امر ظهور می شوند!

گناه

«خدا مى خواهد عکس العمل کارهاى مردم را به آنها نشان دهد، و نتیجه بعضى از اعمالى را که انجام داده اند، به آنها بچشاند، شاید بیدار شوند، و به سوى حق بازگردند»! (لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ).

آیه فوق معنى وسیع و گسترده اى را پیرامون ارتباط «فساد» و «گناه» با یکدیگر بیان مى کند، که نه مخصوص سرزمینی خاص است، و نه عصر و زمانی خاص، بلکه بیان مى کند، هر جا فسادى ظاهر شود، بازتاب اعمال مردم است، و در ضمن، یک هدف تربیتى دارد، تا مردم طعم تلخ نتیجه اعمالشان را بچشند، شاید به خود آیند.

در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: حَیاتُ دَوابِّ الْبَحْرِ بِالْمَطَرِ فَاِذا کَفَّ الْمَطَرُ ظَهَرَ الْفَسادُ فِى الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ، وَ ذلِکَ اِذا کَثُرَتِ الذُّنُوبُ وَ الْمَعاصِى: «زندگى موجودات دریا به وسیله باران است، هنگامى که باران نبارد هم خشکى ها به فساد کشیده مى شود، و هم دریا، و این هنگامى است که گناهان فزونى گیرد»!.

 

درس هایی نهفته در دعای عهد

علاقه به امام زمان (عج) جمعی باشد

در دعای عهد داریم که: «اللَّهمَّ بَلغَ مَولَانَا الاَمامَ المَهدِیَّ القَائِمَ بِاَمرِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ عَلَی آبَائِهِ الطَّاهِرینَ عَن جَمیِعِ المُومِنیِنَ والمَومِنَات»، به امام زمان ابلاغ کن، از طرف چه کسی؟ «عن جمیع» از طرف همه مۆمنین و مۆمنات «عن جمیع المۆمنینَ والمُۆمنات»

امام جهانی باید مریدش هم جهانی فکر کند

وقتی زیارت می رویم بگوییم که این زیارت به نیابت از همه ی مۆمنین و مۆمنات. صدقه می دهیم بگوییم. دفع بلا از همه ی مۆمنین و مۆمنات بشود. نگوییم: خدایا، مۆمنینی که در این مسجد نماز خواندند بیامرز. حالا مۆمنینی که در مسجد دیگر نماز خواندند چه؟ همه را بگو. چرا می گویی: خدایا کسانی که در این هیأت سینه زده اند. چقدر تنگ نظر هستی! چقدر فکر کوچک است. مگر تو منتظر امام بین المللی نیستی؟ امام جهانی باید مریدش هم جهانی فکر کند. کسی که منتظر اصلاح عمومی است، باید خودش هم عمومی فکر کند. خودم و بچه ام و هیأت ام و مسجدم و برایش هیچ فرقی نکند. «عَن جَمیعِ المُۆمِنینَ و المُۆمِنَات».

علاقه به امام زمان (عج) بدون مرز است

این علاقه بدون مرز، از کجای دعای عهد فهمیده می شود؟ این جمله که می گوید: «فِی مشَارقِ الارضِ و مغَاربَها» در مشرق ها و مغرب ها، «وَسَهِلهَا وَجَبَلهَا»

زمین های هموار و کوهستانی، «و برها و بحرها» دریا و خشکی؛ همه، دریا و خشکی. سطحی و کوهستانی، مشرق و مغرب، علاقه بدون مرز است.

 

چه مقدار به امام زمان (عج) صلوات بفرستیم؟

این دعا می گوید که: «و زِنهَ عَرشِ الله و مدادَ کَلمِاتِه» به مقدار وزن عرش خدا و به مقدار کلمات الهی، «و مُنتهَی رِضَاه» به اندازه آخرین درجه ی رضایت او، «وَعَدَدَ مَا احصَاهُ کِتَابُهُ» به عدد آنچه کتاب شمارش کرده، «وَ احَاطَ بِهِ عِلمُه» به عدد علمت.

یعنی مهدی جان!(عج) ای امام زمان (عج) سلام بر تو به عدد وزن عرش، به عدد هر چه که نوشته شده، به عدد هر چه خدا بر آن علم دارد... به تو سلام و درود می فرستم.

اعلام هر روزه علاقه به امام زمان (عج)

می گوید: «اللَّهم أجَدَّدُ لَهُ فِی هَذَا الیَومِ وَ فِی کُلُ یَوم» مهدی جان، امروز و هر روز، «اَجَدَّدُ» یعنی بیعتم را تجدید می کنم.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 - 18:53 |


امان یعنی....

امان یعنی: ترویج مهدویت و دور شدن از خرافه ها و تحکیم اصل اساسی اسلام.

پروین حقمرادی، کرمانشاه

امان یعنی: استفاده از تربیت شدگان متخصص در عرصه مهدویت که جامعه امروز سخت به آن نیازمند است.

ناصر عنایت پور، کرمانشاه

امان، راهی برای شناختن امام عصراست.

****0919649

امان یعنی: فی امان الله از دست جوانان سرکش؛ دست شان را بگیر مهدی جان!

مریم دزپور، تهران

امان یعنی: نهایت عشق به امام خوبی ها، امان یعنی امید به انتظار نشستن...

اسماعیل سالاروند، دورود

امان یعنی: رسیدن امواج پرتلاطم وجودم به ساحل آرامش.

عاطفه نوروززاده

امان یعنی: در پناه امام زمان بودن، یعنی دل را به آقاسپردن

****0913321

امان یعنی: مأمنی برای افزایش ایمان به حجت خدا.

****0913967

امان یعنی: حداقل موقع خواندن امان بیاد امام زمان بودن.

مدینه شجاعی، اهواز

امان یعنی: یاد بگیریم فقط با زبان ادعای انتظار نکنیم؛ با قلب منتظر باشیم و به احترام آقا معصیت نکنیم.

نرگس. ک، گیلان

امان، امنیت از سارقان فرهنگی و بیداری علیه آنهاست...

****0915361

امان همچون کوه امنی است که با تکیه بر آن شمیم یار ما حضرت مهدی(عج) به مشام میرسد.

یک منتظر

امان یعنی تلنگر...!

****0916860

امان، یعنی فرصت انجام واجبات و ترک محرمات تا قلب امام زمان را شاد کردن و منتظر واقعی ماندن.

معصومه فلاح، مشهد

امان یعنی امان از دل زینب که غریبی برادرش را دید و امان از غریبی آقا امام زمان(عج)

سید عباس هاشمی، تهران

امان هدایت می کند به سوی نوری که از پس آن تاریکی دنیا و عقبی معنایی ندارد.

معصومه مولایی، کرمانشاه

امان یعنی... بدانیم در دل امام غریبمان چه می گذرد

یعنی حتی لحظه ای از ایشان غافل نبودن،

همانطور که که او هیچ گاه ما را فراموش نمی کند و یاد ما را از خاطرش نمی برد.

طاهره محمدیان، کرمانشاه

امان یعنی یه سرگرمی مثبت امام زمانی برای اوقات فراغت و رفع خستگی.

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | شنبه نوزدهم مرداد 1392 - 16:33 |


حکمت تعظیم و احترام، هنگام استماع لفظ «قائم»

در حضور امام رضا (علیه السلام) در خراسان کلمه «قائم» ذکر شد، حضرت برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود: «اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه» خداوندا! بر فرجش شتاب کن، و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان" (بحارالانوار / ج 51/ ص 30)

از این روایت می‌توان استحباب ایستادن هنگام برده شدن کلمه «قائم» را استفاده کرد. حتی از این روایت می‌توان استفاده کرد که قیام حضرت رضا به جهت خصوص لفظ قائم نبوده بلکه به احترام نام آن حضرت بوده که در این صورت هر نامی برده شود، ایستادن و دست روی سر نهادن خوب است.

حکمت ایستادن و دست روی سر گذاشتن هنگام شنیدن و بردن نام خاص امام زمان (علیه السلام):

تعظیم و احترام بزرگان، به ویژه پیامبران الهی و پیشوایان والا مقام، یكی از دستورهای اخلاقی است كه قرآن و احادیث اسلامی برضرورت آن تاكید كرده‏اند. قرآن مجید در خصوص احترام به پیامبر بزرگوار اسلام در سوره حجرات مسائلی را بیان فرموده كه مسلمانان وظیفه دارند آن‏ها را رعایت كنند.

در عرب و نیز در میان عقلای عالم رسم است که هر گاه گره ناگشودنی در کار بیافتد به نشانه ناچاری و اضطرار دست خود را بر سر می‌گذارد. معنای این کار در هنگام قرائت دعای فرج این است که دوری و غیبت امام برای ما بسیار دشوار و طاقت فرسا است.

1. به شهادت عالمان شیعه و سنی، امام زمان (علیه السلام) خلیفه خدا در زمین است و در آینده رهبری جهان و وراثت زمین رابه عهده خواهد گرفت. بی تردید رعایت ادب در برابر چنین خلیفه‏ای ضرورت دارد.

2. این نوع احترام از دو امام معصوم نقل شده است:

الف) از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: چرا هنگام شنیدن نام امام زمان (علیه السلام) از جای خود بر می‏خیزیم؟

حضرت فرمود: چون غیبت‏حضرت مهدی (عج) طولانی است. به سبب شدت محبتی كه به دوستانش دارد، هر گاه شخصی او را یاد می‏كند، به او می‏نگرد. سزاوار است‏یاد كننده هنگامی كه مولایش نگاه مهرآمیز بر وی می‏افكند، به جهت احترام و تعظیم، از جای خود برخیزد. پس از جای خود برخیزید و از خدای تبارك و تعالی بخواهید ظهورش را نزدیك سازد.

عالم فرزانه شیعی میرزا حسین نوری می‏نویسد: براساس نقل برخی از دانشمندان، روزی در مجلس امام صادق (علیه السلام) نام مبارك حضرت مهدی (علیه السلام) برده شد و امام صادق (علیه السلام)، به جهت تعظیم و احترام، از جا برخاست. (النجم الثاقب، ص 444)

ب) روزی دعبل خزاعی، شاعر معروف اهل بیت، خدمت امام رضا (علیه السلام) رسید و اشعاری درباره معصومان قرائت كرد. وقتی به ابیات ویژه امام زمان (علیه السلام) رسید، حضرت امام رضا (علیه السلام) بی درنگ دست‏بر سر نهاد; به احترام از جای برخاست و فرمود: ای خزاعی، بدان كه روح القدس این ابیات را بر زبانت جاری ساخته است. بر اساس روایتی دیگر، آن حضرت به دعبل فرمود: خداوند دیدنش را روزی‏ات سازد و با او محشورت گرداند... . (منتخب الاثر، ص 505)

بنابراین، قول و فعل این دو معصوم نشان می‏دهد كه شایسته است پیروان اهل بیت در برابر امام زمان (علیه السلام) احترامی ویژه داشته باشند; دست‏بر سر نهند و در همان حال برای فرج آن حضرت دعا كنند و خویش را برای ظهور امام آماده سازند.

اعلام آمادگی

دستور مستحبی ایستادن و دست بر سر نهادن به هنگام بردن لفظ «قائم» (نه همه اسامی دیگر) شاید کنایه از آن باشد که چون حضرت برای عدل و داد و حکومت جهانی الهی به پا می‌خیزند ما شیعیان هم به احترام آن حضرت و نوعی اعلام آمادگی به هنگام برده شدن نام مبارک آن بزرگ، بر پا ایستاده و رضایت خود را از قیام آن حضرت ابراز می‌داریم وخود را در برابر رهبری ودستورات او مطیع می‌دانیم.

این احترام موجب توجه خاص آن امام به قیام كننده می‏شود. ولی حكمت اجتماعی و اقدامی آن نیز نباید مورد غفلت قرار گیرد. آمادگی افراد، در هر آن، برای قیام‏ و مبارزه و جهاد، در راه تحكیم عدالت جهانی، و حفظ حقوق انسان‏ها واجد اهمیتی به سزاست.

شیعه منتظر - بلكه هر مسلمان - در عصر غیبت، باید همواره دارای چنین هدفی باشد، و در راه تحقق آن، به وسایل گوناگون بكوشد، و تا آن جا این آمادگی را داشته باشد و ابراز دارد; كه هر گاه نام پیشوای قیام (قائم)، ذكر می‏شود به پاخیزد، و آمادگی همه جانبه خویش را نشان دهد، و این آمادگی را، همیشه، به خود و دیگران تلقین و در خود و دیگران تحكیم كند.

منابع:

ابراهیم امینی دادگستر جهان، ثفق، ص 125.

پرسمان شماره 1

یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف)

لينک ثابت  | توسط : ابراهیم محمودزاده  | چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392 - 12:44 |



مطالب گذشته
اِلهى عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَيْکَ الْمُشْتَکى وَ عَلَيْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِى الاَْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِکْفِيانى فَاِنَّکُما کافِيانِ وَ انْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرينَ.
»خوشه معرفت-پست ثابت | جمعه پانزدهم فروردین 1393
» یا صاحب الزمان (عج) ما به دامان تو هجرت می کنیم | دوشنبه یازدهم فروردین 1393
»فاطمه(سلام الله علیها) الگوی بانوان منتظر | چهارشنبه ششم فروردین 1393
»ما غایبیم یا امام زمان؟!! | شنبه دوم فروردین 1393
»کرامت انسانی در حکومت مهدوی | جمعه یکم فروردین 1393
»هفت سین سفره دلت را به نام امام زمان بزن | جمعه یکم فروردین 1393
»بهار ِ زخمی ِ پشت حصار منتظر است | جمعه یکم فروردین 1393
»بهار حقیقی انسان‌ها در عصر ظهور رقم می‌خورد. | پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392
»هفت سین امام زمانی | پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392
»عید اشک در ندبه های بی تابی | چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392
»من هم در غربت امام زمانم سهم دارم | چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392
»معرفت به حضرت آفتاب | چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392
»وضعیّت و موقعیّت شیعیان در عصر غیبت | شنبه دهم اسفند 1392
»انتظار تعهد آور | شنبه دهم اسفند 1392
»نهج البلاغه و مهدویت | پنجشنبه یکم اسفند 1392


منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو
پروفايل مدير
ايميل

موضوعات وبلاگ

حضرت محمد(ص)
حضرت فاطمه(س)
امام علی (ع)
امام حسن (ع)
امام حسین (ع)
امام سجاد (ع)
امام محمدباقر (ع)
امام صادق(ع)
امام موسی کاظم(ع)
امام رضا (ع)
امام جواد (ع)
امام هادی(ع)
امام حسن عسگری(ع)
حضرت مهدی(عج)
قدس
رمضان
اعياداسلامي
مقاله درباره نماز
حضرت معصومه(س)
شيطان پرستي
كليات حج
مباهله
اصلاح الگوي مصرف
عيدنوروز
همت مضاعف كارمضاعف
حضرت زينب
امام خميني
نماز
قران
حجاب وعفاف
ویژه نامه جوان
ویژه نامه رمضان

آرشيو ماهانه

فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
ادامه آرشيو

پيوندهاي وبلاگ

شبکه وبلاگی کردستان
شبکه وبلاگی سنندج
دانشگاه آزاد اسلامی سنندج
امام رضا
حسین
گرافیک
دشمن شناسی
سرافرازان
امام سجاد
امام سجاد
قالب
قالب
امام حسین
موسی کاظم
ازدواج
لهوف
امام حسین
خورشید
امام مهدی
امام مهدی
امام حسن عسگری
lمظلوم
در انتظار
يوم الفرج
وبلاگ ها
آفتاب پنهان
هفته وحدت
امام زمان
اخبار واقعی جهان از نگاه CNN
رسیدگی به مساجد
محبین امام رضا
بنیاد مهدی موعود
نسل بیداری
آسیابانی
حریم رضوی
مساجد
حسین
مذهبی
سفینه
کد آهنگ
صبر
مجله شبانه باشگاه خبرنگاران
دل نوشته مهدوی
دل نوشته مهدوی
دل نوشته مهدوی
دل نوشته مهدوی
دل نوشته مهدوی
کتابخانه امام حسن
سبک زندگی بهداشتی
ريحانه تم

پيوندهاي روزانه

مهدی یار
شبکه وبلاگی کردستان
شبکه وبلاگی کردستان
پیام مرند
الگوها
پایگاه حضرت مهدی
پژوهشکده مهدویت
انتظار
ایران انا
بایسته های مهدوی

لوگوي ما

لوگوي ما :


کليه حقوق اين وبلاگ محفوظ است!