تبليغاتX
مهدویت

         

 

 

بحث انتظار و ظهور مهدی موعود ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از ابعاد گوناگونی مورد چالش قرار گرفته‌ است؛ از جمله:

 
1. مهم‌ترین فلسفه‌ای كه برای تحقّق قیام مهدی برشمرده‌اند، تحقّق عدالت فراگیر و گسترده است. با توجّه به این‌كه یكی از علل ضرورت معاد نیز همین ضرورت تحقّق كامل است و با توجّه به این‌كه دنیا فقط دارگذر، و اصل و مقصد نهایی، آخرت است، دیگر تحقّق عدالت فراگیر در دنیا چه ضرورتی دارد و چرا باید در این دنیا انتظارِ عدالت داشته باشیم؟
2. در آیات و احادیث برای برخی اعمال جایگاه خاصی قائل شده‌اند: نماز ستون دین دانسته شده، و امربه معروف و نهی از منكر، مایه قوامِ بقیه احكام، و... . در این میان انتظار فرج، افضل اعمال شمرده شده است. چرا انتظار، چنین جایگاهی دارد؟ به ویژه اگر توجّه كنیم كه در بقیه موارد، فعل ایجابی و اقدام صورت می‌گیرد؛ اما ظاهراً انتظار، فعل سلبی و اقدام نكردن و منتظر ماندن است. چگونه كاری نكردن مهم‌ترین و برترین كار دانسته شده است؟
3. یكی از مباحثی كه امروزه جدّی مطرح می‌شود، بحث جهانی‌شدن است و می‌دانیم حكومت مهدی(عج) نیز حكومت جهانی است. قیام او فلسفه‌ای جهانی دارد و الگوی اسلامی جهانی‌شدن را می‌توان همان حكومت مهدی(عج) دانست. اگر از این زاویه نگریسته شود، آیا جهانی‌شدن رنگ و بوی دیگری نخواهد گرفت و در آن صورت، وظیفه ما در قبال آن‌چه امروزه به صورت جهانی‌شدن مطرح شده، چیست؟
گذشته از این‌گونه پرسش‌ها كه در خصوص اصل مهدویت و انتظار مطرح است، خود مفهوم انتظار، در درون خود نیز با چالش‌هایی جدّی مواجه است كه شاید مهم‌ترین آن‌ها این باشد كه با توجه به این‌كه در احادیث آمده ظهور، زمانی رخ می‌دهد كه جهان پر از ظلم شده باشد، آیا هرگونه تلاش اصلاحی عملاً ظهور را به تاخیر نمی‌اندازد؟ اگر باید منتظر ظهور بود، پس باید از اقدامات اصلاحی دست برداشت و این به معنای نفی وظایف اجتماعی است كه در دین بر دوش انسان گذاشته شده است (نظیر امر به معروف و نهی از منكر)، و اگر قرار است به آن وظایف عمل كنیم، دیگر چگونه می‌توان منتظر بود؟ به بیان دیگر اگر قرار است سیر بشر با این اصلاحات ما، سیر تكاملی باشد، این سیر به همین ترتیب به آخر می‌رسد و دیگر چه نیازی به ظهور مهدی؟
این‌ها و سؤالاتی از این دست، نگاهی دوباره و عمیق به مسأله مهدویت در اسلام را می‌طلبد كه می‌توان كلّ مسأله را در این جمله خلاصه كرد: از ما خواسته شده: انتظار ظهور و قیام مهدی(عج) را داشته باشیم،‌ و مسأله ما این است كه چرا و چگونه؟


در این مقاله قصد داریم با استفاده از اندیشه‌های شهید مرتضی مطهری پاسخ این سؤال را به دست آوریم.
سؤال از چرایی، دوگونه پاسخ می‌تواند داشته باشد: یك بار، سؤال چرایی، سؤال از علل شیء است و این‌جا باید به تبیین فلسفه مهدویت پرداخت؛ یعنی سؤال از این‌كه چرا باید منتظر بود، به این برمی‌گردد كه چرا قیام مهدی ضرورت دارد كه انتظار آن ضرورت داشته باشد؟ پاسخ دیگر، پاسخ از طریق نتایج (معلولات شیء) است؛ یعنی باید منتظر بود؛ زیرا منتظر بودن، این آثار را برای ما به همراه دارد؛ امّا بحث از چگونگی، بین این دو نحوه چرایی قرار می‌گیرد. این بحث از طرفی متفرّع بر فلسفه مهدویت است؛ زیرا برای معلوم شدن چگونگی انتظار ابتدا باید متعلَّق آن معلوم شود. روشن است كه انتظار حمله دشمن را داشتن، چگونگی‌ای غیر از انتظار ورود میهمان داشتن را اقتضا می‌كند. این‌جا پس از شناخت ضرورت و فلسفه قیام موعود جهانی است كه می‌توان به این پرداخت كه این قیام چگونه تحوّلی در تاریخ و جامعه بشری است و چگونه انتظاری را از ما می‌طلبد. از طرف دیگر، زمانی می‌توان سخن از آثار و نتایج این انتظار به میان آورد كه چگونگی این انتظار معلوم شده باشد تا بگوییم چنین انتظاری چنان ثمره‌ای خواهد داشت.
بدین ترتیب بحث را در سه بخش ادامه می‌دهیم: در بخش اوّل (فلسفه مهدویت و ضرورت انتظار) و سوم (ثمرات انتظار)، درباره چرایی انتظار سخن خواهیم گفت و در بخش دوم (نحوه انتظار و وظیفه ما) در خصوص چگونگی آن.

 

كاشان نيوز 86- امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف

بخش اوّل: فلسفه مهدویت و ضرورت انتظار
در فلسفه اسلامی، قاعده‌ای به نام قاعده تلازم حد و برهان وجود دارد. به اقتضای این قاعده، هرگونه برهانی كه بر مساله‌ای اقامه شود، به شناخت (حد) بهتر آن خواهد انجامید و بالعكس. (ابراهیمی دینانی، 1372: ج 3، ص 240 ـ 249). این بحث ما نیز بر همین روش مبتنی است؛ یعنی اگر بخواهیم شناخت مناسبی از مهدویت به دست آوریم، یك راه این است عللی كه ضرورت مهدویت را ایجاب كرده، بررسی كنیم. به نظر می‌رسد مهم‌ترین دلیل ضرورت موعود جهانی، همان فلسفه بعثت انبیا است كه فلسفه خلقت نیز هست (مطهری، 1372 الف، ص 69 ـ 73). فلسفه خلقت، عبادت و عبودیت است كه حقیقت عبودیت، تقرب به خدا است و فلسفه بعثت نیز طبق آیات متعدّدی از قرآن كریم، توحید و عدالت اجتماعی معرّفی شده كه مطابق شرح دقیق شهید مطهری، عدالت نیز برای توحید است (همان: ص 74 ـ 85)، و مهم‌ترین ضرورت قیام موعود جهانی نیز پركردن زمین از عدل و قسط است؛ امّا چنان‌كه گفته شد، اگر قرار است عدالت كامل در آخرت محقّق شود، دیگر چه اصراری هست كه در دنیا هم محقق شود؟ پاسخ به این سؤال، به نوع نگاه ما به انسان، عدالت و آخرت برمی‌گردد كه در چند بند توضیح می‌دهیم:
1. جایگاه انسان در نظام آفرینش:
از منظر قرآن كریم، انسان به زمین نیامده كه در زمین بماند؛ بلكه آمده تا مسیر حركت به سوی خدا را طی كند و به مقام شایسته خویش كه همان مقام خلیفه اللّهی است برسد؛ یعنی مظهر صفات خدا گردد. انسان، آن‌گونه كه ملائكه پنداشتند، فقط موجودی نیست كه در زمین فساد و خونریزی كند؛ بلكه سكّه وجودش، روی دیگری دارد كه همان فلسفه آفرینش او است و در واقع آن‌چه در انسان اصالت دارد، همان ارزش‌های متعالی وجود او است (همان، ص 52 ـ‌ 54).


2. اصل فطرت:
با توجّه به مطلب پیشین، انسان موجود خنثا نیست كه صرفاً تحت تاثیر عوامل خارجی واقع شود؛ بلكه در ذات خود، شخصیت واقعی و جهتگیری حقیقی به سمت كمال دارد كه این جهتگیری، همان فلسفه اصلی وجود او است و امری است كه می‌توان روی آن سرمایه‌گذاری كرد (مطهری، 1375). این سرمایه اوّلیه به قدری اهمیت دارد كه وجود هرگونه باطلی كاملاً تبعی و طفیلی این سرمایه حق است و در عالم، باطل محض وجود ندارد؛ بلكه همه باطل‌ها در اثر افراط و تفریط در حق پدید می‌آیند و هویت مستقلی ندارند (مطهری، 1372 ب، ص 35 ـ 37). به بیان دیگر، انسان یك ظرف خالی محض نیست كه از بیرون و تحت تاثیر عوامل خارجی پر شود؛ بلكه بذر یك سلسله بینش‌ها وگرایش‌ها در نهاد او نهفته است و بدین سبب انسان باید پرورش داده شود، نه این‌كه مانند یك مادّه صنعتی، ساخته شود (مطهری، 1371: ص 35).
3. رابطه فرد و جامعه: در اسلام، هم فرد اصالت دارد و هم جامعه. دیدگاه اسلام نه اصالت فردی محض است كه جامعه را فقط اعتباری و قراردادی بداند، نه اصالت جمعی صرف است كه هیچ‌گونه اصالت و هویتی برای فرد قائل نباشد؛ بلكه باید گفت:
افراد انسان كه هر كدام با سرمایه‌ای فطری و سرمایه‌ای اكتسابی از طبیعت، وارد زندگی اجتماعی می‌شوند، روحاً در یك‌دیگر ادغام می‌شوند و هویت روحی جدید كه از آن به روح جمعی تعبیر می‌شود، می‌یابند. این تركیب یك نوع تركیب طبیعی مخصوص به خود است كه برای آن شبیه و نظیری نمی‌توان یافت. این تركیب از آن جهت كه اجزا در یك‌دیگر تاثیر و تأثّر عینی دارند و موجب تغییر عینی یك‌دیگر می‌گردند و اجزا هویت جدیدی می‌یابند، تركیب طبیعی و عینی است؛ امّا از آن جهت كه كل و مركّب به عنوان یك واحد واقعی وجود ندارد، با سایر مركّبات طبیعی فرق دارد؛ یعنی در سایر مركّبات طبیعی، تركیب، تركیب حقیقی است؛ ‌زیرا اجزا در یك‌دیگر تاثیر و تاثّر واقعی دارند و هویت افراد هویتی دیگر می‌گردد و مركّب هم یك واحد واقعی است؛ یعنی صرفا هویتی یگانه وجود دارد و كثرت اجزا تبدیل به وحدت كل شده است؛ امّا در تركیب جامعه و فرد، تركیب، تركیب واقعی است؛ زیرا تاثیر و تأثّر و فعل و انفعال واقعی رخ می‌دهد و اجزای مركّب كه همان افراد اجتماعند، هویت و صورت جدید می‌یابند؛ امّا به هیچ وجه، كثرت تبدیل به وحدت نمی‌شود و انسان اكمل به عنوان یك واحد واقعی كه كثرت‌ها در او حل شده باشد، وجود ندارد. انسان اكمل، همان مجموع افراد است و وجود اعتباری و انتزاعی دارد
(مطهری، 1374، ص 27 ـ 26)؛
بنابراین، تحقّق سعادت فرد بماهو فرد، ‌لزوماً به معنای تحقّق سعادت جامعه بماهو جامعه نیست؛ چرا كه هر دو اصالت دارند و زمانی می‌توان واقعاً سعادت انسانی را محقّق شده دانست كه افزون بر سعادت فرد، ‌سعادت جامعه نیز محقّق شود.
4. رابطه دنیا و آخرت: آخرت باطن دنیا است بدین معنا كه عالم آخرت عالمی كاملاً مستقل نیست كه بعد از پایان زمانی دنیا،‌تازه آغاز شود؛ بلكه با نظر عمیق به آیات و روایات می‌توان دریافت كه آخرت در باطن دنیا قرار دارد؛ پس جزای آخرتی، نه جزای قراردادی است و نه حتی رابطه علّی و معلولی با اعمال دنیایی دارد؛ بلكه جزای آخرتی به ظهور رسیدن باطن همین اعمالی است كه در دنیا انجام می‌داده‌ایم (مطهری، 1373 الف، ص 201، و نیز 1373 ب، ص 30 ـ 32)؛ پس می‌توان گفت: سعادت آخرتی، تجلّی باطنی و واقعی سعادت دنیایی است؛ بدین لحاظ كه در تعبیر قرآن كریم، انسانی كه از یاد خدا غافل باشد، گرچه انواع امكانات رفاهی در اختیارش باشد، باز زندگی‌اش سخت و ناخوشایند است و در مقابل، اولیای خدا هر قدر هم كه به لحاظ ظاهری در رنج و سختی باشند، در خوشی و آرامش كاملند. بدین ترتیب، برای تحقّق عدالت واقعی در قیامت باید هم به لحاظ فردی و هم به لحاظ اجتماعی، انسانِ كمال یافته در دنیا وجود داشته باشد.

چشم به راه باشید که من با شما چشم به راهم

 

اللهم عجل لوليک الفرج

مطلب رو مطالعه کنیدنظر یادتون نره منتظرم


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 10:55 توسط چشم به راه آقا |

 

بسیارى دوست دارند بدانند .

براى روشن شدن این پرسش باید محل سكونت امام زمان - علیه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود:

1 . دوران پدر

بدون شك محل ولادت امام مهدى - علیه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى - علیه السلام - در سامرا و نزد پدرش مى‏زیست . حكیمه خاتون، دختر امام جواد - علیه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشریف - را در خانه امام عسكرى - علیه السلام - مشاهده كرد . برخى از یاران امام مانند احمد بن اسحاق نیز وى را همان جا دیده‏اند . امام در یكى از ملاقات‏هایش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بیرون آمد .

روزى یعقوب بن منقوش پرسید: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان كرد امام عصر - عج الله فرجه الشریف - را دید . مهدى - علیه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر نشست .

امام عسگرى، در دقایق پایانى عمر، به عقید خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده است، نزد من آور . . . . این روایات گواهى مى‏دهد امام مهدى - عج الله فرجه الشریف - در حال حیات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مى‏كرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان مى‏داشت .

بر اساس روایت امام صادق - علیه السلام - ، یكى از جاهایى كه امام عصر - عج الله فرجه الشریف - حضور مى‏یابد، صحراى عرفات در ایام حج است

2 . غیبت صغرا

امام، در دوران 74 ساله غیبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مى‏كرد; زیرا چهار نایب خاصى كه با وى رابطه مستقیم داشتند، در بغداد به سر مى‏بردند . آن‏ها نامه‏هاى مردم را به وى مى‏رساندند و پاسخ دریافت مى‏كردند . امام صادق - علیه السلام - مى‏فرماید: براى حضرت قائم دو غیبت است: یكى كوتاه و دیگرى طولانى . در غیبت اول، كسى جز خواص شیعیان وى، جایگاهش را نمى‏داند . به احتمال قوى نایبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مى‏آمدند .

3 . غیبت كبرا

درباره محل اقامت امام در دوران غیبت كبرا نمى‏توان به طور دقیق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق - علیه السلام - به ابوبصیر فرمود: نیكوترین منزل مدینه است  علامه مجلسى نیز مى‏گوید: همین جمله دلالت مى‏كند آن حضرت غالبا در مدینه و اطراف آن به سر مى‏برد . امام باقر - علیه السلام - هم به كوه «ذى طوى‏» اشاره فرموده است; اما باید گفت هیچ كس به محل دقیق سكونت امام مهدى - علیه السلام - راه پیدا نمى‏كند; زیرا امام عصر به ابراهیم بن مهزیار فرمود: پدرم از من پیمان گرفته در سرزمینى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نیرنگ‏هاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسیده و گمراه، نهان و مصون باشم . این پیمان مرا بر فراز تپه‏هاى بلند و ریگزارها و سرزمین‏هاى مورد اطمینان افكنده است .

برخى احتمال مى‏دهند امام در یكى از جزایر دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزیره خضرا معروف است، به سر مى‏برد. گروهى نیز با منطبق دانستن اوصاف این جزیره با مثلث‏برمودا، آن مكان را محل سكونت امام زمان - عجل الله فرجه الشریف - مى‏دانند; زیرا به رغم تلاش‏هاى فراوان تا كنون كسى به كشف اسرار این مثلث توفیق نیافته است. بى‏تردید این نظر نادرست مى‏نماید .

به استناد برخى از روایات، امام عصر - عجل الله فرجه الشریف - در زمان غیبت كبرا در همه جا حضور مى‏یابد، و یوسف وار به طور ناشناس میان مردم رفت و آمد مى‏كند . هیچ كس وى را نمى‏شناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به یوسف صدیق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند .

بر اساس روایت امام صادق - علیه السلام - ، یكى از جاهایى كه امام عصر - عج الله فرجه الشریف - حضور مى‏یابد، صحراى عرفات در ایام حج است .

عبید بن زراره گفت: از امام صادق - علیه السلام - چنین شنیدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبینند . او در روزهاى حج مردم را مى‏بیند ولى مردم او را نمى‏بینند .

محمد بن عثمان، یكى از نواب اربعه، نیز در این باره مى‏گوید: والله ان صاحب هذا الامر یحضر الموسم كل سنة فیرى الناس و یعرفهم و یرونه و لایعرفونه; به خدا سوگند، صاحب این امر همه ساله در مراسم حج‏حضور پیدا مى‏كند . مردم را مى‏بیند و مى‏شناسد; ولى مردم - با این‏كه او را مى‏بینند - نمى‏شناسند .

4 . عصر ظهور

امام زمان، هنگام ظهور در مسجد سهله  اقامت ‏خواهد كرد. ده‏ها هزار پیامبر در این مسجد نماز گزارده‏اند و محل سكونت‏ بزرگانى چون حضرت ابراهیم و ادریس و خضر بوده است. امام صادق - علیه السلام - به ابوبصیر فرمود: اى ابامحمد، گویا حضرت قائم را در مسجد سهله مى‏بینم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مى‏گردد.

به استناد برخى از روایات، امام عصر - عجل الله فرجه الشریف - در زمان غیبت كبرا در همه جا حضور مى‏یابد، و یوسف وار به طور ناشناس میان مردم رفت و آمد مى‏كند .

ابوبصیر پرسید:

آیا مسجد سهله خانه‏اش خواهد بود؟

حضرت فرمود: آرى، این مسجد منزل حضرت ادریس است. خداوند هیچ پیامبرى را برنینگیخت مگر آن كه در این مسجد نماز گزارد . هر كس در این مسجد بماند، مانند آن است كه در خیمه رسول خدا اقامت كرده است . هیچ مرد و زن مؤمنى نیست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مى‏كشد . روز و شبى نیست مگر آن كه فرشتگان به این مسجد پناه مى‏برند و در آن به عبادت خداوند مى‏پردازند .

ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه این مسجد سه مقام، با اعمال ویژه، واقع شده است . كه این مقام‏ها به حضرت ابراهیم و ادریس و خضر منسوبند.

چقدر چله نشینی؟... چهل... چهل... تا چند؟

چقدر جمعه گذشت و نیامدی، سوگند

*

به دانه دانه تسبیح مادرم، موعود!

که بی تو هیچ نیامد به دیدنم لبخند

که روزها همه مثل هم‌اند- سرد و سیاه-

غروب‌ها و سحرهاش خسته‌ام کردند

کشانده‌اند مرا روزها به تنهایی

گمان کنم که مرا منتظر نمی‌خواهند!

 

تو نیستی و جهانم پر از فراموشیست

جهان عاشقی‌ام را غروب‌ها آکند...

تو نیستی که قیامت کنی به آن قامت

تو نیستی که درختان به خویش می‌بالند!

تو نیستی و... چقدر از زمان من باقیست

چقدر بی تو بگویم غزل غزل، یکبند

به چشم‌های کسی احتیاج دارد که

زند به شاخه ادراک خاکی‌اش پیوند

به چشم‌های کسی که شبیه یک منجی

زلال، آبی، روشن- شبیه تو- باشند

*

چقدر چله نشینی؟ چقدر ندبه و اشک؟

چقدر بی تو سرودن قصیده‌های بلند؟

  چشم به راه باشید که من با شما چشم به راهم

 

اللهم عجل لوليک الفرج

مطلب رو مطالعه کنیدنظر یادتون نره منتظرم


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 10:51 توسط چشم به راه آقا |

حافظ و مهدویت

مهدویت و نوید ظهور مصلح غیبی در اسلام بسیار قدیمی و ریشه‏دار است، لیكن نباید غافل بود كه این امر اختصاص به شیعیان ندارد، بلكه این اعتقاد در میان عامه مسلمین وجود دارد و همچنین ادیان دیگر نیز ظهور آن حضرت را قطعی می‏دانند، ولی هركدام، از این منجی، به‏گونه‏ای تعبیر كرده‏اند. حافظ درباره غیبت آن حضرت می‏گوید:

تا نیست غیبتی نبود لذت حضور ازدست غیبت تو شكایت نمی‏كنم

یا در جای دیگر:

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت   جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

امام رضا، علیه‏السلام، درباره غیبت آن حضرت چنین می‏فرماید:

چهارمین فرزند من، خداوند او را در پشت پرده غیبت پنهان می‏سازد. تا وقتی كه خود می‏خواهد

عارف نامی حافظ شیراز كه به زیارت جان باهرالنور امام زمان، عجّل‏اللّه‏تعالی‏فرجه، تشرّف حاصل كرده است، شرایط زیارت حجت عصر را چنین وصف می‏كند:

در خرابات مغان نور خدا می‌بینم   این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو   خانه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینم

خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن   فکر دور است همانا که خطا می‌بینم

استاد علی دوانی در كتاب شوق مهدی مطلبی را درمورد حافظ و حضرت مهدی آورده است:

در اشعار هیچ یك از شاعران بزرگ غیر از حافظ نمی‏بینیم كه تا این حد ابیاتی مناسب با اعتقاد شیعیان درباره امام زمان، علیه‏السلام، آمده باشد و تقریبا كمتر غزلی است كه بیتی یا ابیاتی از آن مناسب با وصف‏حال امام غایب ازنظر نباشد.

لسان‏الغیب در غزلهای شورانگیز خود بارها سروده است:

روی بنما و وجود خودم از یاد ببر   خرمن سوختگان را همه‏گو باد ببر

اشكم احرام طواف حرمت می‏بندد   گرچه از خون دل ریش دمی طاهر نیست

عمریست تا به راه غمت رو نهاده‏ایم   روی و ریای خلق به‏یك سو نهاده‏ایم

ای خرّم از فروغ رخت لاله‏زار عمر   بازآ كه ریخت بی‏گل رویت بهار عمر

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی   دل بی‏تو به‏جان آمد وقت است كه بازآیی

بنمای رخ كه خلقی واله شوند و حیران   بگشای لب كه فریاد از مرد و زن برآید

از اینها جالبتر اینكه حافظ نام «مهدی» را صریحا آورده و از ظهور و نابودی «دجّال» ـ مظهر ریا و تزویر و بدی و پلیدی ـ سخن گفته است:

كجاست صوفی دجّال چشم ملحد شكل   بگو بسوز كه «مهدی» دین پناه رسید!

شباهت حضرت مهدی به‏پیامبران الهی درشعر حافظ

در حضرت نشانه‏هایی از پیامبران الهی وجود دارد كه به احادیثی در این رابطه اشاره می‏كنیم:

مهدی قائم از نسل علی‏بن ابیطالب، علیه‏السلام، است كه در اخلاق و اوصاف، شكل و سیما، شكوه و هیبت چون عیسی‏بن مریم است. خداوند به همه پیامبران هرچه داده، به او نیز داده، با اضافاتی

همچنین در روایت دیگری از كتاب اثبات‏الرجعة فضل‏بن شاذان از امام صادق، علیه‏السلام، آورده است:

هیچ معجزه‏ای از معجزات انبیأ و اوصیا نیست مگر اینكه خداوند تبارك و تعالی مثل آن را به‏دست قائم، علیه‏السلام، ظاهر می‏گرداند تا بر دشمنان اتمام حجت كند

و در حدیث دیگری امام صادق، علیه‏السلام، می‏فرمایند:

و در آن هنگام كه آقای ما قائم، علیه‏السلام، به خانه خدا تكیه زده می‏گوید: ای مردم هركس می‏خواهد آدم و شیث را ببیند، بداند كه من آدم و شیث هستم و هركس می‏خواهد نوح و فرزندش سام را ببیند، بداند كه من نوح و سامم و هركس كه می‏خواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند، بداند كه من همان ابراهیم و اسماعیل می‏باشم، و هركس می‏خواهد موسی و یوشع را ببیند، من همان موسی و یوشع هستم، و هركس می‏خواهد عیسی و شمعون را ببیند من همان عیسی و شمعون هستم و هركس می‏خواهد محمد، صلّی‏اللّه‏علیه‏وآله، و علی، علیه‏السلام، را ببیند من همان محمد و امیرالمؤمنین، علیهماالسلام، هستم و هركس می‏خواهد حسن و حسین را ببیند من همان حسن و حسینم و هر كس می‏خواهد امامان از ذریه حسین، علیه‏السلام، را ببیند بداند كه من همان ائمه اطهار هستم، دعوتم را بپذیرید و به‏نزدم جمع شوید كه هرچه گفته‏اند و هرچه نگفته‏اند به‏شما خبر دهم

احادیث فوق دلالت دارد كه تمام صفات انبیا و ائمه، علیهم‏السلام، در وجود حضرت جمع است و چه خوش گفته‏اند: «آنچه خوبان همه دارند تو یكجا داری».

حافظ نیز این نكته را زیبا سروده:

حافظ مكن اندیشه كه آن یوسف مه‏روی   باز‌اید و از كعبه احزان به در آیی

یا:

گفتند خلایق كه تویی یوسف ثانی   چون نیك بدیدم به حقیقت به از آنی

 

 

امام رضا عليه السلام فرمودند:
چه خوب است صبر و انتظار فرج، آيا نشنيده اي فرموده ي خداوند عزوجل را كه : « وارتقبوا انی معکم رقیب » 

و چشم به راه باشید که من با شما چشم به راهم

 

اللهم عجل لوليک الفرج

مطلب رو مطالعه کنیدنظر یادتون نره منتظرم


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 13:40 توسط چشم به راه آقا |

 

شايد شرايط خاص روحى- روانى اين باور را در ذهن مردم جا انداخته باشد اين اصل كه مهدى رهبر موعود و منجى عالم بشریت است به صورت عام در احاديث نبوى، و به صورت خاص در روايات ائمه اهل بيت (ع)آمده است. در اين روايات مسأله به گونه ای مورد تاکید قرارگرفته كه جاى هيچ گونه شكى باقى نمی گذارد وچهارصد حديث فقط از طريق اهل سنت شمارش شده كه به ضميمه روايات شيعه به بيش از شش هزار روايت مى رسد و چنين آمارى بسيار بالاست. در مورد خيلى از مسائل بديهى اسلام كه مسلمانان به آن معتقدند، اين همه روايت وارد نشده است.


اما تجسم اين انديشه در وجود امام دوازدهم (ع)هم دلايل كافى دارد كه كاملاًا قناع كننده است. اين دلايل را مى توان در دو دليل نقلى و علمى، خلاصه كرد: دليل نقلى، وجود امام موعود را اثبات می کند ودليل علمى، ثابت می کندكه مهدى (ع)یک اسطوره ویک فرضيه نيست، بلكه حقيقتى است كه وجود او در تاریخ لمس شده است.
اما دلیل نقلی صدها روايت و حديث از پیامبر اكرم (ص)و ائمه اهل بيت (ع)رسيده است كه می گوید مهدى موعود داراى اين خصوصيات است: از اهل بيت است، از فرزندان فاطمه است، از نسل حسين ونهمين فرزند آن حضرت است. ورواياتى كه می گوید جانشينان پيامبر(ص)دوازده نفر مى باشند.


اين روايات، مهدى موعود را در شخص امام دوازدهم، منحصر و متعين می کند وبا اينكه ائمه (ع)براى حفظ آن حضرت از ترور وقتل سعى داشتند مسأله در سطح عمومى مطرح نشود، در عين حال روايات زیادى در اين زمينه وارد شده است. البته زيادى روايت به تنهايى نمى تواند مقبوليت آن را برساند، بلكه در اين جا قرینه وگواه خاصى وجود دارد كه دليل بر صحت اين روايات است. در حديث شریف نبوى، سخن از امامان، جانشينان، اميران و سخن از دوازده تن آمده است. متن احاديث مختلف است در بعضى دوازده امام و در بعضى دوازده خليفه ودر بعضى دیگر دوازده امير، ذكر شده است. بعضى از مؤلفان، اين احاديث را بيش از دویست وهفتاد شمارش كرده اندكه همگى ازکتابهای معتبر شيعه وسنى از قبيل صحيح بخارى، صحيح مسلم، سنن ترمذى، سنن ابوداود، مسند احمد و مستدرک حاكم نقل شده است.

امام مهدی عج الله تعالی فرجه - مهدویت و هالیوود


اما دلیل علمی : دليل علمى تجربه است، تجربه اى كه مدت زمان هفتاد سال گروهى از مردم با آن زندگى كردند يعنى "غیبت صغرى ". غیبت صغرى برگزارشد تا مردم به تدريج با غیبت خو بگيرند و خود را بر اساس آن بسازند. امام از ديده ها پنهان بود ولى از طریق وكيلان وياران مورد وثوق )نواب اربعه( با مردم ارتباط داشت. در اين مدت، چهار تن از پاکترین و باتقواترين مؤمنان، نيابت وجانشينى آن حضرت را بر عهده داشتند ودر مدت هفتاد سال واسطه ميان او ومردم بوده اند وهيچ كسى در هيچ زمينه اى خطايى از آنان نديده و نشنيده است.


آیا تصور می كنيد امكان داشته باشد يک دروغ، هفتاد سال دوام بياورد وچهار نفر با هماهنگى كامل ويکصدا، يک نقش را بازى كنندآنان با رفتار صميمانه خود چنان در مردم ايجاد اطمينان كرده بودندكه همه به گفتار وكردار آنان ايمان داشتند. آیا مى شود اين چهار تن به گونه ای نقش بازى كنندكه هيچ كس به حقيقت پى نبرد در حالى كه اين افراد هيچ رابطه خاصى با هم نداشته اند تا بگوييم در اين قضيه تبانى كرده بودند. از قديم گفته اند: طناب دروغ، كوتاه است. امكان ندارد يک دروغ بتواند بدين شكل دوام بياورد ودر تمام اين مدت وبا همه بده و بستان ها وروابط مختلف موضوع كشف نگردد وهمه به درستى آن ايمان داشته باشند. بدينسان در مى يابيم كه پديده غیبت صغرى مى تواند به عنوان يک آزموده علمى، دليل بر واقعيت خارجى يک موضوع باشد و آن وجود، زندگى و سپس غیبت حضرت مهدى (ع)است. آن حضرت پس از غیبت صغرى، خود اعلان كرده است كه در پرده غیبت كبرى خواهد رفت واز نظرها پنهان خواهدگشت وهيچ كسى او را نخواهد ديد

امام رضا عليه السلام فرمودند:
چه خوب است صبر و انتظار فرج، آيا نشنيده اي فرموده ي خداوند عزوجل را كه : « وارتقبوا انی معکم رقیب » 

و چشم به راه باشید که من با شما چشم به راهم....

اللهم عجل لوليک الفرج

مطلب رو مطالعه کنیدنظر یادتون نره منتظرم


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 ساعت 19:57 توسط چشم به راه آقا |

تمامي مطالب اين وبلاگ محفوظ مي باشد
طراحي شده توسط گنبدطلاي امام رضا

منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
عناوين مطالب وبلاگ

درباره ي وبلاگ


َللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

لحظات انتظار

آرشيو مطالب

موضوعات

آخرين پست هاي وبلاگ

عيدقربان مبارك-عرفان درعرفات-دانلودمقاله
حضرت ابراهيم خليل الله شيعه امام علي (ع)
آثار تربیتی انتظار بر فرد، خانواده و جامعه
خداي سكولار به همراه دانلود كتاب براي گوشي
عيدقربان مبارك-عرفان درعرفات-دانلودمقاله
کلیات بهداشت-مناسک ومعاینات حج-حج درآیینه احادیث وشعر-دانلود مقال
مقاله اي جامع درباره شيطان پرستي حتما دانلود كنيد
حضرت معصومه(س)؛ بانوی فضیلت و کرامت
شهادت امام صادق(ع) تسليت باد-دانلود مقاله
مقاله جامع درباره نماز- رسانه ملي و ترويج فرهنگ نماز-جوانان ومساجد

پيوند هاي روزانه

پيوند ها

امکانات

طراح قالب




Powered by BLOGFA
File Hosting by Persian Gig